نیمرخی از وضعيت کودکان خياباني ایران در تحقيقات پيشين

نیمرخی از وضعيت کودکان خياباني ایران در تحقيقات پيشين

کودکاني که به هر دليل از خانه گريخته اند يا طرد شده اند و در خيابانها زندگي مي کنند، به اتفاق آسيب ديده هستند و در معرض آسيبهاي اجتماعي بيشتري نيز مي باشند، اگر آينده اين کودکان را بدون هيچ اقدام موثري در ذهن خويش تصور کنيم، بدون شک به يکي از آسيبهاي اجتماعي و يا چند نابهنجاري با هم در اين کودکان خواهيم رسيد،کما اينکه از همين ابتداي خياباني شدن مورد سوءاستفاده هاي فراواني از جمله تجاوز جنسي، واسطه گري و استثمار توسط دلالان مواد مخدر، سرقت جهت رفع نياز هاي اوليه و انواع خشونت قرار مي گيرند. لذا توجه به وضعيت اين کودکان و اتخاذ سياستهاي اجتماعي متناسب با نيازها و مشکلات آنان جهت سازماندهي و نوتواني آنان از چند جنبه حائز اهميت است: اولاً مهمتر از همه اينکه اين کودکان انسانهايي پاک و معصوم اند که در حقيقت قرباني شرايط نامساعد خانواده و محيط شده اند و به عنوان انسانهايي که از حقوق خود محروم مانده اند مي بايست به آنها رسيدگي و توجه نمود و حتي الامکان حقوق از دست رفته شان را جايگزين کرد ثانياً اين کودکان منحرفين و بزهکاران بالقوه اي هستندكه انحراف اوليه در آنها رخ داده است و در صورت عدم توجه و رسيدگي چند گام بيشتر با بالفعل کردن بزه و انجام انحراف ثانوي فاصله ندارند، بنابراين جهت پيشگيري از پرورش بزهکاران حرفه اي در دامن جامعه اقدامات موثر و اتخاذ سياستهاي مناسب براي آنان الزامي مي نمايد.شاید مروری برپژوهش هایی که دراین حوزه انجام شده تصویری ازوضعیت کودکان خیابانی درایران رابه ما ارایه نماید وزمینه ای برای سیاست گذاری صحیح برای ارتقای وضعیت این گروه ازاقشاردرمعرض آسیب در جامعه باشد.

1- بررسي عوامل موثر بر خودپنداري كودكان خياباني سنين 12-6 سال مراجعه كننده به فرهنگسراي خواجوي كرماني تهران, /شهزاد پاشايي پور؛ به راهنمايي: نسرين سلماني باروق؛ استاد مشاور: ناهيددخت شريفي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه علوم پزشكي تهران، دانشكده پرستاري و مامايي، 1381. 

پژوهش حاضر يك مطالعه توصيفي است كه با هدف تعيين عوامل موثر بر خودپنداري كودكان خياباني سنين 12-6 سال مراجعه كننده به فرهنگسراي خواجوي كرماني تهران در سال 1380 انجام شده است. بدين منظور و براساس معيارهاي مورد نظر 140 كودك خياباني سن 12-6 سال به صورت تمام شماري انتخاب شدند. نتايج حاصله از اين بررسي نشان داد كه بيشترين تعداد واحدهاي مورد پژوهش (50درصد ) خودپنداري خيلي منفي داشته و فقط 21 درصد آنها خودپنداري خيلي مثبت داشته اند. بنابراين كودكان خياباني مورد پژوهش از خودپنداري پائيني برخوردار بوده اند. همچنين در بررسي عوامل موثر بر خودپنداري يافته ها نشان داد كه بين يكسري از عوامل از جمله جنسيت، ميزان سواد، ميزان درآمد ، مدت اشتغال به كار كودك ، ميزان شاد بودن در كنار خانواده ، شخص مشاور ، عكس العمل سرپرست در هنگام خطاي كودك،    داشتن وسايل ضروري منزل، داشتن غذا و پوشاك كافي، داشتن دوستان خياباني قبل از كار كودك و خودپنداري واحدهاي مورد پژوهش ارتباط معني داري وجود دارد. بنابراين كودكان خياباني از نظر تكامل جسمي و رواني در معرض خطر مي باشند و نياز به رسيدگي خاص دارند كه اين امر با همكاري بين بخشي سازمانها و نهادهاي مختلف ميسر مي شود.    
       
2-  بررسي عوامل موثر در بروز و شيوع پديده كودكان خياباني در شهرستان مشهد, هاشم مهديزاده؛ به راهنمايي: مصطفي اقليما؛ استاد مشاور: رمضانعلي قادري، مهدي احمدي ناصري. پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، دانشكده مددكاري اجتماعي، 1381.  

