نظريات مربوط به بزهكاري نوجوانان

نظريات مربوط به بزهكاري نوجوانان

نظریه آلبرت کوهن- کوهن مشاهده‏گر دقیقی است که توانسته است درباره گروههای زیادی از جوانان خیابان‏گرد شهرهای بزرگ آمریکا مطالعه کند و از این طریق به تفاوت‏هایی میان جوانان و بزرگسالان پی ببرد. او با ترکیب آرای جامعه شناختی و روان شناختی به مطالعه بزهکاری جوانان پرداخته است، و سعی کرده است که علل اجتماعی و روانی خاصی که گروهی از جوانان را به رفتار بزهکارانه سوق می‏دهد توضیح دهد.

کوهن بر این نکته تأکید دارد که جرم جوانان با بزرگسالان از سه جهت متفاوت است:

 

الف. غیر مادی بودن: برای اکثر مردم شئی مسروقه وسیله‏ای است که فرد را به هدفی می‏رساند و دزدی برای او رفتاری منطقی و سودمندانه است. برای نوجوانان دزدی جدا از مسأله سود و درآمد، نشانه افتخار، مردانگی و به دنبال آن کسب رضایتی عمیق است. دزدی راهی برای شناساندن خود و اجتناب از تنهایی و مقابله با احساس حقارت است.

ب. توأم با کینه‏جویی و خشم: رفتار جوانان توأم با نوعی خشم و کینه است، آنها از به هم زدن لذت دیگران و زیرپاگذاشتن تابوهای جامعه لذت می‏برند.

ج. نفی هنجارهای اجتماعی: جوان بزهکار هنجارهایی را مبنای رفتار قرار می‏دهد که نقطه مقابل هنجارهای اجتماعی است.

جستجوی لذت‏های کوتاه مدت، خصیصه دیگر خرده فرهنگ بزهکاری جوانان است. اعضای گروه بی‏آن که برنامه خاصی در سر داشته باشند، گرد هم می‏آیند، در اینجا و آنجا پرسه می‏زنند و منتظر فرصت هستند.
به نظر کوهن، مهمترین مسأله‏ای که جوان با آن روبرو است کسب پایگاه اجتماعی است. ارتقای برخی از جوانان که معیارهای مورد انتظار جامعه را ندارند غیرممکن است. خرده فرهنگ در درون خود معیارهایی برای ارتقا دارد که جانشین معیارهای جامعه و فرهنگ فراگیر است که کسب آنها دشوار نیست. فرض اساسی کوهن این است که جوانان طبقات پایین متوجه پایگاه نازل خود می‏شوند و این آگاهی آنها را با مسأله ارتقاء مواجه می‏سازد.

آنچه جوان را به سوی خرده فرهنگ بزهکاری سوق می‏دهد، مشکل کسب پایگاه اجتماعی است که در اصل، ارزش‏های جامعه برای جوان پدید می‏آورد. وقتی جامعه انتظارات واحدی از جوانانی دارد که توانایی‏های آنها برای پاسخ یکسان نیست، آنهایی که توانایی پاسخ را دارند بهنجار و کسانی که آن معیارها را مانع ارتقای خود می‏بینند کژ رفتار می‏شوند. (کوهن، 1982، به نقل از سخاوت، صص85-74).

