گسترش نقش مددكاري اجتماعي در اورژانس

گسترش نقش مددكاري اجتماعي در اورژانس

هدف اوليه از انتصاب يك مددكار اجتماعي متخصص در بخش حوادث و اورژانس بيمارستان برنلي عبارت از توسعه سيستمي براي ارائه خدمات بود كه بتواند مشكلات حمايتي/اجتماعي مراجعان به بيمارستان را شناسايي و مورد توجه جدي قرار دهد. اين امر مي بايستي بدون توجه به اين مي بود كه مشكلات بيمار حاصل مستقيم صدمه و يا حادثه اي است كه بخاطر درمان آن مراجعه كرده است، و يا با علت و منشاء بظاهر نامعلومي به بيمارستان و براي درمان مراجعه كرده  و طي فرايند ارزيابي پزشكي در بخش حوادث و اورژانس مشكلات خاص وي شناسايي شده اند. بنابراين، اولين وظيفه عبارت بود از برقراري سيستم و يا روشي براي ارجاع بيمار تا در صورت لروم ارزشيابي مفصلي از اوضاع اجتماعي وي توسط مددكار اجتماعي بيمارستان انجام گيرد.

يك سيستم ارسال پيام فعال شد تا اطلاعات غير فوري را در ساعات غير اداري به تيم مددكاري اجتماعي انتقال دهد و در عين حال قرار بود كه تيم اورژانس كشيك براي ارجاعات فوري در دسترس باشد.

در طي ساعات اداري، بيمار نيازمند به رسيدگي فوري مستقيما به مددكاري اجتماعي ارجاع مي شد. در اين مراحل بود كه مشخص شد عمده ارجاعات مربوط مي شد به گروهي از بيماران كه به علل كهولت سن و مسايل ناشي از حوادث و بيماري نيازمند انواع حمايت هاي اجتماعي عملي هستند. ميزان آگاهي از دامنه خدماتي كه مددكاران اجتماعي بخش اورژانس ارائه مي دادند براي كادر بيمارستان بسيار محدود بود و همين امر موجب مي شد تا ارجاعات مشابه ديگر نيز موفقت آميز نباشند.
با اين حال، مددكار اجتماعي مستقر در بخش اورژانس و حوادث با حضور مستمر خود در بخش و ارائه خدمات حمايتي/اجتماعي مورد نياز بتدريج قادر شد تا نقش هاي مددكاري اجتماعي را گسترش دهد و خاصيت وجودي ارزشمندتري از خود و حرفه و مهارتهاي خود عرضه نمايد.
از طريق بازخورد مستمر اطلاعات و بحث و تبادل نظر، با كادر پزشكي و پرستاري بيمارستان، تيم بررسي كننده توانست حوزه هاي مشكل آفرين را كه مددكار قادر بود

بطور موثر در آن مداخله كند و نيز، مسايلي كه وراي حوزه اختيارات و منابع در دسترس مددكار بود شناسايي كند.

پس از يك مدت زمان 3 ماهه ارجاع شدگان ثبت شده مورد بررسي و ارزيابي مجدد قرار گرفتند. كليدي ترين گروه بيماران همان هايي بودند كه از قبل نيز به عنوان نيازمندان به خدمات حمايتي/اجتماعي ارزيابي و شناسايي شده بودند و اينك بطور مشخص در حيطه توجه خاص مددكار قرار ميگرفتند. علاوه بر اينها، با برقراري خدمات خاص، مددكاران توانستند نيازهاي 2 گروه ديگر از مراجعان به بخش حوادث و اورژانس را برطرف سازند. اين 2 گروه شامل بيماراني مي شد كه بطور عمدي به خودشان صدمه زده و كساني كه بطور ناگهاني دچار مصيبت و ماتم شده بودند.

