رویکردها وسیاست های اجتماعی در رابطه با زنان سرپرست خانوار

رویکردها وسیاست های اجتماعی در رابطه با زنان سرپرست خانوار

اقداماتی که تا کنون در زمینه زنان سرپرست خانوار انجام شده در دوبخش قانونی و اجرایی محقق گردیده که در بخش قانونی می توان به قوانین موجود در نظام تامین اجتماعی، قانون اساسی و قوانین کار اشاره نمود.

دربخش اجرایی نیز در كشور ما اقدامات ملی محدودی در زمینه فعالیت زنان انجام شده است. از مهمترین اقدامات انجام شده در خصوص فقرزدایی زنان در سال‌های اخیر می‌توان به فعالیت ارگان‌هایی مانند كمیته امداد امام خمینی (ره) بهزیستی و وزارت كار و امور اجتماعی اشاره كرد كه بر موضوعاتی از قبیل كارآفرینی و مهارت‌آموزی زنان سرپرست خانوار تاكید می‌كند كه البته این طرح‌ها سنتی بوده، پاسخگوی نیازهای زنان سرپرست خانوار نمی‌باشند. نهادهای حمایتی داخل كشور لازم است با قشر آسیب‌پذیر جامعه تعامل برقرار كرده، برنامه‌های خود را مطابق با خواسته‌ها و علایق قشر آسیب‌پذیر تهیه و تدوین كنند.

تاكنون بیش از 400 هزار طرح خودكفایی توسط كمیته امداد امام خمینی (ره) اجرا شده كه 73 درصد این طرح‌ها در روستاها و شهرهای كوچك و 27 درصد دیگر در سایر نقاط اجرا شده و از این تعداد طرح 3/23  درصد را زنان سرپرست خانوار اجرا می‌كنند. سالانه بین 12 تا 15 هزار خانواده با اجرای این طرح‌های خودكفایی به استقلال مالی رسیده، از پوشش این نهاد خارج می‌شوند.

راهبردها و راهكارها

رویكرد پیشگیری

<>     تلاش جهت كاهش نرخ مرگ و میر مردان سرپرست خانوار و افزایش امید به زندگی
<>     بزرگترین گروه از زنان سرپرست خانوار (80درصد)، زنان بیوه هستند كه همسر آنها به دلایلی نظیر سوانح، تصادفات و بیماری‌های فوت شده‌اند، لازم است در جهت كاهش نرخ مرگ و میر مردان سرپرست خانوار و افزایش طول عمر و امید به زندگی آنها اقدامات اساسی انجام گیرد.
<>     كاهش نرخ جرایم در میان مردان سرپرست خانوار
<>     از آن‌جا كه تعدادی از زنان سرپرست خانوار به جهت زندانی بودن همسر، مسئولیت سرپرستی خانواده را بر دوش می‌كشند، لازم است با اتخاذ سیاست‌های حبس‌زدایی و ابهام‌زدایی از برخی قوانین نظیر قانون چك و دیه، نرخ زندانی شدن مردان سرپرست خانوار را كاهش داد.
<>     گسترش پوشش بیمه بین روستائیان و عشایر
<>     تلاش جهت اعاده حقوق مالی زوجه در زمان فوت یا طلاق از همسر

رویكرد حمایتیبه نظر می‌‌رسد رویكرد حمایتی بیشتر باید متعلق به زنان سالمند و زنانی باشد كه سطح سواد پایین‌تری دارند و در شرایطی نیستند كه بتوانند شاغل شوند یا حرفه‌ای بیاموزند یا سطح سواد خود را افزایش دهند و نیز زنانی كه هیچ نوع درآمدی ندارند و در تأمین نیازهای اساسی خود مشكل دارند و مابقی زنان سرپرست خانوار با رویكرد توانمندسازی و توان‌افزایی جهت تأمین آ‎تیه خود و خودكفایی آماده شوند.