اين تحقيق با عنوان بررسي عوامل موثر دربروز و شيوع پديده كودكان خياباني شهر مشهد و با هدف شناخت علل و عوامل موثر در پيدايش كودكان خياباني انجام گرفته است. نتايج تحقيق نشان مي دهد كه 66درصد از كودكان خياباني مورد بررسي با خانواده هاي خود در ارتباطند و براي كسب و كار ، درآمد ، جهت امرار معاش از منزل بيرون آمده سر به خيابان مي گذارند. تعداد30درصد آنها سابقه محكوميت دارند. تعداد 41درصد آنها بي سواد و تحصيلات پائين داشته و تعداد 85درصد آنها مليت ايراني داشته و 15درصد تابعيت غيرايراني داشته اند. تعداد 56درصد آنها بعلت ناسازگاري با والدين مخصوصا بدرفتاري پدر اقدام به ترك خانه كرده اند. در مورد انحرافات جنسي تعداد 44درصد آنها داراي اختلالات جنسي و 22درصد آنها اغفال گزارش شده اند. 80درصد آنها را كودكان كم سن و سال هستند كه كمتر از 100 تومان درآمد در   روز دارند.

 پيشنهادات زير با توجه به نتايج بدست آمد:

1-    از طريق حمايتهاي مالي خانواده هاي اين كودكان از خياباني شدن آنها جلوگيري شود.

2-    فراهم كردن زمينه بازگشت زندانيان به خانواده هايشان ، فراهم كردن زمينه تحصيل كودكان خياباني.

3-    -جلوگيري از ورود كودكان بدون سرپرست به شهر مشهد.

4-    -بازگشت مهاجرين افغاني به كشورشان، آموزش تنظيم خانواده

5-    پيشگيري از اعتياد.6-تاسيس مهما نسراي كودكان خياباني، توجه بيشتر به مناطق حاشيه نشين از جمله ديگرپيشنهادات براي كاهش خياباني شدن كودكان مي باشد‌‌‌.

3- عوامل موثر بر خياباني شدن کودکان،فاطمه جعفري،پايان نامه(کارشناسي)،دانشگاه علامه طباطبائي ،1380 پژوهش حاضر توصيفي پس رويدادي است. جامعه آماري آن ،کودکان خانه سبز در سال 1380 بوده است که به علت تعداد محدود اين کودکان از روش سر شماري براي انتخاب پاسخگويان استفاده شده است و در مجموع 69 نفر از کودکان خانه ي سبز مورد پرسش واقع شده اند.نتايج بدست آمده از بررسي وضعيت اين کودکان نشان دهنده ي اين است که 2/94% کودکان از پايگاه اجتماعي پاييني برخوردار بودند،72/50%داراي تحصيلات راهنمايي و 38/49% فاقد تحصيلات بودند.اکثر کودکان يعني 47/43، داراي حجم خانوار بالا و 53/59%درصد داراي حجم خانوار پايين بودند.همچنين والدين 12/65% کودکان مورد مطالعه ،از هم جدا شده بودند.از کل افراد مورد مطالعه 85/89% داراي مادر بودند.لذا اکثريت جامعه ي آماري داراي مادر بودند.بر اساس اين پژوهش پايگاه نازل اجتماعي ،عدم دسترسي به آموزش و تحصيلات ،از هم گسيختگي خانواده از عوامل موثر بر خياباني شدن کودکان بود. 4- بررسي سياستهاي اجتماعي در زمينه ي کودکان خياباني شهر مشهد،هادي آتشي گلستاني ،به راهنمايي تقي دوست قرين،پايان نامه (کارشناسي ارشد)رشته ي مددکاري اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي،1382 در اين تحقيق به منظور بررسي سياستهاي اجتماعي در زمينه ي کودکان خياباني از روش تحقيق کيفي استفاده شده است.اطلاعات با روشهاي مطالعه اسناد و مدارک ،مصاحبه با مسئولين و کارشناسان درگير با اين پديده و نيز خانواده هاي کودکان خياباني و همچنين مشاهده مستقيم جمع آوري شده است.جامعه مورد مطالعه در اين تحقيق شامل دو بخش يک دسته مسئولين و کارشناسان هستند که به دليل محدوديت جامعه آماري از روش سرشماري استفاده شده است و دسته دوم خانواده کودکان خياباني هستند که کودکان آنها توسط بهزيستي تحويل آنان شده است و در اين قسمت از نمونه گيري تصادفي ساده استفاده شده است.هدف اين تحقيق پاسخگويي به اين سوالات اساسي بوده است که چه سياستهاي در زمينه ي کودکان خياباني وجود دارد؟ و سياستهاي موجود از حيث محتوا و قابليت اجرا با چه موانع و مشکلاتي روبرو است. نتايج اين تحقيق که با روش تحليل اطلاعات جمع آوري شده بدست آمده است نشانگر آن است که کشور ايران در زمينه اعمال سياستهاي اجتماعي از طريق تدوين و تصويب قوانين بين المللي و مقررات توانسته است وضعيت نسبتاً مطلوبي را بوجود آوردو از اين حيث با قوانين بين المللي و تعاليم اسلامي انطباق قابل قبول دارد،اما در سياستگذاريهاي اجرايي و اعمال آن موفقيتي بدست نياورده است و کاستيهاي فراواني همچون عدم وجود سرپناه کودکان خياباني ،نبود کانونهاي کارآموزي ويژه کودکان خياباني ،بي توجهي به برنامه مراقبتهاي جايگزين ،عدم توجه به فرهنگ سازي در جهت حمايت اصولي عامه مردم از اين کودکان،عدم ارائه خدمات در خيابان براي اين کودکان ،کم توجهي به وضعيت خانوادگي کودکان خياباني و ... مشاهده مي شود. 5-بررسي وضعيت خانوادگي کودکان و نوجوانان فراري آني وارتانيان،پايان نامه(کارشناسي)،دانشکده ي علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي،1379. اين تحقيق با هدف شناخت وضعيت خانوادگي کودکان و نوجوانان فراري و به نوعي درگيرزندگي خياباني و به روش توصيفي انجام پذيرفته است.جامعه مورد مطالعه تمامي مددجويان پسر 9 تا21 سال که در خانه سبز نگهداري مي شوند بوده است و به دليل محدوديت جامعه مورد مطالعه از روش سرشماري استفاده شده است.ابزار جمع آوري اطلاعات در اين تحقيق شامل مصاحبه،مشاهده و پرسشنامه بوده است و نتايج زير از اين پژوهش بدست آمده است:
1- بيشترين تعداد از کل جامعه مورد بررسي در سنين 13 تا 17 سالگي يعني نوجوانان بوده اند.
2- 86 درصد از کل افراد مورد مطالعه مهاجر مي باشند.
3- تحصيلات 56 درصد از کل اين افراد راهنمايي و 3/35 درصد ابتدايي بوده است.
4- 7/70 درصد از افراد پدرشان بيکار بوده و محقق نتيجه گيري کرده است که بيکاري پدر ممکن است درفرار فرزندان موثر باشد.
5- پدران 53درصداز کل افراد جامعه مورد مطالعه بي سواد بوده اند و 6/20 درصد تحصيلات ابتدايي دارند.پس بي سوادي ممکن است در فرار فرزندان موثر باشد
6- سن اکثر پدران و مادران افراد مورد بررسي بالا بوده و فاصله ي سني زياد و عدم وجود تفاهم بين والدين و فرزندان مي تواند عاملي در فرار آنان باشد.
7- والدين اکثر (2/88%) افراد مورد مطالعه با هم زندگي نمي کنند. پس مي توان از هم گسيختگي خانواده را از عوامل موثر در فرار فرزندان از خانه دانست.
8- 6/67% افراد داراي والدين ناتني بوده اندو 7/64 درصد مورد بدرفتاري والدين و 53 درصد مورد بدرفتاري والدين ناتني قرار گرفته اند.
9- 8/68 درصد از افراد مورد بررسي در خانواده هاي کثيرالاولاد زندگي کرده اند و 7/64  درصد نيز اظهار داشته اند که در خانواده مورد بي توجهي والدين قرار گرفته اند.
6-بررسي علل فرار نوجوانان از خانه،محمد سعيدي،پايان نامه (کارشناسي) دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي،1372 اين پايان نامه بر روي گروهي از کودکان خياباني با هدف بررسي علل و انگيزه هاي فرار نوجوانان از خانه انجام شده است.نتايج زير از اين تحقيق بدست آمده است:نابساماني خانواده ،سردي روابط عاطفي والدين،متارکه و طلاق،وجود ناپدري يا نامادري ،فقر فرهنگي ،بي سوادي و اعتياد از مهمترين عوامل برانگيزاننده ي تمايل به فرار نوجوانان بوده است. 7- بررسي وضعيت خانوادگي و اجتماعي کودکان خياباني ،امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي کشور،1379.

جامعه ي آماري در اين تحقيق شامل کليه کودکان خياباني کشور يوده و گروه نمونه کليه کودکان خياباني که در 10 ماهه اول سال 1379 در مراکز کودکان خياباني 16 استان پذيرش شده اند،بوده است. بر اساس نتايج اين تحقيق 88 درصد کودکان خياباني پسر و 12 درصد دختر مي باشند.کودکان  13 ساله با اختصاص دادن 2/8 درصد کودکان خياباني بالاترين درصد گروه سني را به خود اختصاص داده اند.تقريباً9/1 درصد زير سن 5 سال بوده اند و مابقي کودکان بين 6 تا 10 سال 4/37 درصد و کودکان11 تا 15 سال 5/39 درصد و کودکان بالاتر از 16 سال حدود 1/21 درصد مي باشند. ميانگين سني کودکان مورد مطالعه 11 سال و 7 ماه بوده است.3/25 درصد کودکان مورد مطالعه فاقد هر گونه سواد مي باشند.7/24 درصد کودکان در مقطع ابتدايي و 9/25 درصد در مقطع راهنمايي و 1/24 درصد در مقطع متوسطه مي باشند.حدود 84 درصد کودکان خياباني با خانواده خود اعم از پدر و مادر يا خواهران و برادران ارتباط دارند و علي رغم اينکه حدود 40 درصد فقط با والدين خود زندگي مي کنند ، بقيه کودکان امکان دسترسي و برقراري ارتباط با خانواده خود را دارند. 8- بررسي علل پديد آورنده کودکان خياباني شهرستان بيرجند ،اداره بهزيستي بيرجند،1380 در اين تحقيق که به روش توصيفي انجام پذيرفته ،جامعه مورد مطالعه تمامي کودکان خياباني شهرستان بيرجند بوده اند و گروه نمونه عبارتست از 50 نفر از کودکان خياباني که به اداره بهزيستي آن شهرستان ارجاع شده اند.طبق نتايج اين تحقيق عوامل موثر در بروز اين پديده عبارتند از فقر ،خانواده هاي گسسته ،ترک تحصيل و سطح سوادآموزي پايين ،مهاجرت و شهرنشيني بوده است.
- اين بررسي نشان داده است که 86 درصد کودکان به خاطر نيازهاي مالي و فقر به اشتغال روي آورده اند.
- حدود 25 درصد اين کودکان حداقل يکي از والدين خود را از دست داده اند.
- کودکان خياباني از تحصيلات پايين برخوردارند و در زمان اشتغال سعي در جهت کسب درآمد بيشتر دارند،لذا از حق طبيعي و مسلم کسب علم محروم مي گردند.
در اين تحقيق محقق به مهاجرت و شهرنشيني اشاره نموده است ،اما به خشکسالي پياپي و بيکاري روستائيان که اغلب آنها به کشاورزي و دامداري مشغول بوده اند به عنوان علل مهاجرت هيچ اشاره اي ننموده است.

9 – تحليلي از موقعيت کودکان خياباني تهران،دفتريونيسف،1377 در اين تحقيق نتايج زير بدست آمده است:
- 90 درصد کودکان خياباني تهران پدر و مادر دارند،تعداد کمي يتيم هستند و والدين آنها اکثراً بي سواد هستند.
- پدران آنها فاقد مهارتهاي حرفه اي هستند و مادران سهمي در درآمد ندارند.
- 95درصد کودکان خياباني مذکر هستند و همگي ترک تحصيل کرده اند.
-اکثر کودکان خياباني در تهران از ساير نقاط ايران و همچنين کشورهاي همسايه مانند افغانستان و پاکستان مهاجرت کرده اند.
- اين خانواده هاي مهاجر يا در ساختمانهاي مخروبه سکني مي گزينند و يا حداکثر مي توانند در بدو ورودبه تهران يک اتاق براي اقامت همه افراد خانواده که معمولاً تعدادشان بين 6 تا 8 نفر است ،اجاره کنند.
- اکثروالدين کودکان خياباني بي سواد بوده يا بيکارند و يا فاقد مهارتهاي حرفه اي هستند،
لذا کودکان مجبور مي شوند براي کمک به معاش خانواده تحصيلات رسمي را رها کرده و به مشاغل خياباني مانند دستفرشي و گدايي متوسل شوند.
- از هم پاشيدگي خانواده ها و مرگ يا معلوليت والدين نيز کودکان را به خيابان مي کشاند.
- فرار تعدادي از کودکان و پناه آوردن ايشان به آغوش خيابانها به دليل سوء استفاده هاي بدني و رواني پدر يا ناپدري و يا نامادري مي باشد که غالباً پيامد طلاق ،مرگ يا ترک والدين يا ازدواج مجدد يکي از والدين است.
- در زمستان بچه هاي کمتري در خيابان ديده مي شوند ،تعداد بسياري از آنها به مناطق گرمتر مانند بندرعباس سفر مي کنند. 10- بررسي مقايسه اي ويژگي هاي خانوادگي – اجتماعي کودکان خياباني و غير خياباني،نيره آرزومندي،به راهنمايي دکتر صمدي راد،پايان نامه(کارشناسي ارشد)،دانشکده ي علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبائي،1382.  در اين تحقيق سعي پژوهشگر بر آن است که به بررسي ويژگي هاي خانوادگي و اجتماعي کودکان خياباني در مقايسه با کودکان غير خياباني بپردازد.ويژگي هاي خانوادگي مورد سنجش از قبيل تعاملات عاطفي شامل ميزان علاقه کودک به پدر و مادر و اهميت دادن به نظر کودک در تصميمات خانوادگي ،سابقه اعتياد  و زنداني شدن افراد خانواده ،نوع سرپرستي مرد در خانواده و نيز آرزوهاي تحصيلي والدين براي فرزندان مي باشد.ويژگي هاي اجتماعي شامل سابقه مهاجرت ،ميزان تقيد کودک به هنجارهاي اجتماعي از قبيل تعهد مرد نسبت به پيوند ها و قوانين اجتماعي و احساس دلبستگي به خانواده و ميزان کنترل خانواده مي باشد و نيز حمايت اجتماعي که منظور از آن بهره مندي يا عدم بهره مندي از خدمات و سرويسهاي اجتماعي سازمانهاي حمايتي اجتماعي اعم از دولتي و خصوصي مي باشد.نحوه گذران اوقات فراقت نيز به عنوان يکي از شاخصهاي اجتماعي مورد مطالعه در اين تحقيق است.
سوال اصلي اين تحقيق اين است که آيا بين ويژگي هاي خانوادگي کودکان خياباني و غير خياباني تفاوت وجود دارد؟
فرضيه ي اصلي:  بين ويژگي هاي خانوادگي کودکان خياباني و غير خياباني تفاوت وجود دارد.
سوال فرعي: آيا بين ويژگي هاي اجتماعي کودکان خياباني و غير خياباني تفاوت وجود دارد؟
فرضيه فرعي: بين ويژگي هاي اجتماعي کودکان خياباني و غير خياباني تفاوت وجود دارد.
روش تحقيق : از آنجائيکه تحقيق درصدد توصيف ويژگي هاي فردي و خانوادگي گروه مورد مطالعه (کودکان خياباني) و مقايسه با ويژگي هاي کودکان غيرخياباني است در واقع به دنبال رسيدن از معلول به علتهاست.از آنجا که محقق نمي تواند در هيچ کدام از شرايط و ويژگي هاي جمعيتي نمونه خود دخل و تصرف به عمل آورد و رويدادهاي زندگي افراد مورد مطالعه در گذشته اتفاق افتاده اند،پس روش تحقيق از نوع بررسي پس رويدادي است که با مراجعه به فرد مورد مطالعه و طرح سوال از وي به وضعيت خانوادگي اجتماعي پي برد.
متغير هاي تحقيق : در اين  متغيرهاي مستقل عزت نفس،ميزان تقيد به همنوايي با جامعه ،روابط خانوادگي،حمايت اجتماعي،مهاجرت،آرزوهاي تحصيلي والدين براي فرزندان و متغير وابسته
خياباني شدن کودکان مي باشند. متغيرهاي کنترل عبارتند از جنس که در اين تحقيق پسران 11  تا 16 ساله خياباني مورد پرسش واقع شده اند و ديگري پايگاه اجتماعي اقتصادي که در اين تحقيق پسران خياباني و غير خياباني که به لحاظ محل سکونت،شغل پدر و ميزان تحصيلات پدر تقريباً مشابه بودند مورد سوال واقع شدند.
جامعه آماري و حجم نمونه:
در اين پژوهش از دو جمعيت آماري استفاده گرديده است.يکي از گروههاي شامل کليه كودکان خياباني پسر که در فاصله سني 11 تا 16 سال در فاصله سي ام مرداد تا پانزده شهريور ماه 1382 به طور موقت يا دائم از امکانات آموزشي ،تفريحي و حمايتي خانه کودک شوش وابسته به انجمن حمايت از حقوق کودکان استفاده نموده اند و گروه ديگر نيز از ميان مددجويان و متقاضيان بهره مندي از حمايتهاي بنياد خيريه کودک و انجمن آشيانه انتخاب شده اند.
حجم نمونه و انتخاب آن :
در اين تحقيق جهت انتخاب گروه کودکان خياباني از روش سرشماري استفاده گرديده است.بدين صورت که کليه  کودکان خياباني پسر که در فاصله ي سني 11 تا16 سال قرار داشتند و بطور دائم يا موقت در فاصله زماني سي ام مرداد تا پانزده شهريور از خدمات خانه کودک شوش بهره مند بودند مورد مصاحبه و بررسي قرار گرفتند. بعد از انجام مصاحبه با گروه نمونه با توجه به متغير هاي خصيصه اي نظير سن ،جنس و پايگاه اجتماعي اقتصادي از بين 300 پرونده 50 پرونده به عنوان نمونه ي کودکان غير خياباني که به انجمن آشيانه و بنياد کودک مراجعه نموده بودند ،با مطالعه پرونده و کسب اجازه از والدين کودکان افراد گروه مقايسه انتخاب شدند.که حجم نمونه براي هر کدام از اين گروههاي مورد مطالعه 50 نفر بوده که در مجموع حجم هر دو گروه 100 نفر بودند.
جمع آوري اطلاعات از طريق مشاهده ،مطاله اسناد و مدارک و کتب مربوطه و مصاحبه ساخت يافته صورت گرفته است.در اين تحقيق از آمار توصيفي و همچنين آمار استنباطي يعني کي دو و کرامر براي آزمون روابط بين متغير ها استفاده شده است. نتايج توصيفي مربوط به گروههاي مورد مطالعه

با مراجعه به جداول  تحقيق مي توان دريافت که بين دو گروه کودکان خياباني و غيرخياباني در اين مطالعه از نظر تحصيلات تفاوت بسياري وجود داردو بيشترين فراواني در گروه کودکان خياباني در سطح ايتدايي و در گروه کودکان غير خياباني در سطح راهنمايي قرار دارند.
-    62 درصد کودکان خياباني از سوي والدينشان براي کار در خيابان تحت فشار قرار دارند
-    در 86 درصد از گروه نمونه ،ساير اعضاي خانواده در خيابان مشغول به کار مي باشند.(پدر،مادر،برادر،خواهرو ساير اقوام) و 14 درصد هيچيک از ساير اعضاي خانواده خياباني نمي باشند.
-    76 درصد کودکان خياباني با پدر و مادر خود زندگي مي کنند در حالي که 52 درصد از کودکان عادي با پدر و مادر خود زندگي مي کنند.
-    40 در صد کودکان خياباني داراي اطرافيان معتاد هستند.
-    24 درصد کودکان خياباني داراي پدران با سابقه زندان هستند.   
-    43 درصد کودکان خياباني سابقه دستگيري توسط پليس را دارند.
-    12 درصد کودکان خياباني تحت پوشش سازمانهاي حمايتي قرار دارند.
-    70 درصد کودکان خياباني سابقه آزار و اذيت توسط بزرگسالان در خيابان دارند
نتايج تبييني
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ انسجام خانواده تفاوت معنادار وجود دارد. بدين صورت که ميزان انسجام خانوادگي در خانواده گروه کودکان خياباني بيشتر
از کودکان غير خياباني است.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ بعد خانوار تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ وضعيت تحصيلي تفاوت معنادار وجود دارد.به نظر مي رسد که کودکان خياباني به دليل اشتغال از تحصيل باز مي مانند و نسبت به کودکان عادي از وضعيت تحصيلي نامناسبي برخوردارند.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ گذران اوقات فراقت تفاوت معنادار وجود دارد که 68 درصد کودکان غير خياباني اوقات فراقت خود را در داخل خانه و 48 درصد کودکان خياباني اوقات فراقت خود را در خارج از خانه مي گذرانند.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ سابقه اعتياد تفاوت معنادار وجود ندارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ ميزان روابط عاطفي مناسب در خانواده تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ دريافت و عدم دريافت حمايت اجتماعي تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ سابقه مهاجرت تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ ميزان تقيد به همنوايي تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني از لحاظ سطح آرزوهاي والدين براي فرزندان تفاوت معنادار وجود دارد.
-    بين دو گروه کودکان خياباني و غير خياباني بر حسب وجود يا عدم تنبيه بدني تفاوت معنادار وجود ندارد.
11- بررسي مقايسه اي ويژگي هاي شناختي،رفتاري و اجتماعي کودکان خياباني و شبانه روزي شهر تهران ،عليرضا صالح،پايان نامه (کارشناسي ارشد)دانشگاه تربيت مدرس ،1379. پژوهش حاضر پژوهشي شبه تجربي است.اين تحقيق در پي پاسخ به سه سوال بوده است:
1- آيا بين کودکان خياباني و شبانه روزي از لحاظ ويژگي هاي شناختي تفاوت معني داري وجود دارد؟
2- آيا بين کودکان خياباني و شبانه روزي از لحاظ ويژگي هاي رفتاري تفاوت معني داري وجود دارد؟ 
3- آيا بين کودکان خياباني و شبانه روزي از لحاظ ويژگي هاي اجتماعي تفاوت معني داري وجود دارد؟
بنابراين متغير مستقل در اين تحقيق وضعيت زندگي کودکان (خياباني و شبانه روزي) و متغير وابسته ويژگي هاي شناختي،رفتاري و اجتماعي و متغيرهاي کنترل جنس،سن تحصيلات است.جوامع آماري اين پژوهش عبارت اند از جامعه کودکان خياباني شهر تهران ساکن خانه سبز در سال 1379 با جمعيتي در حدود 2000 نفر و جامعه کودکان شبانه روزي مراکز شبانه روزي شهر تهران با جمعيتي در حدود 2500 نفر که از هر جامعه نمونه اي به تعداد 30 نفر به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شده اند. طيف سني پاسخگويان 7- 15 سال مي باشد . روشهاي جمع آوري اطلاعات ،مشاهده و مصاحبه ساخت يافته در قالب 3 پرسشنامه آزمون هوش وکسلر كودكان،29   مقياس رفتار سازشي لمبرت و مقياس رشد اجتماعي واينلند بوده است. نتايج بدست آمده نشان مي دهد که که بين ميانگين نمرات هوشبهر کودکان خياباني و شبانه روزي تفاوت معناداري وجود دارد و ميانگين سطح هوشبهر کودکان خياباني کمتر از نمرات هوشبهر کودکان شبانه روزي است.همچنين در سطح ويژگي هاي رفتاري (رفتارهاي قالبي-اطوار عجيب – عادات ناپسند و گرايشهاي بيش فعالي) ميانگين نمرات کودکان خياباني بيشتر از ميانگين کودکان شبانه روزي مي باشد. در سطح ويژگي هاي اجتماعي و رشد اجتماعي نيز ميانگين نمرات کودکان خياباني نسبت به کودکان شبانه روزي در سطح پايين تر قرار داشت و کودکان خياباني از بهره اجتماعي پايين تري در مقياس رشد اجتماعي واينلند برخوردار بودند. 12- بررسي وضعيت کودکان خياباني،مصطفي جانقلي در اين پژوهش کودکان مستقر در کانون اصلاح و تربيت در سال 1379 به عنوان جامعه آماري انتخاب شده اند.کودکان خياباني به دو دسته ي عمده ساکن ومهاجر تقسيم شده اند و به لحاظ گذران امور پنج دسته اند: مشاغل خياباني،مشاغل کاذب ، ولگردان وباجگيران، متکديان و گروه بزهکاران و به لحاظ وضعيت سکونت داراي تقسيمات متفاوتند:کارتن خواب فراري،کارتن خواب گروهي،اتوبوس خواب،قطارخواب و هتل خواب.اين کودکان از نظر وضعيت سرپرستي ممکن است داراي والدين،تک سرپرست با مادر،تک سرپرست با پدر ،تک سرپرست با مادر داراي ناپدري،تک سرپرست با پدر داراي نامادري،بي سرپرست داراي قيم و بي سرپرست فاقد قيم باشند.
در پايان بايد گفت که علل خانه گريزي كودکان داراي سرپرست با کودکان تک سرپرست با هم متفاوتند.يعني در جايي که خانه گريزي کودکان داراي سرپرست را معلول فقر عاطفي ،تعدد زوجات ،ترس از تنبيه و مجازات توسط بزرگترها به واسطه انجام عمل ضد اخلاقي ،ضعف مشکل  درسي ،برخوردها و نگرشهاي متعصبانه ،اعتياد والدين يا يکي از آنها و تمايل به استقلال فردي و تلاش براي اشتغال است. خانه گريزي کودکان تک سرپرست نتيجه فشارهاي مضاعف سرپرستان نسبي و سببي داراي حق حضانت ،خلاءعاطفي،فاش شدن راز کودک در بين اهالي محل مخصوصاًگروه همسالان و احساس نظارت در بين ساير اعضاي خانواده است.
نتيجه گيري از تحقيقات پيشين:

از نتايج تحقيقات فوق که معدود تحقيقاتي هستند که در داخل کشور انجام گرفته است ، مي توان به چند عامل موثر در ايجاد و گسترش پديده ي کودکان خياباني اشاره کرد:

فقر،مشکلات و گسستگيهاي خانواده (طلاق،فوت والدين ،ترک کردن والدين)،ترک تحصيل و عدم آموزش کودکان ،مهاجرت ،شهرنشيني ،مشکلات عديده اقتصادي خانواده ها ،عادي شدن اشتغال کودکان ،وجود خانواده هاي افغاني با سرپرست يا بدون سرپرست و به تبع آن وجود کودکان افغاني در خيابانها ،بي سوادي و عدم آگاهي کافي والدين،عدم مهارتهاي حرفه اي پدران به عنوان نان آوران خانواده و....

اما اگر بخواهيم مساله را از ديد کلي تر و جامع تري بنگريم بايد به يک سري از نتايج گزارشات و تحقيقاتي که از ساير نقاط جهان بدست آمده است نيز اشاره کرد از جمله: فقر،خانواده هاي پرجمعيت،بيکاري،موفقيت تحصيلي اندک والدين ، والدين بي مسئوليت ، ارزشهاي خانوادگي مبتني بر مادي گرايي و مصرف زدگي ،تعارضهاي خانوادگي ،محيط خانوادگي نا مناسب ،فساد و ضعف اخلاق در خانواده ،ازدحام مناطق سکونت،اضمحلال ارزشها و اخلاقيات ،فقدان دانش و  مهارت در خانواده ،

دسترسي غير کارآمد به امکانات اساسي زندگي ،امکانات کم خانواده ،اجراي ضعيف قانون يا سوءاستفاده مجريان قانون.

محدوديتهاي تحقيقات پيشين

چنانچه بخواهيم در يك ارزيابي كلي دربارۀ پژوهش هاي اجتماعي كشور پيرامون كودك خياباني اظهار نظر كنيم مي توان موارد ذيل را برشمرد:
«1- فقدان يك موضوع نظري علمي غالب در پژوهش : ديدگاه نظري چارچوبي است كه پژوهشگر براساس آن به تفسير داده هاي گردآوري نشده مي پردازد . فقدان چنين چارچوبي باعث شده است كه داده هاي گردآوري شدۀ پژوهشها عملا" جز يك سري اعداذ  و ارقام غير مرتبط معناي غني تري نگيرند.
2- محدوديت در كاربرد فرضيه ها : اين نكته معطوف به جامعيت فرضيه هاي علمي است .
در پژوهشهاي بررسي شده فرضيه ها بسيار محدود و غالبا" داراي اعتبار ثانوي و درجه دوم هستند .
3- عدم تناسب استنتاجات كاربردي با فرضيه هاي اثبات شده : در پژوهشهاي بررسي شده بسياري از پيشنهادات كاربردي دربطن تحقيق مورد بررسي قرار نگرفته اند از جمله عدم توجه به مديريت كلان جامعه و متغيرهاي سياسي.
4- جامعه و نمونه : عدم استفاده از شيوه هاي نمونه گيري مناسب و رفع محدوديت در جهت تعميم يافته ها .
5 – روشهاي آماري : استفاده از روشهاي آماري ابتدايي از قبيل آمار توصيفي و در مواردي اكتفا
كردن به تحليل دو متغيري و عدم استفاده از تجليلهاي چند متغيره .»
 ( دهگان پور و  همكاران : صفحه 98-99) پیشینه اقدامات انحام شده  «1 – ايجاد خانه هاي سبز براي نگهداري از پسران خياباني و ريحانه براي نگهداري از دختران فراري و خياباني : خانه سبز از سال 1376 شروع به فعاليت كرده كه با ايجاد دفاتري ثابت و بسيار در مناطق از جمله پايانه هاي شرق ، جنوب مرقد امام ، راه آهن و حرم حضرت عبدالعظيم در جهت بازگشت كودكان به خانواده هاي آنان تلاش كرده است .
2 – احداث مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني از طرف كانون اصلاح و تربيت و همچنين
مراكز وابسته به سازمان بهزيستي ، كميته امداد ، شهرداري و برخي سازمانهاي خيريه »
3 – اجراي طرح توانمند سازي خانواده هاي كودكان خياباني با اعتبار دو ميليارد تومان در كشور با هدف حمايت از خانواده هاي كودكان كار خياباني از طريق حرفه آموزي و اشتغال اعضاي خانوادۀ اين كودكان ، سواد آموزي ، آموزش هاي بهداشتي  و تربيتي به منظور ارتقاي سطح آگاهي والدين ، حمايت هاي مالي مستمر و غير مستمر شامل كمكهاي موردي بلاعوض جهت خريد وسايل ضروري زندگي، پرداخت هزينه هاي درماني و تحصيلي ، وام اشتغال ، پرداخت مستمري شش ماهه و پوشش بيمه اي كودك و اعضاي خانواده
4 – تصويب آئين نامه ساماندهي كودكان خياباني از طرف هيات وزيران بنا به پيشنهادوزارت رفاه و تامين اجتماعي و براساس قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كه مفاد آن به شرح زير است : تعريف كودكان خياباني ، ساماندهي ، شناسايي ، جذب ، اقامت ، تاسيس مراكز كودكان خياباني ، پذيرش ، ترخيص ، پيگيري وضعيت كودكان پس از ترخيص توانمند سازي ، تشكيل تيم تخصصي و حضور فعال نهادهاي  جامعه ارائه پيشنهادات و راهكارهاي اجرايي 1 – آموزش درك و شناخت صحيح رفتار كودكان و نوجوانان در سنين گوناگون و نحوۀ رويارويي با مشكلات و رفتارهاي خاص كودكان و نوجوانان به خانواده ها
2 – گسترش چتر آموزش وحمایت  كودكان در مناطق محروم و اتخاذ سياستهاي مناسب براي ايجاد عزم ملي در اين زمينه و ايجاد زمينه هاي مناسب براي امكان ادامه تحصيل كودكان شاغل
3 – سرمايه گذاري و توجه دولت به تشكلهاي مردمي ، خيريه ها و مؤسسات غير انتفاعي خصوصي
4 – ايجاد مراكز ساماندهي و هدايت و حمايت كودكان خياباني در مراكز استانها و شهرهاي بزرگ
5 – ساماندهي و حمايت از كودكان كار
6 – برخورد جدي نيروي انتظامي و دستگاه قضايي با گروههاي فاسد ، بزهكار و مجازات آنها
7 – تشديد حمايت از خانواده هاي آسيب ديده تحت پوشش نهادهاي خيريه دولتي و خصوصي.
8 – ايجاد مراكز مراقبت و حمايت پس از خروج براي كودكان بزه پس از دوران تحمل كيفر.
9 – ايجاد نظام مددكاري در مدارس ابتدايي .
10 – ايجاد و تقويت نظام مشاوره در دورۀ راهنمايي و دبيرستان
11 – بازگرداندن سريع كودكان فراري و خياباني با حمايت به شيوۀ مددكاري به بستر خانواده و حمايت بلند مدت آنها
 12 – تدوين قوانين مناسب براي حمايت از حقوق كودكان از جمله معاضدت حقوقي كودكان و
نوجواناني كه توسط تيم قانوني و نزديكان نسبي وسببي مورد ظلم واقع شده اند .
13 – سپردن كودكان رها شده ، بدسرپرست يا بدون سرپرست به خانواده هاي مناسب و نظارت بر نحوۀ آموزش و تربيت آنها و ...

نظرات