* نگرش افراد بيمارستان نسبت به كساني كه عمدا به خودشان صدمه زده بودند و نيز، كساني كه بطور مكرر به اورژانس مراجعه مي كردند نسبتا منفي بود و نيازهاي عاطفي آنان غالبا مورد بي توجهي قرار مي گرفت. بنابراين، به اين موضوع پرداخته شد كه احتمالا تامين حمايت هاي لازم و برطرف كردن نيازهاي اين گروه از مراجعان در هنگام بروز بحران و برخي مواقع خاص، استراتژي هاي تطابقي آلترناتيوي را ايجاب مي كند كه موجب ممانعت از تكرار و تداوم چرخه حوادث مشابه شده و در نتيجه، از تكرار خود-آسيب رساني و حوادث ناگوار ديگر جلوگيري مي شود.

* كادر پرستاري بيمارستان ترغيب شدند كه با تلاش مضاعف خود تشخيص دهند كه آيا اين قبيل بيماران در ارتباط با دريافت كمك هاي ضروري با مشكلات خاصي روبرو بوده اند يا نه. و در صورت احساس ضرورت، بيمار را به مددكار اجتماعي ارجاع دهند.

* پيش بيني براي تداوم ارائه خدمات حمايتي/ اجتماعي به كساني كه بطور ناگهاني دچار ماتم و سوك مي شوند نيز، از پيشرفت هاي قابل توجه در حوزه مراقبت هاي اورژانس بود كه اينك جزو اصول مهم مددكاري اجتماعي در اورژانس به حساب مي آيد.

* مواجه شدن خانواده و همراهان با فوت بيمار در بيمارستان و در بخش اورژانس بسيار دردناك و گاه مساله افرين است چرا كه آنها را با يك حادثه ناگهاني و غير مترقبه روبرو مي سازد. بطور كلي، فوت دور از انتظار بيمار براي بستگان و خانواده ضربه ميزند. ارائه خدمات بهنگام و در حضور بستگان متوفي توسط مددكاران اجتماعي و ابراز همدلي و همدردي با آنان اين امكان را بوجود مي آورد تا دامنه مراقبت و حمايت از نزديكان و داغديدگان از بخش اورژانس به بيرون و درون جامعه كشيده شود.

* مددكاران اجتماعي ضمن ملاقات و بازديد از خانواده هاي داغديده در خانه هايشان، مي توانستند مشاوره هاي مددكاري كوتاه مدت و بلند مدت را با اعضاي خانواده ها ترتيب دهند.

 و نتيجه آنكه، خدمات مستمر و متداوم حمايتي/اجتماعي در بخش اورژانس بيمارستان گسترش چشمگيري يافت و مددكاران اجتماعي  به عنوان اعضاي اصلي تيم مراقبت و رسيدگي حرفه اي به امور ماتم ديدگان درآمدند.

نظرات



Gravatar
azimi
Ba salam va khasteh nabashid khedmate ostade geran ghadr.maghaleye gostaresh naghshe madadkari dar orjans ro khondam. Besyar jaleb bod ama 2 ta alamate soal dar zehne man ijad shod.1-vaghean madadkare onghadr dar bimarestanha ja oftadeh ke hameye onha vojode vahede madadkari ro baraye khodeshon mohem va layanfak bedonan(man dar kamtar bimarestani vahede madadkari moshahedeh kardam)2-in mozoei ke be hozore madadkar dar orjans bade fote shakhs baraye hamdardi ba khanevadeh bimar eshare kardid aya dar keshvare ma bargharar va ja oftade ya kheyr?(payande bashed va salamat)
Gravatar
احمدرضافرجی
سلام.مسلمانان درایران اسلامی باتشریفات مذهبی خود(غسل دادن میت)اموات خودرادفن می کنند.بعضادیده شده که بازماندگان درسالنهای تطهیرشیون ویابرسروروی خودمی زنندلذاکسی روشی برای تسلای خاطر مصیبت زده ها نمی داند شایداگرمددکاراج تماعی حضورداشته باشد....