حمایت‌های قانونی

<>     اختصاص هزینه عائله‌مندی به زنان سرپرست خانوار
<>     امكان استفاده از مستمری همسر اول در صورت جدایی از همسر دوم
<>     استفاده از واژه زنان سرپرست خانواده به جای زنان بی‌سرپرست
<>     اصلاح قانون مستمری بگیران تأمین اجتماعی (اگر مستمری بگیر در سه ماهه آخر عمر خود حق بیمه پرداخت نكرده باشد، خانوادة وی پس از فوت از دریافت مستمری محروم می‌شوند.)
<>     اختصاص ردیف بودجه خاص از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به تمام دستگاه‌ها جهت حمایت از زنان سرپرست خانوار
<>     رفع نابرابری دستمزدی بین زنان و مردان سرپرست خانوار در مشاغل یكسان
<>     انتقال حقوق زنان سرپرست خانوار به بازماندگان پس از فوت
<>     ساماندهی بیمه‌های مختلف نظیر تأمین آتیه، بیمه عمر و غیره جهت تضمین زندگی آینده و تسهیل استفاده زنان سرپرست خانوار از بیمه‌های فوق
<>     حمایت‌های اقتصادی
<>     توجه به نرخ تورم در مستمری و كمك‌های اقتصادی به خانواده‌های زن سرپرست
<>     پیش‌بینی افزایش بودجه سازمان‌های متولی در امور زنان و كودكان بی‌سرپرست و سرپرست خانوار با توجه به افزایش نرخ طلاق، جرایم و آسیب‌های اجتماعی در هر سال
<>     در اولویت‌ قرار گرفتن اشتغال زنان سرپرست خانوار (اشتغال این زنان باید به گونه‌ای باشد كه به محل زندگی فرد نزدیك باشد و با توجه به مسئولیت تربیت كودكان و عدم امكان سپردن كودكان به مهدكودك و هزینه‌های آن، امكان نظارت و نگهداری فرزندان برای آنها میسر باشد)
<>     آموزش مهارت‌های شغلی و اجرای برنامه‌های آموزش‌های حرفه‌ای برای زنان بیكار یا جویای كار سرپرست خانوار به منظور برخورداری آنان از دانش و مهارت‌های جدید و افزایش فرصت‌های شغلی آنان
<>     درج وضعیت سرپرستی خانواده در فرم‌های كاریابی جهت تشخیص و اولویت‌ اشتغال زنان سرپرست خانوار
<>     گشودن مجاری ویژه وام ‌دهی به زنان سرپرست خانوار و خود سرپرست
<>     ایجاد تعاونی‌های تولید و خدمات ویژه زنان سرپرست خانوار
<>     اتخاذ تمهیدات لازم نظیر اجاره به شرط تملیك و وام مسكن و وام اجاره مسكن جهت حل مشكل مسكن زنان سرپرست خانوار
<>     اعطای كمك‌های بلاعوض، بن ارزاق، طرح اكرام، تهیه سبد غذایی رایگان برای زنان نیازمند سرپرست خانوار با لحاظ اصل حفظ كرامت آنان
حمایت‌های فرهنگی و اجتماعی
<>     ایجاد مراكز مشاوره و امكان بهره‌مندی از خدمات مشاوره‌ای رایگان برای خانواده‌های زن سرپرست
<>     برگزاری جشنواره‌های خاص جهت تمجید از زحمات زنان سرپرست خانوار شاغل جهت حفظ كانون خانواده
<>     اتخاذ تصمیمات اساسی جهت جلوگیری از موازی كاری دستگاه‌های حمایتی و خدماتی به زنان و كودكان بی‌سرپرست و سرپرست خانوار
<>     فراخوان به مراكز مختلف ذیربط جهت شناسایی و تعیین آمار دقیق زنان سرپرست خانوار
<>     ایجاد بانك اطلاعاتی جامع از زنان سرپرست خانوار و كنترل آماری در هر سال
<>     ارائه كمك‌های مختلف اقتصادی با لحاظ حفظ، عزت و حرمت زنان سرپرست خانوار
<>     ارائه خدمات آموزشی، تربیتی و مشاوره ویژه فرزندان زنان سرپرست خانوار
<>     تشكیل گروه‌ها و انجمن‌های حمایتی و خدمات رسانی به زنان سرپرست خانوار با اهداف كاریابی، گذران اوقات فراغت و تبادل تجربه و اطلاعات و مدیریت بحران‌های خانوادگی آنها

