نگرش - بخش دوم گفتار چهارم

نگرش - بخش دوم گفتار چهارم

نگرشها از متغیر های مختلفی تشکیل یافته اند : هرنگرش در برگیرنده ی صفات مرتبطی از محرک ها و پدیدهای معین است . این صفات را متغیر می نامیم . زیرا از حیث کمیت و کیفیت و نوع در معرض تغییرند . نگرش ها از این جهت پیچیدگی های مختلفی می توانند داشته باشند و این مربوط به تعداد و نیز کیفیت متغیرهایی است که در نظر گرفته شده است .

گفتار چهارم - بخش دوم: 1.    ساختمان نگرش

2.    چه هنگامی افراد اطلاعات ناساز با نگرش های خود را جذب می کنند ؟

برای تغییر هر چه بهتر نگرش ها  باید به بررسی ساختمان نگرش ها بپردازیم :

•    نگرشها از متغیر های مختلفی تشکیل یافته اند : هرنگرش در برگیرنده ی صفات مرتبطی از محرک ها و پدیدهای معین است . این صفات را متغیر می نامیم . زیرا از حیث کمیت و کیفیت و نوع در معرض تغییرند . نگرش ها از این جهت پیچیدگی های مختلفی می توانند داشته باشند و این مربوط به تعداد و نیز کیفیت متغیرهایی است که در نظر گرفته شده است . در عین حال افراد مختلف ممکن است نسبت به حوزه ی واحدی از محرک ها و پدیده ها ، نگرش هایی با پیچیدگی های متفاوت داشته  باشند . با نظر به این ویژگی یکی از طرق تغییر نگرشها آن است که تعداد یا نحوه ی متغیرهای آن دچار تغییر شود . با کاهش و افزایش تعداد متغیرهای و خفیف و شدید کردن متغیرهای یک نگرش می توان نگرش نسبت به موضوعی خاص را تغییر داد . هم مقاومت تمام عیار و هم تغییر تمام عیار در نگرش ها به ندرت اتفاق می افتد . اما آنچه بسیار رخ می دهد ، تغییر در جنبه ای معین است . یکی از شیوه های این تغییر کثیر الوقوع ، کم و زیاد شدن یا خفیف و شدید شدن متغیر های یک نگرش است . بنابراین مربی نبایستی ایده آل گرایانه بیندیشد . زیرا اگر کسی تنها تغییر تمام عیار را تغییر بداند ، از کار خویش مایوس خواهد شد . اما اگر مربی در پی آن باشد که اگر توانست حتی یک متغیر را به نگرش کسی بیفزاید یا از آن بکاهد ، هم موفق تر خواهد بود و هم به واقع نزدیک تر . بنابراین با توجه به این که نگرش ها از متغیر های مختلفی تشکیل شده اند ، می توان آن ها را به لحاظ کمی و کیفی دچار تغییر ساخت .

•    متغیرها روابط بیابینی دارند : ویژگی دیگر در نگرش ها آن است که میان متغیرهای مختلف آن روابطی ( اعم از روابط علی – معلولی یا همبستگی ) وجود دارد . از این جهت ممکن است دو نگرش در باب امری معین ، با تعداد مساوی متغیر ها اما نوع متفاوت ارتباط میان متغیرها وجود داشته باشد . انواع ارتباط فی مابین متغیرها متعدد است ، مثلا ممکن است چند متغیر از حیث زمانی یا مکانی با هم ارتباط داشته باشند . یا به نحو همبستگی و یا به نحو علی با هم مرتبط باشند . بر این اساس ، نوعی از تغییر در نگرش ها ، ناظر به تغییر دادن روابط فی مابین متغیرهای مورد نظر است . با این که در این نوع تغییر ممکن است ، عناصر ، حذف یا اضافه نشوند ، اما همین تغییر ارتباطی ، خود قابل توجه است و نباید به آن بی اعتنا بود . بدین ترتیب که با تغییر روابط بین متغیرها از علی به همبستگی و از همبستگی به علی در واقع نگرش افراد تغییر کرده است .

•    نگرشها ممکن است ناظر به موارد خاص باشند : ویژگی دیگر نگرشها این است که ممکن است در اثر معین و برجسته ای از امر مورد نظر به وجود آمده باشند . می توان گفت آنچه در این ویژگی رخ داده ، تعمیمی بی مورد بوده است . بدین معنی که نگرش برخاسته از موردی خاص بوده که به کل تعمیم داده شده است . نوعی از تغییر در نگرش ها مربوط به این موارد است . این گونه نگرش ها ، کثیرالوقوع اند و تغییر در آن ها نیز کثیرالوقوع است . به عبارتی دیگر بسیاری از نگرش ها با چنین مکانیزمی تکوین می یابند و افراد با دیدن مورد یا موارد معدودی ، نگرشی کلی می سازند و این گونه نگرش ها بسیار در معرض تغییر قرار دارند . در این گونه موارد ممکن است مشاهده ی حتی یک متغیر یا میزانی از یک متغیر در افراد جدید ، موجب تحکیم نگرش پیشین شود ، اما عدم مشاهده ی آن ها ، نگرش ها را متزلزل می سازد . چه هنگامی افراد اطلاعات ناساز با نگرش های خود را جذب می کنند ؟
1. وجود استعداد و کشش لازم در فرد گیرنده : اگر فرد در مواجه با پدیده ای تازه و ناساز با نگرشش ، از استعداد و کشش لازم برای جذب آن برخوردار نباشد ، آن را رها خواهد کرد . گاه این امر ناشی از ویژگی های موقعیت است . به عنوان مثال اگر کسی در جذب اطلاعات ناساز ، محدودیت زمانی داشته باشد ، توجه به محرک مزبور را وا می گذارد . این گونه موارد نیز ملحق به فقدان کشش لازم در فرد است . در صورتی که استعداد فرد اندک باشد ، نخواهد توانست به محرک تازه و ناشناخته معنا ببخشد و لذا زمینه ی جذب آن را فاقد خواهد بود زیرا توجه به محرک تازه و جذب آن ، مستلزم معنا دارد به آن و آوردن آن تحت مقوله های موجود در ذهن است . از این رو افرادی که در باب محرک های معینی ، آشنایی و تخصصی داشته باشند ، بهتر می توانند موارد تازه ی محرک های مزبور را مورد توجه قرار می دهند و آن ها را جذب می کنند . به عنوان مثال فردی که در باب موضوعی خاص ( سیاست ، فوتبال و ... ) صاحب نظر است بهتر از فردی مبتدی خواهد توانست به اطلاعات ناساز توجه کرد و آن ها را در فرایند ذهنی خویش وارد سازد .

2. ساختار نگرش فرد : هر قدر سازمان نگرش فرد تفصیل یافته تر و استوارتر باشد ، بهتر می تواند پدیده های تازه را در فرآیند ذهنی خویش وارد کند . به عکس ، هر قدر سازمان مزبور دارای اجمال باشد ، فرد در توجه یافتن به موارد تازه و جذب آن ها ناتوان تر خواهد بود .

3. انگیزش افراد : عامل سوم برای توجه به اطلاعات ناساز ، انگیزش یا اهداف فرد است . هرگاه محرک ها و پدیده های تازه ، در جهت اهداف مورد نظر فرد نباشد ، در او انگیزشی به وجود نخواهد آورد و لذا از جلب توجه او باز می ماند . اما اگر فرد آن ها را در حهت اهداف خویش ببیند ، سازمان ذهنیش فعال خواهد شد و محرک های مزبور را فرآیند ذهنی خویش وارد خواهد داشت .
حاصل کلام آن که هرگاه انسان ها ، استعداد و کشش لازم ، ساختار ذهنی سازمان یافته و انگیزش مناسب داشته باشند ، به اطلاعات تازه و ناساز با طرح های ذهنی خویش توجه نشان خواهند داد و سازمان ذهنی خود را در باب آن به فعالیت در خواهند اورد. اما لازم است که این امور لزوما به تغییر در نگرش ها ی افراد منجر نمی شود . توجه مستمر به محرک های ناساز ، شرطی لازم و نه کافی برای ظهور تغییر در نگرش ها است . در واقع ممکن است گاه شاهد آن باشیم که توجه زیادی نسبت به محرک های ناساز صورت می پذیرد ، اما تغییر بسیار کمی ( یا هیچ تغییری ) در نگرش فرد حاصل نمی شود .
چه نگرش هایی بیشتر تغییر پذیر هستند ؟

1. نگرش های غیر منسجم و ساختار نیافته : هر قدر نگرشی گسترده تر و تفصیل یافته تر باشد در برابر اطلاعات ناساز تازه قدرتمند تر است و کمتر تغییر می کند و بر عکس . یعنی نگرش های بسیط یا نگرش هایی که از سازمان غیر منسجمی برخوردار باشند ، به زودی در برابر اطلاعات ناساز با خود ، دچار گسیختگی و تحول می شوند .

2. نگرش هایی که در دسترس هستند و افراد مدام به آن ها فکر می کنند : هر قدر فردی نگرش معینی از نگرش های خود را بیشتر مورد استفاده قرار دهد از جهت همان نگرش در معرض تغییر پذیری بیشتری قرار دارد . زیرا نگرش هایی که در گوشه ای از ذهن فرد افتاده باشد و مورد استعمال قرار نمی گیرد ، خود به خود از معرض تغییر به دور هستند و غالبا به همان صورت اولیه باقی می مانند . اگر این گونه نگرش ها از کنج و زاویه ی ذهن بیرون آورده شوند و فرد آن ها را در جریان امور زندگی خود مورد استفاده قرار دهد ، به این ترتیب نگرش مزبور از حال سکون خارج شده و آماده آن است که در صورت نادرست بودن ، در معرض تغییر قرار بگیرد .

3. نگرش هایی که با شیوه های نظری و عملی و از حیث منطقی قابل تکذیب باشد : این خصیصه خود به دو گونه قابل تصور است . تکذیب پذیری منطقی و تکذیب پذیری عملی . اگر نگرشی از حیث منطقی تکذیب ناپذیر باشد ، در معرض تغییر قرار نمی گیرد . همچنین اگر نگرشی از حیث عملی ، قابل تکذیب نباشد ، باز از تغییر پذیری به دور است . در این نوع ممکن است ، مساله مورد نظر تکذیب ناپذیری منطقی نداشته باشد ، اما عملا امکان تکذیب آن فراهم نشود . مثلا اگر کسی در مورد فردی چنین فکر کند که او « ترسو » است ، مشکل می توان چنین فکر و احساسی را تکذیب نمود مگر این که شرایط و امکاناتی که مستلزم بروز شجاعت باشد ، مهیا گردد . اما به عنوان مثال ، شرایط و امکانات برای تکذیب صفت « مهربان » بسیار بیشتر است و امکان عملی تکذیب آن مهیاتر است .

نظرات