مددکاری فردی

نظریه مدافعه در مددکاری اجتماعی مدافعه

از دهه 1970به بعد مدافعه در فعالیت های علمی مددکاری اجتماعی عمومی تلفیق وترکیب شده است. مدافعه یا دفاع مفهومی است که مددکاران اجتماعی از مشاغل حقوقی وام گرفته اند. زمانی که مددکار اجتماعی برای تحقق اهداف مددجو و دفاع از دلایل وی سخنگوی مددجو می شود در واقع نقش مدافع را بر عهده می گیرد. چارلز گراسر می گوید که دفاع در مددکاری اجتماعی بی طرفانه نیست بلکه مددکار اجتماعی نظیر وکیل مدافع، نماینده وطرفدار مددجوست. مدافع استدلال می کند، بحث می کند، مداخله می کند وبه نفع مددجو درمحیط دخالت می کند .

نظريه هاي شناختي رفتاري در مددكاري اجتماعي

ذهن گرایی ریشه در افكار كسانی چون كانت هگل و افلاطون دارد آنها جهان عینی را بیانی از ذهنیات انسانی می دانستند .

نظریه های مددکاری فردی

نظریه تشویش(stress)
مفهوم تشویش در سال 1935 توسط سلیه بوجود آمد و او تحت تاثیر واکنشی تطبیقی در برابر تغییری که حالت پیدا می کند، قرار گرفت. اجرای آزمایش های گوناگون بر روی حیوانات به او اثبات کرد که ارگانیزم یک موجود زنده در مقابل حمله و هجوم ، تسلیم تغییرات هم و پایدار می شود. صرف نظر از نوع و تیپ این هجوم و یا حمله ، عامل تشویش می تواند یک ریشه فیزیکی ، شیمیایی یا روانشناختی داشته باشد . علایم بیماری همیشه و به طور مداوم به سه قسمت تقسیم می شود: