کودکان کار و خیابان سرفصل آسیب های اجتماعی

کودکان کار و خیابان سرفصل آسیب های اجتماعی

کودکان کار و خیابان چه کسانی هستند ؟ چرا آسیب اجتماعی این کودکان در صورت عدم پیشگیری یا توانمند سازی اصولی آسیبش به مراتب بیش تر از سایر آسیب های اجتماعی می باشد.

آیا همه کودکان کار در کشور ما در یک وضعیتی به سر می برند ؟

برای این کودکان چکار باید کرد ؟

آیا باید ساماندهی شوند سامان دهی  که از نظر سازمان هایی مانند بهزستی یعنی مانع از کار وفعالیت آنها و انتقال به مراکز بهزیستی یا راه حل بهتر ی هم هست؟ چرا ما به صرف اینکه بیش تر این کودکان متعلق به پناهندگان افغانستان هستند جنبه انسانی بودن خدمات رانادیده گرفتیم اکثرا این کودکان نان آوران خانواده یا به اصطلاح پدر کوچک خانواده در خانواده هایی هستند که پدر از کارافتاده ،مادر مریض و خانواده پرجمعیت هست
بر اساس تعاریف این کودکان در 4 گروه اصلی زیر تقسیم میشوند . -(street children) به کودکانی میگویند که در خیابان زندگی میكنند و بدون حمایت خانواده یا بستگان خود ؛ سعی دارند از خودشان مراقبت کنند. این کودکان آسیب های دشوار اجتماعی وفرهنگی دیده اند ونیازمند حمایت های خاص و ویژه هستند این دسته قربانیان شرایط دشوار زندگی مانند بهره کشی ،تجاوز جنسی و غیره هستند    - children on the street این کودکان درواقع کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد برای  خانواده در خیابان کار میکنند . میزان ارتباط این کودکان با خانواده متفاوت است و ممکن است این ارتباط روزانه و یا در حد چند بار در سال باشد اما به هرحال احساس تعلق به خانواده دراین کودکان وجود دارد . اینان به حمایت و بقای خانواده خود از لحاظ اقتصادی کمک میکنند. اینان به اصطلاح نان آوران کوچک خانه هستند.اینها در بیشتر خانواده ها سپر بلای خانواده ی خویش میشوند و طعمه ی گرگ های خیابانی اند . گرگ های خیابانی که از اینها در توزیع مواد مخدر و... استفاده میکنند. - کودکان خیابان children of the street

این کودکان گروه کوچکتر از کودکان خیابانی را تشکیل میدهند ، اما مشکلات پیچیده تری دارند .

برای این کودکان خیابان به منزله خانه است وآنها در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را دارند . این افراد یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده ، به دلیل مسائل مختلف ، زندگی در خیابان برایشان امن تر از زندگی در خانه است

. children    at   risk

  این تعریف گروه عظیمی از کودکان را شامل می شود که در نتیجه نحوه زندگیشان در معرض خطر هستند را در بر می گیرد  .

این کودکان با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند ودر محیط های آسیب زا یا مشغول به کار هستند یا زندگی می کنند در معرض بیماری های ویروسی از جمله هپاتیت و ایدز  ، بهره کشی ، تجاوز جنسی ، اعتیاد و ... قرار دارتد اکثرا یا تحصیلاتی ندارند یا در مقاطع پایین رها کرده اند ، تعلق خاطری به جامعه احساس نمی کنند و گاه به سمت وندالیسم نیز پیش می روند.

تعریف سازمان بهزیستی كل كشور ایران از كودكان خیابانی:

طبق قانون سامان دهی كودكان خیابانی ایران، ‌فرد كمتر از 18سال تمام كه به صورت محدود یا نامحدود در خیابان به سر می برد،‌ اعم از كودكی كه هنوز با خانواده خود تماس دارد و از سر پناه برخوردار است و یا كودكی كه خیابان را خانه خود می داند و رابطه او با خانواده به حداقل رسیده و یا اساسا چنین ارتباطی وجود ندارد، ‌كودك خیابانی نامیده می شود.