نظریه دیوید ماتزا

طرفداران نظریه «خرد فرهنگ بزهکاری» مدعی‏اند که جوان بزهکار دارای مجموعه‏ای از ارزش‏ها و عقاید است که موافق کژ رفتاری است. به نظر آنها همه اعضای خرده فرهنگ بزهکاری یا گروه بزهکار، آن ارزش‏ها را کاملاً پذیرفته‏اند و به آنها اعتقاد دارند. اما ماتزا نظر دیگری دارد و معتقد است که جوان به ارزش‏های بزهکارانه کاملاً دل نمی‏بندد، بلکه نسبت به ارزش‏های دو گروه حالتی میانه دارد. اگر آنان واقعا به ارزش‏های بزهکاری کاملاً دل بسته باشند به هنگام دستگیری نباید احساس خطا و ندامت کنند. در حالی که اکثر بزهکاران جوان از عمل بزهکارانه خود احساس گناه و خطا می‏کنند و ابراز ندامت می‏کنند. همچنین مشاهدات ماتزا نشان می‏دهد که جوان برای افراد مطیع قوانین جامعه احترام قایل است.. جوان بزهکار کسانی را که تابع قانون هستند نادرست و ضدارزش‏های خود نمی‏داند. همچنین در بسیاری موارد درستی نظام هنجاری متعارف جامعه را می‏پذیرد. همه این شواهد نشان می‏دهد که ارزش‏های اجتماعی در جوان درونی شده است و او حداقل تا حدودی به هنجارهای اجتماعی پیوسته می‏ماند و همین پیوستگی باعث می‏شود هنگامی که به کجروی دست می‏زند، احساس گناه می‏کند.

حال این سوال پیش می‏آید که چگونه جوانان که تا حدودی هنجارهای اجتماعی را درونی کرده‏اند، آنها را نقض کرده و اعمال بزهکارانه مرتکب می‏شوند؟

ماتزا سعی می‏کند با کشف فنون خنثی‏سازی این سؤال را پاسخ دهد.به نظر ماتزا اکثر جرایم جوانان مواردی است که جوان برای آن توجیهاتی دارد که از نظر او معتبر است،

ماتزا راه‏هایی را که جوان عمل خود را توجیه می‏کند «فنون خنثی‏سازی» می‏نامد. یادگیری این فنون راه را برای ورود به کجروی باز می‏کند:

الف. فن انکار مسئولیت

اگر جوان بتواند مسئولیت خود را در ارتکاب جرم تکذیب کند، می‏تواند مانع از آن شود که دیگران ارزش‏های درونی شده او را سرزنش کنند. در این فن جوان می‏خواهد اثبات کند که عمل او نتیجه نیروهایی است که خارج از اراده اوست..

ب. فن انکار صدمه و زیان

شدت صدمه و زیانی که بر مردم وارد می‏شود اساس قضاوت مردم درباره شدت نادرستی رفتار قرار می‏گیرد. جوان با انکار صدمه و زیان و یا ناچیز خواندن آن از شدت نادرستی عمل خود می‏کاهد. مانند این که گفته می‏شود که خسارت بر کسی وارد شده است که به راحتی قادر به جبران آن است. دزدی اتومبیل نوعی «امانت» و نزاع بین جمعی بین اعضای گروه را نزاع خصوصی یا شوخی تعریف می‏کنند.

ج. فن انکار قربانی بودن قربانی

در این حالت جوان مسئولیت عمل بزهکارانه خود را می‏پذیرد و حاضر می‏شود زیان و صدمه آن را هم برعهده گیرد، اما از سوی دیگر عمل خود را عملی تلافی‏جویانه به منظور اجرای عدالت جلوه می‏دهد.در این حالت جوان خود را به جای انتقام گیرنده و قربانی را به جای متخلف قرار می‏دهد. تخریب علیه معلمی که عادل نیست و ...

د. فن محکوم کردن محکوم کنندگان

جوان با استفاده از این فن توجه جامعه را از عمل خود دور می‏کند و متوجه عمل کسانی می‏سازد که او را محکوم می‏کنند. محکوم کننده را فردی ریاکار و عمل او را منبعث از کینه‏های شخصی می‏خواند. مثلاً پلیس را فاسد، معلم را اهل تبعیض و ...

ماتزا معتقد است شیوه‏های خنثی‏سازی آن‏قدر نیرومند نیست که مانع دخالت هنجار و ارزش‏های درونی شده و عکس‏العمل جامعه در مقابل جوان بزهکار حذف شودماتزا تأکید می‏کند که برخی جوانان نیز ممکن است چنان از جامعه دور افتاده باشند که برای ورود به جرگه بزهکاران و ارتکاب اعمال بزهکارانه نیاز به این شیوه‏های توجیه نداشته باشند. با وجود این نظر ماتزا این است که این فنون اثر نظارت‏های اجتماعی را کاهش می‏دهد و چگونگی ورود به جرگه بزهکاران را بیان می‏کند. (سخاوت، 1374، صص92-85).

مراحل زندگي از نظر طبقه‌بندي جزايي و جرم‌شناسي:

بين يك طفل خردسال غير مميز و يك فرد كبير عاقل و بالغ مراتب و درجاتي وجود دارد. 3 مرحله زير را الحاظ جزايي مي‌توان در زندگي هر يك از افراد بشر مشخص ساخت.

مرحله اول: دوران طفوليت و نداشتن تميز مطلق
مرحله دوم: دوران كودكي و تميز نسبي
مرحله سوم: دوران بلوغ و سن كبر قانوني

معمولاً مراحل اولیه دوران نوجوانی که مرحله جدایی نوجوان از خانواده می باشد، تمایل به انجام اعمال خارج از فرم شروع می شود ( 13-11سالگی). بیشترین میزان بزهکاری در سنین 15تا 18سالگی دیده می شود. زیرا نوجوانان آگاهی از اعمالشان بیشتر می شود. یعنی متوجه می شوند که می تواند هر کاری را بدون دخالت والدین انجام دهند که مربوط به دوران بلوغ و سن کبر قانونی است.

انواع جرايم ارتكابي اطفال و نوجوانان:

كه نوع جرم ارتكابي اطفال بنا به علل و انگيزه و كيفيت اعمال ارتكابي با بزرگسالان متفاوت ميباشد اطفال غالباً جرايم را به صورت گروهي و گاهي با تشكيل باندهاي متفاوت مرتكب ميگردند در صورتي كه بزرگسالان غالباً به صورت انفرادي مرتكب اعمال بزهكارانه ميشوند.

بخش اول : جرايم بر ضد اشخاص
بخش دوم :جرايم بر ضد اموال
بخش سوم : جرايم بر ضد نظم عمومي جامعه

الف: اعتياد به مواد مخدر و توزيع آن. ب: ولگردي. ج : جرايم منكراتي:)بيحجابي و بد حجابي- پخش موسيقي مبتذل-برگذاري و شركت در مجالس لهو لعب)

توصيفات رفتاري

شکست مداوم در رعايت قواعد يا انتظارات در خانه، مدرسه يا اجتماع./ زد و خورد بيش از حد، تهديد ديگران، خصومت ياخشونت نسبت به افراد و حيوانات، تخريب اموال./، سابقة نقض مقررات، ورود بدون اجازه و دزدي./ ، ناسازگاري در مدرسه که به صورت فرار مکرر، نگرش‌هاي توهين آميز و تعليق به خاطر بدرفتاري مشخص مي‌شود./،تعارض يا مقابلة مکرر با مراجع قدرت در خانه، مدرسه يا جامعه. / ،کوشش‌هاي متعدد براي گول زدن ديگران از طريق دروغگويي، تباني يا دست انداختن./،شکست مکرر در قبول مسئوليت، بدرفتاري همراه با الگوي سرزنش و خرده-گيري از ديگران/.،شريک‌هاي جنسي متعدد، فقدان ملازمت هيجاني و درگيري در روابط جنسي که خطر بيماري‌هاي مقاربتي را افزايش مي‌دهد.


منابع

١ ) دکتر نجفی ابرند آبادی مبانی جرم شناسی

٢ ) دکتر هوشنگ شمابیاتی بزهکاری اطفال

٣ ) دکتر تاج زمان دانش مجرم کیست ؟ جرم شناسی چیست ؟

۴ ) قانون مجازات اسلامیایران مصوب ١٣٧۵

۵ ) قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ١٣٧٨
دادستانی

نظرات