<>     پیشنهادات و انتقادات
<>     بررسی سوابق موجود در کشور نشان می دهد که مطالعات انجام شده در این زمینه غالبا به بررسی جنبه هایی جزئی از شرایط زندگی گروهی از زنان سرپرست خانوار مانند مشکلات اجتماعی و اقتصادی و عاطفی آنان و یا بررسی نقش سازمان مسئول حمایت از گروه آسیب پذیر و کاستی های موجود در این زمینه پرداخته اند و تصویر جامعی از ویژگی اجتماعی اقتصادی این گروه ارائه نداده اند لذا بررسی  تصویر دقیقتر و علمی تر از این واقعیت احساس می گردد.
<>     حمایت از این گونه زنان سرپرست با توجه به شرایط متفاوت اقتصادی و اجتماعی خانوار متفاوت است و افرادی که از وضعیت مالی و اشتغالی بهتری برخوردار هستند از زیر چتر حمایتی  پوشش خارج شوند واین کمک به زنان سرپرست خانوار نیازمندتر تعلق گیرد. سعی شود کمک ها و حمایتها یک شکل نباشد تا فقر مطلق از بین برود و نهاد ها و موسسات به روشهای بهتری افراد نیازمند و آسیب پذیر را تحت پوشش قراردهند.
<>     رویکرد اصلی مهم در برنامه های موجود تحت تاثیر قانون حمایت از زنان سرپرست خانوار عمدتا بر محور حمایت مالی متمرکز است. اگر چه مطابق ماده 4 قانون مذکور حمایت های موضوع این قانون به دو دسته حمایتی مالی و حمایت فرهنگی اجتماعی تقسیم شده اند اما در عین حال اولا رویکرد حمایتی خیریه در برابر رویکرد خدماتی وجه قالب را دارد  و ثانیا سازمان ها و موسسات موجود به دلیل سهولت  در ارایه حمایت مالی کمتر گرایش به ارایه حمایت های غیر مالی دارند. سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نیز اعمال روش های تشویقی از جمله تخصیص و تقسیم بودجه بر حسب جمعیت تحت پوشش زمینه گرایش و مدیریت دستگاه ها به سمت حمایت مالی مستقیم را توسعه داده است. در واقع نقاط ضعف اساسی رویکرد حمایتی موجود مدیریت منابع فعلی فاقد کارایی و اثر بخشی لازم است. در مقابل رویکرد موجود مبتنی بر توانمندسازی قرار دارد بر این اساس هرگز نباید برنامه ریزی جهت ارایه خدمات به زنان سرپرست خانوار و یا هر گروه در معرض خطر دیگری مبتنی بر پوشش مادام العمر حمایتی آنان حفظ وضع موجود باشد بلکه رویکرد اساسی به مددجو باید فرصت های جدید برای تامین مخارج زندگی خود باشند و آنان را در جهت توانمند سازی هدایت نمایند. این رویکرد آمار بسیار جالبی از فعالیت ها را میرساند در سال 1375 تنها یک درصد موسسات خیریه و 0.8درصد طرح کمیته امداد و 14.8درصد بهزستی بدلیل بهبود شرایط زندگی از این طرحها خارج شده اند ولی باز هم به بازنگریهای اساسی برای خارج کردن آنها به طرح لازم است.
<>     طبق ماده 90 قانون حمایت های مالی سازمان بهزیستی  بازتوانی به معنای آن است که خانواده به مرحله ای از توانایی اقتصادی،اجتماعی-فرهنگی زیستی و روانی رسیده باشد که نیازمند خدمات بهزیستی نباشد. اما به دلیل کمبود مددکار کافی در این زمینه و هم چنین عدم تخصیص منابع در این حوزه ما با تعداد زیادی از پرونده های حمایتی و تعداد اندکی مددکار آموزش دیده بصورت حرفه ای و تخصصی مواجه هستیم تا حدی که حتی فرصت پرکردن فرم ها نیز به اندازه کافی در اختیار آن ها قرار نمی گیرد و به همین دلیل اکثریت آن ها در همان مراحل ابتدایی پرداخت مستمری باقی مانده و مددکار تا حد یک توزیع کننده مواد غذایی و اقلام جنسی تنزل یافته است و این امر منجر به نهادینه و القا شدن مفهوم حمایت صرفا مالی برای مراجعه کنندگان گردیده است بصورتیکه خود را ملزم به همکاری در ارائه راهکارهای مطرح شده توسط کارشناسان و بخصوص مددکاران نمی دانند و فقط درخواست انواع حمایت های مالی را دارند و اغلب زمانی به مددکار مراجعه می کنند که آسیب در آن ها ایجاد شده است. درواقع این مسئله به یک چرخه معیوب مانند است که خانواده ای که در واحد حمایتی پرونده دارد و دارای فرزندان دختر و پسر می باشد درمعرض انواع آسیب ها ازجمله اعتیاد،خودکشی و... قرارگرفته و درصورت عدم رسیدگی به وضعیت وی بصورت همه جانبه، آن ها نیز وارد این چرخه شده و مثلا دختر این خانواده در اورژانس اجتماعی و پسرش در واحدهای تربیتی و بزهکاری وارد خواهند شد.
<>     بنظر می رسد آن چه درحال حاضر برای سازمان بهزیستی کشور اهمیت دارد خارج کردن درصدی از خانوارهای تحت حمایت به صورت سالیانه از چرخه های حمایتی خود می باشد و بیشتر پایش های انجام شده نیز با توجه به همین رویکرد انجام می شوند که تا جای ممکن بعداز دوسال(سقف تحت پوشش بودن هرخانواده طبق قوانین حمایتی) خانوارها را بازتوان اعلام نموده و دیگر پیگیری ای در این امر مهم صورت نمی گیرد.
<>     پایشگری که یکی از اصول مهم در نظارت بر اجرای هرطرحی (بخصوص در زمینه پیشگیری) می باشد در این مورد با کیفیت مطلوبی صورت نمی گیرد و صرفا براساس میزان درآمد خانوار، نظر به ادامه یا خاتمه حمایت داده می شود.
<>     هدف هرگونه برنامه ای که زنان سرپرست درمتن آن قرار می گیرند، باید توانمندسازی آنان باشد و نه صرفا کمک های محدود مالی به آن ها. مشکل اصلی در کمکهای حمایتی مالی آن است که بودجه مناسب برای آن درنظر گرفته نشده و پیش بینی برای تامین اعتبار آن مدنظرقرار نمی گیرد.در صورتی که با انتقال خدمات حمایتی و پرداخت مستمری به خانواده های تحت پوشش به حمایت های بیمه ای و تامین اجتماعی، زمینه مناسبی فراهم می گردد که این زنان روی پای خود بایستند.ازسوی دیگر فرایند توانمندسازی زنان می تواند در سه حوزه صورت گیرد.برای مثال در حوزه فرهنگی با توجه به میزان بالای بی سوادی میان زنان سرپرست خانوار اگر امکان فراهم است بتوان شرایط ادامه تحصیل را برای آن ها ایجاد کرد. در زمینه اجتماعی بتوان شرایط حضور فعال آنان را در اجتماع مهیا ساخت. به عبارت دیگر حضور آنان در اجتماع مورد بازتعریف قرارگیرد. درنهایت باتوجه به آنکه تعداد زیادی از آنان متکی به کمک های
<>     سازمان های متولی هستند به نظر می رسد آنچه می تواند درزمینه اقتصادی در سرلوحه اقدامات سازمان های دولتی و نیز غیر دولتی در راستای توانمندسازی آن ها قرارگیرد حرفه آموزی به آنان به عنوان شیوه ای مطمئن در راه خوداشتغالی و ایجاد منبع درآمدی پایدار است.
<>     درنهایت اینکه با ترسیم اوضاع  کلی این گروه از زنان انتظار می رود سازمان های دولتی و غیردولتی فعال در حوزه های اجتماعی بیش از پیش به بررسی مسائل، مشکلات  وهمچنین پیش بینی سازوکارهای حمایتی برای توانمندسازی انان و بسترسازی بیشتر برای اشتغال آبرومند و سالم آنان بپردازد.


منابع :

فروغان، مهشید ( 1378 ). رشد انسان، روانشناسی رشد از تولد تا مرگ ، -ترجمه. تهران، انتشارات ارجمند
حاج یوسفی، علی ( 1372 ). مفهوم و پدیده بی سرپرستی ، جلد اول، معاونت -پژوهشی دانشگاه بهزیستی و توا نبخشی، تهران.
سعیدی، محمدرضا ( 1382 ). درآمدی بر مشاركت مردمی و سازم -غیردولتی، تهران، انتشارات سمت.
ساروخانی، باقر ( 1370 ). درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی ، انتشارات -كیهان، تهران.
کاوه،محمد.(1391)آسیب شناسی بیماری های اجتماعی،انتشارات جامعه شناسان.تهران
سفیری خدیجه،ایمانیان سارا،(1388)جامعه شناسی جنسیت،انتشارات جامعه شناسان.تهران

نظرات