نگاهی به آمارهای موجود در خصوص کودکان کار وخیابان:

وضعیت تحصیل كودكان كار در ایران

    طبق  تحقیق سازمان بهزیستی كشور در مورد كودكان كار و خیابان ( ١٣٩٢ – ١٣٩١ ) : ٢/ ٤ درصد از كودكان كار و خیابان كمتر از سن ورود به مدرسه هستند . ٣٤ درصد در حال تحصیل ، ٤٠ درصد ترك تحصیل كرده اند و ٢٤ درصد اصلابه مدرسه نرفته اند.
     
    آسیب های وارده بر كودكان كار و خیابان در ایران تحقیق سازمان بهزیستی كشور درباره وضعیت مصرف مواد مخدر در كودكان كار و خیابان ( ١٣٩٢ – ١٣٩١ )
     حدود ٥ درصد از پسران و حدود ١ درصد دختران دارای سابقه مصرف مواد بوده اند
     
    تحقیق مركز تحقیقات ایدز ( وزارت بهداشت ) بر ١٠٠٠ كودك كار و خیابان در شهر تهران ( ١٣٩٠ )
     ٤ الی ٥ درصد كودكان مورد مطالعه HIV مثبت بودند
     ١٥ درصد كودكان مورد مطالعه مصرف كننده مواد مخدر بودند و شیوع ایدز در مصرف كنندگان مواد ٩ درصد بود
     
    طرح تحقیقاتی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی درباره ٢٨٩ كودك كار و خیابان شهر تهران ( ١٣٩٢ – ١٣٩١ )
     ٦/ ٢٥ درصد ( ٩/ ٨ درصد پسر – ٤/ ١ درصد دختر ) سابقه مصرف سیگار ، الكل و مواد مخدر داشتند
     ماده مصرفی كودكان مورد مطالعه در ٦ ماه منتهی به تحقیق ٢٦ نفر سیگار – ٩ نفر قلیان – ٧ نفر الكل سفید – ٥ نفر اكس و شیشه – ٧ نفر تریاك – ٢ نفر متادون – ١ نفر هرویین و كراك طبقه بندی كودكان خیابانی از حیث نوع زندگی خیابانی:

1.    كاسبان خیابانی: ‌این گروه به دسته های زیر تقسیم می شوند:
1-1.    شاغل در مراكز خدماتی( پادویی)
1-2.    دست فروشان
1-3.    دوره گردها
1-4.    واكسی ها
2.    گروه ولگردها
3.    گروه تلكه گیران
4.    بزهكاران، ‌این گروه به دسته های زیر تقسیم می شوند:
4-1. حضور در گروه های بزهكاری سارقان اعم از شب روها، ‌جیب برها، ‌خانه روها،‌ دخل زنها، ‌كیف قاپ ها و غیره.
4-2. حضور در گروه های بزهكاری توزیع كننده مواد مخدر كه بیش از 60درصد این گروه حین فعالیت به مصرف مواد نیز آلوده می شوند.
4-3. حضور در گروه های ضد اخلاقی كه در تعمیم و اشاعه ی فحشاء و سوء استفاده های جنسی از كودكان فعالیت دارند.
4-4. حضور در باندهای حمل و جابه جایی مواد مخدر كه معمولا به عنوان طعمه و انباری ( جاسازی جنس) در بدن كودك مورد استفاده قرار می گیرد.
5. حضور در باندهای سوء استفاده كننده ی سودجو و فرصت طلب كه معمولا این باندها همه نوع سوء ‌استفاده از كودكان را به عمل می آورند.
6. متكدیان، ‌شامل:
6-1. تكدی فردی به شیوه ی تحریك احساسات عاطفی مردم
6-2. تكدی گروهی به شیوه های گوناگون كه توسط افراد حرفه ای آموزش داده می شوند. طبقه بندی كودكان خیابانی از لحاظ وضعیت سكونت خیابانی:

