مهمترین استراتژی مداخله مددکاران اجتماعی در دوران بازتوانی

مهمترین استراتژی مداخله مددکاران اجتماعی در دوران بازتوانی

  برای انتخاب بهترین استراتژی مداخله در مراحل مختلف پس از بروز بحران، مرور مفهوم مددکاری اجتماعی میتواند راهگشا باشد. هریت بارتلت و ویلیام گوردون از اعضاء کمیسیون حرفه مددکاری اجتماعی در انجمن علمی مددکاران اجتماعی آمریکا، حرفه مددکاری اجتماعی را مجموعهای از دانشها (راههای شناخت) و ارزشها (شیوه برخورد با مردم) تعریف میکنند که از طریق توسعه مهارت ها عمل میکند. حرفه مددکاری اجتماعی مداخلات خود را در سه سطح فرد، گروه و جامعه انجام میدهد و هدف از مداخلات در هر سه سطح توانمند ساختن افراد برای مواجهه با مشکل است.

  سطح مداخلات فردی در مددکاری اجتماعی زمانی انجام میپذیرد که فرد مددجو با مشکلی مواجه شده و نیازمند توانمند شدن برای مقابله با مشکل است. اگر مشکل مشترکی برای بیش از یک نفر وجود داشته باشد، مددکاران اجتماعی برای توانمند سازی افراد از تشکیل گروههای کوچک استفاده میکنند تا از طریق پویایی گروه به هدف توانمند سازی دست یابند. اما اگر مشکل مشترک برای افراد یک جامعه روی دهد نیاز به مداخلاتی در سطح کلانتر است که به آن مددکاری در سطح جامعه اطلاق میشود.

در دورههای زمانی مختلف پس از بحران (امداد و نجات، ساماندهی و بازسازی) مددکاران اجتماعی فعالیتهای متفاوتی انجام میدهند. مجموعه فعالیتهای مددکاران اجتماعی در زمان بحران را می توان به پنج دسته اصلی تقسیم نمود:

•    حمایتهای فردی و خانوادگی
•    برقراری ارتباط بین منابع و نیازهای افراد و کمک به مددجویان برای دسترسی به منابع
•    پیشگیری از ایجاد هر گونه مشکل فیزیکی و روانی
•    پیشگیری از فروپاشی افراد، خانوادهها، سازمانها و اجتماعات
•    مداخله برای تغییر سیستمهای خرد و کلان به منظور رفاه مددجویان

  زمانی که یکی از بلایای طبیعی روی میدهد مردم یک اجتماع با مشکلی مشترک مواجه میشوند که تمامی افراد جامعه را درگیر میکند. تحقیقات نشان میدهد که بسیاری از افراد جامعه بحران زده به کمک ها و مداخلات فردی و گروهی نیازمندند اما منطق مداخلات مددکاری اجتماعی به ما میگوید که برای دستیابی به هدف توانمند سازی در چنین موقعیتی باید از مددکاری در سطح جامعه کمک گرفت، زیرا از یک طرف مشکل مشترک تمامی افراد جامعه را دربرگرفته و از طرف دیگر همواره به دلیل کمبود نیروی متخصص امکان مداخلات فردی و گروهی برای پاسخگویی نیازهای افراد جامعه وجود ندارد.

در روزهای اول پس از بحران و در دوره امداد فوری به دلیل آشفتگی اوضاع جامعه و هرج و مرج فراوان مددکاری اجتماعی عمدتاً مداخلات خود را در سطح فردی و خانوادگی سازمان میدهند. تحقیقی که یوچینگ چو بر روی 2116 مددکار فعال پس از زلزله تایوان در سال 1993 انجام داده است نشان میدهد که 3/80 درصد از این مددکاران در دوره امداد فوری پس از زلزله به حمایتهای مستقیم فردی و خانوادگی پرداختند.

  اما با گذشت زمان و متعادلتر شدن اوضاع اجتماعی و هم زمان با ورود به مرحله بازسازی و بازتوانی پس از بحران، مداخلات مددکاران اجتماعی عمدتاً به شکل جامعهای سازماندهی میشود. در این مرحله مردم جامعه دیگر درگیر تأمین نیازهای اولیه زندگی نیستند و جامعه نیازمند حرکت به سوی بازسازی مجدد است، به همین منظور مداخلات در سطح جامعه در این دوره جدی ترین شکل مداخله مددکاران اجتماعی محسوب میشود.

  نگاهی به فعالیت های سازمان های دولتی و غیر دولتی (ملی و بینالمللی) بعد از زلزله بم نشان میدهد که عمده پروژه های انجام شده توسط این سازمان ها پس از گذشت 3 تا 6 ماه بعد از وقوع زلزله در چارچوب اقدامات اجتماع محور و با تأکید بر توانمند سازی بوده است و مددکاران اجتماعی در اجرای این پروژهها نقش مؤثری بر عهده داشتهاند.

  مددکاری در سطح جامعه عمدتاً با هدف رشد و توسعه جوامع، به فعالیتهای مختلفی دست میزند. مطالعات اجتماعی به منظور نیاز سنجی و امکان سنجی، برنامهریزی اجتماعی به منظور ایجاد تغییر در مسیر رشد و توسعه و اقدام اجتماعی به منظور دستیابی به هدف، از جمله مهم ترین رویکرد های مددکاری در سطح جامعه هستند (134). در اینجا به چند نمونه از مهم ترین استراتژی های مداخله مددکاری در سطح جامعه پس از بروز بحران اشاره میشود:

•    ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی

  دانشمندان علوم اجتماعی، ریسمانی که شهروندان را به یکدیگر گره زده و اتحاد و پیوستگی بین آنها را پس از حوادث حفظ می کند، سرمایه اجتماعی می نامند. حین و پس از یک حادثه، جوامع دارای سرمایه اجتماعی بیشتر، سریعتر، اثربخش تر و با کارایی بهتری می توانند، به حالت نرمال بازگردند. سه مکانیزمی که پیوستگی جوامع برای بازگشت به حالت قبل را امکانپذیر می سازد عبارتند از :  

o    اطلاعات
o    فعالیت های دسته جمعی   و
o    ارتباطات

سوالی که در این زمینه مطرح می شود اینگونه است که چگونه شهروندان و تصمیم سازان دولتی، به اشتراک گذاری منابع سرمایه اجتماعی را افزایش می دهند؟
شهروندان، می بایست مدت های طولانی پیش از طوفان های گرمسیری، سونامی، زلزله و سایر مخاطرات موجود در منطقه، خود را سازماندهی نمایند. این اقدامات عبارتند از :

o    آشنایی با همسایگان و افراد محله
o    تهیه لیستی از افراد سالمند و ناتوان
o    ملاقات منظم و برقراری ارتباط با افراد فوق به صورت جلسات رسمی و نیز غیر رسمی همانند جشن ها و رویدادهای ورزشی

  دولت ها نیز می بایست از تمرکز بر بازیابی زیرساختارهای فیزیکی کاسته و زیرساختارهای اجتماعی را شناسایی نموده و حداقل اقدامات مرتبط را پس از حوادث به انجام رسانند زیرا سرمایه های اجتماعی اگر مهمتر از ایجاد استحکامات دفاعی، پناهگاه و برنامه های تخلیه نباشد، به همان میزان اهمیت دارد.
  حوادث طبیعی که اخیرآ اتفاق افتاد همانند سیل های فجیع در پاکستان و پیامدهای ناگوار گرمای هوا در سطح جهان، بیانگر اهمیت توانمندسازی مردم در دوره بازیابی و دستیابی به توسعه پایدار می باشد (136).

  آنچه به اجتماعات محلی این امکان را میدهد تا نقش مؤثر و جدی در بازسازی و بازتوانی جامعه ایفا کنند وجود سرمایه اجتماعی در بین افراد متعلق به اجتماع محلی است. یکی از نقشهایی که مددکاران اجتماعی در مرحله بازتوانی میتوانند بر عهده بگیرند ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی است.

 گزارش "لایت" در سال 2005 نشان میدهد که یکی از نقاط ضعف جدی در مواجهه با طوفان ریتا و کاترینا در سواحل خلیج آمریکا عدم انجام یک حرکت واقعی به سمت آمادهسازی اجتماع محلی به منظور ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی بوده است و به همین منظور نیز در سال 2006 کنفرانسی با محوریت «کاهش پایدار خطر» در سریلانکا برگزار شد که در آن بر ظرفیتسازی در سطوح پایه خدمات اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی در سطح مردمی به عنوان استراتژیهای کلیدی در مواجهه با بحران تأکید شد.

 "یوکلند" و "رحمان" در تحقیقی که در سال 1999 در رابطه با سیل رودخانه سرخ کانادا انجام شد نشان داده اند که جوامعی که سرمایه اجتماعی، انسانی و مادی بالاتری دارند در مواجهه با بلایای طبیعی آماده تر هستند و مؤثر تر عمل میکنند. در عین حال بارکر و "رفسگارد" مینویسند، نقش اجتماع محلی در بهبودی شرایط بسیار تعیینکننده است. پژوهشها نشان میدهند سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی تأثیر مثبتی بر عملکرد دولت محلی میگذارد.

 "متبور" ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی پس از وقوع بحران را یکی از نقشهای جدی مددکاران اجتماعی عنوان و آن را به سه مرحله تقسیم میکند. این سه مرحله عبارتند از: برقراری ارتباط درون جوامع، برقراری ارتباط و پل زدن میان جوامع برقراری ارتباط میان جوامع و مؤسسات مالی و عمومی و آن را یکی از نقشهای مددکاران اجتماعی در مرحله بازتوانی میداند.

 متبور معتقد است که گام نخست در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی برقراری ارتباط درون جوامع است. ادغام اجتماعی، پیوستگی و همبستگی اجتماعی، شبکهسازی، تعامل پایدار میان اعضا، هماهنگی مؤثر میان فعالیت مختلف اجتماعی، همکاری در فعالیتهای اعضا و حمایت از این فعالیتها، پرورش توانایی رهبری و کمکرسانی به سایر اعضای اجتماع، همگی مؤلفههای برقراری ارتباط درون جوامع هستند. وی امکان تحقق این مؤلفه ها را از طریق فعالیت های خلاقانه، تجمعات مذهبی و معنوی، فعالیتهای نهادی و سیاسی، فعالیتهای اقتصادی و تجاری، زیرساخت های مادی و ظرفیت سازی و حمایت روانی- اجتماعی ممکن میداند. قدم بعدی در شکل دهی سرمایه اجتماعی ارتباط برقرار کردن با سایر اجتماعات درون جامعه است، بدین منظور شهروندان و گروههای ذینفع میتوانند ائتلاف هایی برای شناسایی نیاز ها و راه های تأمین آن را تشکیل بدهند. روابط طولانی مدت بین دولت و نهاد های مختلف مثل نهاد های مالی و مؤسسات داوطلبانه در کاهش عواقب بحران های طبیعی مؤثر است. متبور بر این باور است که تأثیر همکاران میان این نهادها در بسیج منابع، کارشناسان، متخصصان و داوطلبان پیش از بحران در حین و پس از آن حیاتی است (134).

•    اقدامات اجتماع محور

  پس از وقوع بحران و وارد شدن به مرحله بازسازی یا بازتوانی (3 ماه تا یک سال پس از بحران)، مددکاران اجتماعی مداخلات خود را در سطح جامعه انجام میدهند. نکته قابل توجه این است که اجتماع های محلی حتی پس از بروز بحران نیز به حیات خود ادامه میدهند. سرمایه اجتماعی در اجتماع های محلی مهم ترین عنصری است که میتوان با استفاده از آن مقدمات ارائه خدمات تخصصی را فراهم نمود. یکی از راه های این گونه مداخلات سازمان دهی آنها در قالب اقدامات اجتماع محور است. از طریق اقدامات اجتماع محور مددکاران میتوانند نیاز سنجی و امکان سنجی نموده و با مشارکت اجتماع محلی برنامهریزی کنند و این برنامه توسط اجتماع محلی و با کمک مددکار اجرایی گردد.

  منابع مختلف نیز بر ضرورت استفاده از روش مداخلات اجتماع محور تأکید کردهاند. در عین حال بررسی تجربههای جهانی متعدد نیز نشان میدهد که انجام اقدامات اجتماع محور پس از وقوع بحران همواره یکی از مؤثرترین و پایدار ترین راهکارها برای حل مشکلات اجتماعات بحران زده بوده است. کمیته دائمی بین سازمان (IASC) به عنوان مکانیزم اولیه ای برای تسهیل تصمیم گیری های میان سازمانی در مواقع پیچیده بحرانی و بلایای طبیعی متشکل از رهبران سازمان های بشر دوستانه وابسته و غیر وابسته به سازمان ملل در سال 1992 تأسیس شد. این کمیته گزارشها و دستور العمل های متعددی در رابطه با اقدامات اجتماع محور پس از بحران منتشر کرده و در بخشی از راهنمای منتشر شده به منظور حمایتهای روانی و اجتماعی پس از بحران به مثالهایی از اقدامات اجتماع محور در مناطق مختلف اشاره میکند.

o    در سال 1985، پس از زمین لرزهای مخرب در مکزیکوسیتی، که در آن سازمانهای اجتماعی قدرتمند از قبل وجود داشتند، مردم جامعه محلی تلاشهای امدادی را سازماندهی کردند. مردم محلی قسمت اعظم پاکسازی، توزیع غذا و دیگر مایحتاج را انجام دادند، پناهگاه های موقت ایجاد کردند و مسکن های جدید طراحی نمودند. اقدام امدادی محلی به یک جنبش اجتماعی تبدیل شد و برای یک دوره 5 ساله به مردم کمک کرد. در مطالعاتی که 3 و 5 سال پس از زمینلرزه انجام شدند، هیچ گزارشی از افزایش شیوع مشکلات مربوط به بهداشت روان وجود نداشت.

o    در سال 1999 و 2000 در آنگولا، کودکان در اردوگاههای IDP (Internally Displaced Persons) سرگرمی کمی داشتند و والدین زمان کوتاهی را با فرزندانشان سپری میکردند. با شناسایی افراد بزرگسالی که افراد محلی درباره کودکان خردسال از آنها راهنمایی و کمک میگرفتند، یک سازمان غیر دولتی بینالمللی، آموزشی را در زمینه چگونگی سازمان دهی فعالیت های مناسب با سن و جنس که ایجاد کننده انگیزه و ارتقا دهنده تعامل اجتماعی مثبت بود، ترتیب داد. اگرچه در آنجا مدرسه یا مراکز دیگری نبود، فعالان محلی فعالیتهایی را در زیر سایه درختان تشکیل دادند و مادران را در این فعالیت های شرکت داده و بچههایی که به کمک ویژه نیاز داشتند را ارجاع می دادند. چندین هزار مادر و کودک از این فعالیتها سود بردند.

نگاهی به این تجربهها نشان میدهد که اقدامات اجتماع محور قبل و بعد از بحران میتواند نقش مؤثری در چگونگی برخورد با بحران و کاهش تأثیرات منفی ناشی از آن داشته باشد و مددکاران اجتماعی یکی از بهترین گروهها برای انجام این اقدامات هستند. برای مداخلات اجتماع محور مراحل چند گانهای مورد توجه قرار میگیرند که در زیر به آنها اشاره میشود (134):

•    انتخاب محله

  لازمه اجرایی شدن یک طرح اجتماع محور در ابتدای امر داشتن یک اجتماع محلی است. دارا بودن ویژگیهای اجتماع محلی برای به کار گرفتن این نوع مداخلات بسیار مهم است. بر این اساس لازم است به شاخصهایی مانند مشارکت پذیری اعضای اجتماعی محلی، آشنایی اغلب اعضا با یکدیگر، احساس تعلق و وابستگی اعضای اجتماع به یکدیگر و محله و ... توجه ویژه صورت گیرد. توجه به این نکته ضروری است که بروز بلایای طبیعی معمولاً موجب جابجایی های جمعیتی میشود و به همین دلیل احتمال دارد گروه هایی از افراد در منطقه ای ساکن شوند که تا قبل از آن هیچ شناختی از یکدیگر نداشته اند. بهتر آن است که محله هایی برای اقدامات اجتماع محور انتخاب شود که شناخت اعضا از یکدیگر به قبل از بروز بحران بازگردد. تجربه نشان میدهد آسیب دیدگان در شرایط بحرانی پس از بروز بلایا با کسانی اقامت میگزینند که احساس امنیت بیشتری در کنار آنها دارند.

 از آنجایی که اجتماع های کارکردی به دلیل آسیب هایی که به سیستم های ارتباط جمعی وارد میشود، اثرگذاری زیادی ندارند، اجتماع های جغرافیایی برای مداخلات اجتماع محور پس از بروز بلایا مناسب تر هستند. از این رو لازم است تجمع اعضای اجتماع در یک محدوده جغرافیایی مورد توجه قرار گیرد.

 پس از وقوع بحران گروه هایی از مناطق محروم و یا پرخطر اطراف که حادثه دیده نیستند با هدف بهره مندی از خدمات به محل حادثه وارد شده و در سکونت گاههای موقت اسکان مییابند باید توجه داشت انتخاب این محلات پروژه را معمولاً با شکست مواجه خواهد کرد. این افراد احساس تعلق لازم را به محل سکونت فعلی شان ندارند (در حالی که احساس تعلق به محله یکی از مهمترین مقدمات ضروری برای مداخلات اجتماع محور تلقی میشود). در صورتی که اقدامات اجتماع محور در میان این گروه ها اجرا شود، دستاورد ها از پایداری و ماندگاری لازم برخوردار نخواهد بود.

 در بسیاری موارد به دلیل بلایای طبیعی افراد ناچار میشوند محل سکونت خود را به طور موقت تغییر دهند. اما در دوره بازسازی و بازتوانی و پس از گذر کردن از شرایط اضطراری معمولاً تمایل به بازگشت به محله های قبلی در میان مردم مشاهده میشود و اجتماعات محلی البته با تغییرات ناشی از مواجهه با شرایط بحرانی بازسازی میشود. از این رو اقدامات اجتماع محور در این دوره اجرایی تر خواهند بود. در مواردی این احتمال وجود دارد که افراد یک محل در اردوگاه های اسکان اضطراری در کنار یکدیگر قرار گیرند. در چنین موقعیت هایی نیز میتوان اقدامات اجتماع محور را برای ارائه خدمات به گروههای هدف به اجرا درآورد.

•    تحلیل وضعیت و تهیه نیم رخ اجتماعی محلی

 تحلیل وضعیت محله در گام بعد از انتخاب محله انجام میشود. کمبود نیروی انسانی و اهمیت زمان در شرایط بحران ایجاب میکند تا مددکاران از روشهای ارزیابی سریع برای تحلیل وضعیت اجتماعی محلی استفاده کنند. یکی از تکنیکهای کارآمد در این مرحله در کنار مشاهده و مصاحبه تهیه نقشه محلی است.

 جمعآوری اطلاعات موثق در مورد تعداد افراد ساکن در محله به تفکیک جنسیت، گروههای سنی، سطح تحصیلات ساکنین محله، فراوانی آسیبهای اجتماعی و بیماریهای روانی مشاهده شده در بین آنها، تعداد مکانهای مذهبی، آموزشی، ورزشی و ... در محله و اطلاعاتی از این قبیل از دیگر زمینههای فعالیت مددکاران در شرایط بحرانی است. این اطلاعات را میتوان با مراجعه به منابع رسمی و محلی طبقه بندی و ثبت نمود.

تحلیل وضعیت اجتماع محلی به مددکاران و مجریان اقدامات اجتماع محور این امکان را میدهد تا براساس اولویت بندی نیازهای اجتماع محله و سرمایه های موجود چارچوب کلی موضوعات طرح بازتوانی را مشخص کنند. •    اطلاعرسانی

  مشارکت اجتماع محلی در اجرای پروژه های بازتوانی مستلزم آن است که اطلاع رسانی به مردم محله به درستی انجام شود. در شرایط بحرانی پس از بروز بلایا معمولاً امکان استفاده از ابزار های اطلاع رسانی مانند رسانهها، تراکت و بنر وجود ندارد. به نظر میرسد افراد کلیدی محله میتوانند بیشترین کمک را در اطلاعرسانی به افراد محل در اختیار گذارند. لازم است برای توجیه افراد کلیدی محل به اندازه کافی وقت گذاشته شود. آنها میتوانند دسترسی به افراد محل را تسهیل نموده و در مجاب کردن آنها برای همکاری در برنامه های اجتماع محور نقشی تعیینکننده داشته باشند. بهتر است برنامههای اجتماع محور در حضور کلیه افراد محلی معرفی شوند. برای این که اکثریت افراد محلی در جلسه بسیج اجتماعی شرکت کنند لازم است نکات زیر در انتخاب زمان و مکان جلسه مورد توجه قرار گیرند:

o    عمومی مردم به آنجا رفت و آمد داشته باشند
o    دسترسی به آن برای همه امکان پذیر باشد (از نظر جغرافیایی)
o    قبلاً در آن مکان برنامه نا موفقی اجرا نشده باشد
o    در اذهان مردم منعی برای حضور در آن مکان وجود نداشته باشد
o    زمان به گونهای انتخاب شود که اعضای اجتماع با کمترین دشواری بتوانند در جلسه حضور یابند

  پس از مشخص شدن زمان و مکان بسیج اجتماعی بهتر است آگاه سازی اهالی به افراد کلیدی محل واگذار شود و مددکار به عنوان مشاور و راهنما از چگونگی و پیشرفت کار مطلع شود. مشارکت افراد محلی در فراهم کردن مقدمات اطلاع رسانی بسیار کمک کننده است اما اطلاع رسانی در مورد پروژه، اهداف و ... حتماً باید توسط مددکار و یا متولیان پروژه انجام شود. مددکاران باید توجه داشته باشند برای برگزاری اولین بسیج اجتماعی افراد محله با بی توجهی به مسائل فرهنگی و قومی مذهبی، اجتماع محلی را از دست ندهند.

•    اقدامات اعتماد ساز

  از آنجایی که مردم حادثه دیده به تبع از دست دادن نزدیکان و خانه و ... معمولاً ناامید و بیانگیزه هستند لذا برای ایجاد انگیزه و جلب مشارکت آنها لازم است اقداماتی چون برگزاری مراسم سوگ برای بزرگسالان، مسابقات ورزشی برای جوانان و انجام فعالیت های هنری و بازی های گروهی با کودکان و نوجوانان با هدف اعتماد سازی توسط مددکاران برنامهریزی و در محله انجام شود.

  مددکاران در مرحله اعتماد سازی میتوانند بسیار فعال عمل کنند. به طور مثال به خانهها و چادرها سرکشی نموده و با اهالی ارتباط همدلانه ایجاد کنند و در برخورد با آنها رفتارهایی داشته باشند که حس احترام و ارزشمند بودن را به آنها انتقال دهد، با ساکنین محله برای پیدا کردن یک مرکز تجمع در محله مشارکت فعال داشته باشند و با کمک گرفتن از نقطه نظرات کلیدی محله اعتماد و احترام اهالی محله را بر انگیزند.

•    سازمان یابی اجتماع

  پس از اطلاعرسانی به مردم محله چنانچه مراحل قبلی به درستی انجام شده باشند، مجریان طرح قطعاً با پیگیری و کنجکاوی محلیها در مورد زمان شروع طرح و آگاهی از وظایف و مسئولیت هایشان در اجرای طرح بازتوانی مواجه خواهند شد. بنابراین مددکاران باید متوجه باشند تا قبل از به پایان رسیدن این زمان طلایی و شروع بی انگیزگی و بیاعتمادی مردم محله نسبت به طرح وارد فاز سامان دهی اجتماع شوند.

  در مرحله سامانیابی جامعه از اطلاعات نیم رخ اجتماع محلی برای تشکیل گروههای داوطلب محلی استفاده میشود. از جمله فعالیتهای مددکاران در سازمان یابی جامعه میتوان به ایجاد گروه های داوطلب محلی، تسهیلات جلسات گروهی، برنامه ریزی آموزشی برای اعضای گروهها، تقسیم وظایف در اجتماع محلی و پایش روند اقدامات اجتماعی محور اشاره نمود.

•    بانک اطلاعاتی و سیستم ارجاع

  تهیه بانک های اطلاعات در مورد گروه های هدف و استخراج مشکلات از جمله فعالیت های کلیدی مددکارانی است که حداکثر تا سطح اجتماع محلی فعالیت میکنند. براساس داده های موجود در بانک اطلاعات میتوان به طور دقیق و به طور مستند به فراوانی مشکلاتی اشاره نمود که مردم با آنها مواجه شدهاند. لازم است به این نکته توجه شود که بانک اطلاعاتی باید علاوه بر طبقه بندی نیازها بتواند امکانات موجود را نیز به برنامه ریزان معرفی نماید.

  در این راستا لازم است در کنار گردآوری اطلاعات و تکمیل بانک اطلاعاتی، با سازمانهای ذی ربط در راستای خدمات رسانی به مردم حادثه دیده جلساتی تشکیل و به منظور دستیابی به سیستم ارجاع کارآمد با آنها توافقاتی انجام شود. وجود بانک اطلاعاتی و تقویت سیستم ارجاع در این مرحله به مددکاران کمک میکند تا مددجویان را به متخصصین ارجاع داده و خود اقدام به برنامه ریزی های کلان تر نمایند.

•    برنامه ریزی اجتماعی

  معمولاً پس از شرایط بحرانی ناشی از بروز بلایا، با گروه بزرگی از مردم مواجه میشویم که مشکلات شبیه به هم دارند. به عنوان مثال اگر خانههای مردم در اثر زلزله یا سیل تخریب شده باشند، همه آنها با مسئله مسکن روبرو خواهند بود. در بسیاری موارد این بحران ها آسیب های جدی به ساختار اقتصادی جامعه وارد میکنند؛ تعداد زیادی از مردم به دلیل بحران، شغل یا سرمایه کار خود را از دست میدهند و برای این که به شرایط عادی باز گرداند با مشکلات جدی مواجه میشوند. آنچه مسلم است برای حل چنین مشکلاتی اقدامات فردی یا اجتماع محور در مرحله بازتوانی و بازسازی نمیتواند چندان راهگشا باشد چرا که گروه بزرگی از مردم با مشکلات مشابهی روبرو شده اند که بخش قابل توجهی از راه حل های آن به سیاست گذاری های جامعه بزرگ تر ارتباط پیدا میکند، در چنین شرایطی علاوه بر پیگیری اقدامات فردی، خانوادگی، گروهی و اجتماع محور تلاش برای برنامهریزی اجتماعی به منظور حل مشکلات جامعه آسیب دیده از بحران ضروری است.