1.    كارتن خواب ها: ‌این گروه یا به صورت انفرادی و یا به صورت گروهی معمولا در پارك ها، كناره های میدان ها،‌ هم چنین در نقاط كور و غیر قابل رویت محلات با زیرانداز كارتن نیاز خود را به خواب برطرف می كنند. این گروه اسباب و پتوهای خود را در داخل بشكه یا سطل زباله در گوشه ای از پارك ها مخفی می كنند و اموال سرقتی خود را لا به لای گیاهان و درختان و زیر پل ها جاسازی می كنند.
2.    اتوبوس خواب و قطار خواب: اتوبوس خواب ها و قطار خواب ها با تهیه ی بلیط و گاه با التماس از راننده ی اتوبوس یا نگهبان قطار و یا قاچاقی سوار قطار می شوند و نیاز به خواب خود را تامین می كنند. در بسیاری از موارد با جیب بری و سرقت اموال نیازهای خود را برطرف می كنند.
3.    هتل خواب ها:‌ این اصطلاح به گروهی اطلاق می شود كه نسبت به كارتن خواب ها و اتوبوس خواب ها وضعیت مطلوب تری دارند و حداقل تا زمان به دام قانون افتادن و گرفتار زندان شدن با برنامه حركت می كنند. عوامل مهم در پیدایش كودكان خیابانی:

1-    عوامل اجتماعی:

الف) فقر و عدم‌ توزیع عادلانه ثروت:

کشورهای در حال توسعه که براساس شاخص‌های فقر انسانی از نظر توانایی بقا، آموزش‌ و‌پرورش و استانداردهای زندگی در پایین ‌تر از حد مقیاس قرار دارند، بیشترین تعداد کودکان خیابانی را به‌خود اختصاص می‌ دهند. افزایش بی‌ خانمانی در کشورهای صنعتی نیز حکایت از فقر و نابرابری در دستیابی به امکانات موجود در جامعه دارد. براساس آمار یونیسف از هر کودک در بعضی از کشورهای صنعتی بیش از یک نفر در خانواده‌های زیر خط فقر زندگی می ‌کنند.

ب) عدم ‌سیاست‌ گذاری دولت‌ها در زمینه کنترل جمعیت:

ما چنین تجربه ناخوشایندی را در ایران داشته ‌ایم. ‌جمعیت ایران در فاصله زمانی40سال بیش از 3برابر افزایش داشت. جمعیت 19میلیون نفری ایران در سال1335 در سال1375 به بیش از 60 میلیون نفر افزایش داشت. میزان رشد جمعیت در دهه‌های مذکور بالاترین نرخ‌های رشد جمعیت در جهان بوده است.

ج) سیاست ‌گذاری نادرست دولت‌ها به ‌ویژه در رسیدن به تکنولوژی اتمی یا نظامی:

این سیاست‌ گذاری منجر به کاهش خدمات اجتماعی یا رفاهی می‌‌ شود. با بررسی نظام ‌های سیاسی کشور‌های دارای کودکان خیابانی درمی‌ یابیم که اغلب دولت‌های این کشورها، دولت سیاسی محسوب می ‌شوند نه دولت‌ های رفاهی. هدایت سرمایه‌های جامعه به سوی طرح ‌های نظامی و اتمی به‌ خصوص در کشورهای در حال توسعه می ‌تواند با کاهش خدمات رفاهی همراه شود.

د) بی‌ تفاوتی نسبت به اشتغال کودکان و عادی شدن کار کودکان در جامعه

ه) بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مثل فروپاشی بلوک شرق

و) جنگ یا اغتشاشات داخلی

ز) مهاجرت ‌های ملی( درون مرزی). در ایران جنگ به تأثیر‌پذیری جامعه از سنتی به صنعتی و مهاجرت‌های ناشی از آن دامن زد.

ن) مهاجرت‌ های بین ‌المللی به ‌خصوص در ایران مهاجرت افغان ‌ها مهم‌ ترین جنبه مهاجرت‌ های بین‌ المللی و پیوند آن با خیابانی شدن کودکان محسوب می‌ شود.

2- عوامل خانوادگی:

علاوه بر فقر اقتصادی خانواده موارد زیر به ‌عنوان عوامل خانوادگی مؤثر بر خیابانی شدن کودکان اشاره دارد: جمعیت زیاد، بی ‌سوادی یا کم سوادی خانواده، فوت یا جدایی والدین، ازدواج مجدد آنان و روابط نامشروع( این مورد در آفریقا بسیار شایع است)، معلولیت، بیماری یا معلولیت والدین، اعتیاد والدین، بزهکار بودن یکی از اعضای خانواده، درگیری و وجود بحث‌ های مداوم والدین با یکدیگر، کودک آزاری( آزار جنسی، هیجانی- عاطفی، غفلت و عدم ‌مراقبت)، سختگیری نسبت به کودکان و رها کردن آنها در خیابان به ‌ویژه تأثیر عمده در کارتن خواب شدن کودکان دارد.

خانواده‌ های دچار تشنج از مهم ‌ترین عوامل خیابانی شدن کودکان هستند. کودکی که در خانواده فقیر زندگی می ‌کند، به ناچار باید برای بقای خود و خانواده‌‌اش در خیابان به سختی کار کند و کودکی که در خانواد‌ه‌ای به سر می‌ برد که به‌ دلیل عدم‌ امنیت و عشق و محبت دچار تشنج است، زندگی خیابانی را با وجود وضعیت دشوار آن بر چنین وضعیتی ‌ترجیح می ‌دهد.

کودکان خیابانی معمولا در خیابان به سر می ‌برند. آنها برای احساس امنیت بیشتر به کسانی روی می‌ آورند که تجربه خیابانی بودن را دارند. این کودکان از حمایت خانواده در خیابان بی ‌بهره‌اند از این ‌رو به گروه‌های خیابانی می‌ پیوندند و در این گروه‌ها معنویت خود را جست‌ وجو می‌ کنند و کودک به ‌تدریج با ارزش‌ها، هنجارها و اخلاق خیابانی آشنا می ‌شود.

این کودکان طرز لباس پوشیدن ویژه‌ای دارند. هرچه کودک کم سن‌ تر باشد، ژولیده‌ تر و کثیف ‌تر است زیرا مردم معمولا به کودکان آراسته و تمیز کمک نمی ‌کنند. آنها به مرور زمان لهجه خیابانی را می ‌آموزند. این زبان وسیله ‌ای برای ارتباط با سایر کودکان کارتن خواب است که به مرور حتی در برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه نیز به کار می‌ رود. مشكلات پیش بینی شده برای كودكان خیابانی:

1-    مشكلات اجتماعی:

    فقر و بی سوادی: كودكان خیابانی با خطر از دست دادن امكانات اساسی هم چون بهداشت و آموزش برای برخورداری از یك زندگی سالم روبرو هستند.
    تبعیض و فقدان منابع قابل دسترسی: برنامه ریزان اجتماعی هنگام برنامه ریزی و طراحی برنامه ها، نیازها و مشكلاتی نظیر وضعیت اشتغال كودكان خیابانی را در نظر نمی گیرند و برنامه های مداخله ای مناسبی برای تسهیل دسترسی آنها به خدمات اجتماعی طراحی نمی كنند.
    خشونت محیطی: خیابان محیطی ناایمن است كه احتمال سوء‌ استفاده و آزار كودك در آن بالاست.
    برچسب خوردن: جامعه معمولا به كودكان خیابانی به عنوان كودكان دشواری می نگرد كه عامل بروز مشكلات بسیاری در سطح جامعه اند. اغلب مردم گمان می كنند كودكان خیابانی افرادی غیر قابل كنترل و خشن اند كه به سوء مصرف مواد و یا فروش مواد مخدر می پردازند، ‌پایبند مسائل اخلاقی نبوده و تمام توانایی خود را برای عشق ورزی و مهربانی از دست داده و گرایشات شورش گرانه دارند. در نتیجه نسبت به وضعیت رقت بار این گروه از كودكان احساس همدلی نمی كنند و همین نگرش منفی می تواند موجب عدم توجه و حقوق و حمایت از این كودكان درجامعه شود.

2-    مشكلات جسمی:

    عدم تغذیه مناسب: با این كه بعضی از كودكان خیابانی قادر به تامین غذای كافی برای خوردن هستند، اما از رژیم غذایی مناسب برخوردار نبوده و همین امر منجر به سوء تغذیه، ‌كم خونی و كمبود ویتامین در آنها می گردد.
    جراحات: نظیر جراحت های ارادی شامل( جراحت های ناشی از خودزنی در مواقع مستی و یا افسردگی) و یا جراحت های ناخواسته مثل استفاده از ابزاری كه برای بزرگسالان طراحی شده است.
    مشكلات جنسی و بهداشت باروری:‌ با آنكه مشكلات جنسی وعدم رعایت بهداشت باروری، ‌پسران و دختران خیابانی را تحت تاثیر قرار می دهد اما دختران خیابانی در برابر آزار جسمی و جنسی و سوء ‌استفاده آسیب پذیرترند. مشكلات بهداشت جنسی و باروری ناخواسته شامل بیماری های منتقله از طریق جنسی نظیر ایدز و بیماری های مقاربتی، ‌حاملگی های ناخواسته وسقط جنین ناایمن می باشد.
    مشكلات بهداشتی: بیماری هایی نظیر سل، ‌مشكلات پوستی، ‌دهان و دندان و بیماری های انگلی كه در صورت وجود تسهیلات درمانی به سادگی قابل درمان است، ‌میان كودكان خیابانی شایع است. 3-    مشكلات روانی:

    گذشته پرفشار: بسیاری از موقعیت ها و حوادثی كه موجب رانده شدن این كودكان به خیابان می شود( فجایع طبیعی و غیر طبیعی، سوء ‌استفاده و بهره كشی، ‌تعارضات خانوادگی و غیره) تاثیرات مداومی بر زندگی آنها خواهد داشت و موجب می شود كودكی كه بر اثر تعارضات و مشكلات خانوادگی به خیابان روی آورده است تا سال های متمادی از حمایت مادی و معنوی والدین خود محروم بماند تا جایی كه حتی در بزرگسالی و پس از اینكه دارای فرزند شد، خود و فرزندش نیز از حمایت نسل قبلی بی بهره خواهند ماند و همین امر اثر زیادی در شرایط زندگی آنان می گذارد.
    سبك زندگی موقتی( خانه به دوشی): ‌كودكان خیابانی در برخی مناطق، ‌غالبا از یك منطقه شهری به منطقه دیگر و یا از شهری به شهر دیگر در حال مهاجرت اند. این مهاجرت گاه بر حسب میل و گاه اجباری( برای پنهان شدن از دست پلیس و غیره) صورت می گیرد. همین سبك زندگی منجر به بروز مشكلاتی نظیر انزوای اجتماعی، تنهایی و اختلال در ایجاد دلبستگی های عاطفی نسبت به افراد خاص می گردد.
    بهداشت روانی: كودكان خیابان كه فشارهای روانی بسیاری را تجربه می كنند در مقابل ابتلا به اختلالات روانی و یادگیری آسیب پذیرترند و این درحالی است كه آنها مراقبت وحمایت لازم روانی را دریافت نمی دارند.
سوء مصرف مواد: ‌بسیاری از كودكان خیابانی به مصرف مواد مخدر و روان گردان روی می آورند و همین رویكرد منجر به مصرف بیش از حد مواد، ‌افزایش احتمالی بروز حوادث ناشی از مصرف مواد، خشونت، ‌حاملگی ناخواسته و برقراری ارتباط جنسی ناایمن می گردد
 
چکار باید کرد ؟ راهکار اصولی برای پیشگیری و توانمند سازی این کودکان چیست ؟ کودکانی که باطرح و برنامه های غیر اصولی مسولین در بیش تر اوقات سر از کانون اصلاح تربیت یا زندان در می آورند.

روش های متفاوتی در زمینه مقابله با پدیده  کودکان کار و خیابان وجود دارد که می توان آنها را در دو دسته طبقه بندی کرد: پیشگیری و درمان. یکی از راههای مهم در زمینه مقابله با پدیده کودکان کار و خیابان پیشگیری از این پدیده در وهله اول است، لازم است که حمایت مناسب از کودکان وخانواده هایشان بشود و مطالعات انجام شده در کشور برزیل در زمینه کودکان خیابانی نشان داده شده است که کودکانی که در فقر مطلق به سر می برند، بیشترین  احتمال را برای تبدیل شدن به کودکان خیابانی دارند، به همین دلیل لازم است که تا با کمک و حمایت از کودک و خانواده ی وی و تامین زمینه های معاش مناسب برای آنها ازکار کودکان حتی المقدر جلوگیری شود. باید روش هایی دنبال شود که اتکای خانواده به کار کودک کم شود. ازجمله این روشها برنامه هایی برای عرضه خدمات مالی نظیر وام به خانواده های چنین کودکانی است تا بتوانند با استفاده از این وام ها یک کار درآمدزا را آغاز کنند، همچنین برنامه های آموزشی برای ارتقای سطح دانش ومهارتهای حرفه ای این خانواده ها می تواند موثر باشد. دیگر را هکار، درمانی می باشد که می تواند آن را در سه گروه طبقه بندی کرد:  اصلاحی، بازپرورری، امدادی. در دو راهکار اول کودکان خیابانی به عنوان مزاحمان اجتماعی نگریسته می شوند که باید از خیابان جمع آوری شوند و دور از اتکای عمومی و در نهادها و مراکز و اردوگاهها نگهداری شوند، و به همین دلیل است که این گروه با نام راهکارهای نهادی هم شناخته می شوند.

در راه کارامدادی تاکید بر رفتن بیرونیها به خیابان و محل کار کودکان، و احترام به استقلال و گوش دادن به آراء آنها می باشد. در این راهکار توجه خاصی به توانمند سازی کودکان شده است. در این راهکار سه اصل رعایت می شود: 1- گوش دادن 2- توجه کردن 3- احترام گذاشتن. این راهکار که عمدتا" از آمریکای لاتین نشات گرفته است برمبنای زیر استوار شده است.

آموزشگران خیابانی به خیابان و میان کودکان می روند و با آنها دوست می شوند، آنها در خیابان با کودکان خدماتی نظیر کمک های اولیه وبهداشتی ارائه می کنند. این پروژه ها با تعداد زیادی از کودکان خیابانی کار می کنند به این جهت این راهکار با عنوان غیر نهادی نام گذاری شده است. زیرا آنها خود را از مراکز سنتی نظیر اردوگاهها و پرورشگاهها متمایز می دانند و به آراء و عقاید کودکان احترام می گذارند.

براساس آنچه گفته شد اخیرا" سازمان های خدمات رسان به اقدامات( خدمات رسانی در خیابان ها) در حال افزایش است. این نوع اقدامات هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه بوده است. ازجمله این اقدامات راه اندازی« تیم های مددکاران خیابانی» و گسترش دادن خدمات به سطح خیابان هاست. در این روش مددکاران با آن دسته از کودکان خیابانی که هم اکنون در سطح خیابان ها هستند تماس برقرار می نمایند، بدون آنکه جهت هدایت آنها به مراکز و موسسات تلاش کنند. در این صورت سازمان ها قادر خواهند بود خدمات زیادی به کودکان خیابانی ارائه نموده از در غلطیدن آنها به دامان بسیاری از آسیب های اجتماعی جلوگیری نمایند. این کار باعث می شود علی رغم محدودیت امکانات، بودجه و نیروی انسانی جمعیت تحت پوشش گسترش چشمگیری پیدا کند. از جمله خدماتی که می توان ارائه نمود عبارتند از:
خدمات پزشکی، کاریابی، مشاوره( حقوقی و روانشناختی) در اختیار گذاشتن ابزار کار، آشنا ساختن کودکان خیابانی با سازمان هایی را که می توانند به نوعی به وی خدمت کنند، سرکشی مداوم وحمایت های مختلف نام برد.
 
ما باید یادآوری کنیم که طرح های به اصطلاح ساماندهی این کودکان تا به حال جوابگویی لازم را نداشته است و لازم است تجدید نظر شود طبق تجربه بعضی از کشورها می توان در کنار محل کار آنها برنامه های آموزشی را ارائه کرد ، یا  به خانواده هایشان در صورتی که اجازه ادامه تحصیل فرزند شان  را بدهند حمایت های مالی یا وام های کم بهره ارائه داد

دیدگاه پلیس و مجرمی به این کودکان را باید کنار گذاشت چون متاسفانه این کودکان حتی با دیدن اورژانس های 123 به خصوص کودکان با ملیت افغان به جای آرامش دچار ترس و اضطراب می شوند و مددکار اجتماعی اورژانس را در قالب یک پلیس می بینند  

نقش مددكاران اجتماعی در كنترل و پیشگیری از پدیده كودكان خیابانی:

مددكاران اجتماعی به سه دلیل باید به كودكان خیابانی توجه جدی داشته باشند. نخست، ‌برای این كه  از گرایش آنان به آسیب های اجتماعی جلوگیری شود؛ ‌دوم، ‌برای اینكه نقش احتمالی آنان در گسترش آسیب های اجتماعی خنثی شود و سوم تا از آنان به عنوان سرمایه های انسانی كشور محافظت شود. هم چنین مددكاران اجتماعی به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم به این كودكان خدمات رسانی می كنند.

مددكاری اجتماعی به صورت غیر مستقیم در زمینه پیشگیری و كنترل آسیب های اجتماعی از جمله پدیده كودكان خیابانی فعالیت می كند كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد:

-    بررسی ساختارهای قانونی به وجو آورنده مشكلات و آسیب های اجتماعی و پیگیری برای تغییر قوانین اجتماعی
-    بررسی ساختارهای اقتصادی كه به وجود آورنده مشكلات شده اند و باعث شكاف طبقات اجتماعی شده و افراد زیادی را در معرض نابرابری و تبعیض قرار داده است و تلاش در جهت تغییر و اصلاح این ساختارها
-    بررسی ساختارهای نامناسب اجتماعی به خصوص نامناسب بودن محیط های زندگی افراد و آسیب زا بودن شرایط زندگی افراد با توجه به مشكلات زندگی در كلان شهرها و تلاش در جهت این ساختارها و اصلاح محیط اجتماعی.
-    بررسی ساختارهای تبعیض آمیز در یك جامعه كه افراد زیادی را در معرض انواع تبعیضات نژادی، قومی و فرهنگی قرار می دهد و پیامد آن می تواند خیابانی شدن كودكان باشد

اما مددكاران اجتماعی به صورت مستقیم در دو سطح، ‌خدمات خود را به كودكان خیابانی ارائه می دهند كه در زیر به آنها اشاره شده است.

سطح اول یا پیشگیری اولیه:

در این سطح،‌ مددكار اجتماعی با شناخت و تحلیل عوامل موثر بر زندگی كودكان در خیابان،‌ شهر یا استان محل خدمات خود برای پیشگیری از كودكان در خیابان برنامه ریزی می كند. اجرای این برنامه ها صرفا با دخالت مددكار اجتماعی نیست، ‌بلكه ممكن است با همكاری آموزش و پرورش، صدا و سیما، ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مربوط صورت گیرد.

سطح دوم یا پیشگیری ثانویه:

چون رها كردن این كودكان و صرفا توجه به پیشگیری اولیه كافی نیست، ‌مددكار اجتماعی برای حمایت از آنان سه مرحله فعالیت انجام می دهد:

مرحله شناسایی و جذب: مددكاران اجتماعی می توانند گروه سیار تشكیل دهند و به شناسایی این كودكان در خیابان بپردازند و چنانچه امكان بازگشت به منزل برایشان فراهم است، اقدام كنند؛ ‌در غیر این صورت آنان را به موسسات مربوط هدایت كنند جمع ‌آوری این كودكان از طریق نیروی انتظامی یا شهرداری مطلوب نیست، ‌زیرا با زور نمی توان آنها را سازمان دهی كرد. البته، ‌گاهی ممكن است به همكاری نیروی انتظامی نیاز باشد، اما این حضور نباید دائمی باشد. هر چه فاصله زمان حضور در خیابان تا شناسایی كمتر باشد، ‌احتمال جذب كودكان خیابان بیشتر است. بنابراین داشتن سیستم جذب فعال و پویا ضروری است.

مرحله تشخیص و جایگزینی كودكان: ‌در این مرحله، ‌مددكاران با همكاری روان شناسان، ‌روان پزشكان، پزشكان و مشاوران حقوقی می توانند كودكان را جایگزین كنند كه برای این كار اقداماتی ضروری است؛ از آن جمله است:

•    تشكیل پرونده؛
•    بررسی خصوصیات زیستی، ‌روانی و اجتماعی كودك با همكاری روان شناس، ‌روان پزشك،‌ مشاور حقوقی، پزشك و یا دیگر متخصصان؛
•    درمان جسمی كودك با همكاری پزشك؛
•    پیگیری برای حضانت كودكان باهمكاری مشاور حقوقی موسسه و از طریق دادگستری( در صورت لزوم)؛
•    گرفتن گزارش پزشكی قانونی در صورتی كه در بررسی جسمانی كودك مورد نیاز باشد
•    درمان اختلالات رفتاری با همكاری روان شناس و روان پزشك؛
•    درمان اعتیاد و مشكلاتی از این نوع؛
•    ارجاع به خانواده یا موسسه مربوط

( موارد گفته شده برای هر كدام از كودكان خیابانی میتواند متفاوت باشد.)

مرحله ارجاع و توانمند سازی كودكان:
در این مرحله، ‌مددكاران اجتماعی باید توجه داشته باشند كه بهترین ارجاع بازگشت به خانواده است. اما اگر وضع خانواده به گونه ای است كه صلاحیت نگهداری از كودك را ندارد، باید از ارجاع به خانواده پرهیز كنند؛ ‌چون احتمال فرار مجدد و یا استثمار و آزار خانواده و غیره وجود دارد. باید دانست كه راه حلهای ضربتی با هدف مددكاری اجتماعی مغایرت دارد و به جای این كار باید از طریق دفتر امور اتباع خارجه، استانداری ها، موسسات شبه خانواده، ‌بهزیستی و نهادهایی از این قبیل از این افراد نگهداری كرد.


منابع:
-سلیمانی ، مهدیه ، حاجیانی ، ابراهیم (1392) ارائه مدل مدیریتی مطلوب به منظور ساماندهی کودکان کار وخیابان ،مجله مدیریت فرهنگی ، سال هفتم ، شماره بیست و دوم  
-کارشناسان سازمان جهانی بهداشت ؛(مترجمین دکتر محمد زاهدی اصل و همکاران) ، (1388)، کاربا کودکان خیابانی نشر دانژه ، چاپ اول
-شهرکی ، مهدی ، قادری ، سیمین ، (1391) تصمیم به اشتغال و تحصیل کودکان کار در ایران ، فصلنامه اقتصاد ، دوره 9 ، شماره 4
روزنامه اعتماد ( محروم از رویای کودکی ) شماره 3275تاریخ 2/4/94 صفحه 8  

نظرات