  مشکلاتی که گروه هدف بزرگتر از یک اجتماع محلی را در بر میگیرند و برای حل آنها مداخلاتی فراتر از سطح اجتماع محلی ضرورت پیدا میکند معمولاً موضوع برنامهریزی اجتماعی هستند. مددکار برای برنامهریزی اجتماعی باید به فنون مذاکره آشنایی کامل داشته باشد. در عین حال با اصول سیاستگذاری در سطح کلان و میانی آشنا باشد. در غیر این صورت به دلیل ناآشنایی با فرایند های سیاستگذاری و برنامهریزی در سطوح میانی و کلان پیگیریهای مددکار در حد طرح موضوع باقی خواهد ماند. همکاری مددکارانی که در سطح میانی و عالی و در حوزه برنامهریزی فعالیت میکنند، در این زمینه تعیین کننده خواهد بود. •    تهیه و ارائه گزارش

  از آنجایی که عموماً سیاست گذاریها و برنامه ریزی ها در سطح کلان و میانی توسط کسانی انجام میشود که ارتباط کمتری با کار در منطقه دارند، گزارشها مکتوب شفاف و گویا بسیار تعیینکننده خواهند بود. گزارشها باید شامل بیان مسئله دقیق و مستند باشند. برای بیان مسئله اشاره به آمارهای دقیق در مورد شیوع و بروز مشکل ضرورت دارد. لازم است اطلاعات طبقهبندی شده و در قالب جداول و نمودارها ارائه شوند. باید به این نکته توجه داشت که ارائه اعداد و ارقام به صورتی که خواننده نتواند ارتباط میان آنها را در یابد، کمکی به طرح درست مشکل نخواهد کرد. باید به روند تغییرات احتمالی مشکل اشاره شده و پیامد های آن در گزارش توضیح داده شوند. لازم است به تجربه های قبلی برای حل مشکل اشاره کرد و علت های موفقیت یا شکست آنها مورد توجه قرار گیرد. در عین حال در خاتمه گزارش لازم است پیشنهاد های عملیاتی برای برطرف کردن مشکل مطرح شود.

•    پیگیری

  گزارشها باید پس از ارائه به مراجعه مربوط پیگیری شوند. لازم است مردم منطقه آسیب دیده از این اقدامات مطلع بوده و خود را در پیگیری ها شریک بدانند. مددکار میتواند به مردم در بیان نیاز ها و طرح مشکلات شان با مسئولین کمک کند. پیگیری برنامه ریزی شده مطالعات مردم آسیب دیده در اثر بحران های ناشی از بروز بلایا میتواند زمان حل مشکل را کوتاهتر نماید. میتوان برای پیگیری از مشارکت مردم بهره گرفت. در عین حال مددکاران در سطوح میانی و کلان با طرح موضوع و جلب مشارکت مسئولین و کارشناسان تأثیر گذار میتوانند فرایند برنامه ریزی برای حل مشکل را تسریع نمایند.

توجه به این نکته بسیار ضروری است که برنامهریزی اجتماع معمولاً بیش از سایر اقدامات مددکاری اجتماعی در سطوح فردی، خانوادگی، گروهی و حتی اجتماع محلی به زمان نیاز دارد. از این رو به منظور پیشگیری از کاهش اعتماد به مددکار باید توضیحات لازم در این مورد به مردم داده شود.


برگرفته ازطرح جامع ملی بازتوانی حوادث طبیعی در جمهوری اسلامی ایران 1391

نظرات



Gravatar
مدیر سایت
با سلامبا توجه به اینکه در مورخه 1393/03/28 مطلبی درباره طرح جامع ملی بازتوانی به نقل از اقای سید محمد حسین جوادی درج شده بود / در ادامه بخش هایی از این سند با ذرکر منبع به نام مددکاران فردا در پرتال مددکاری قرار داده شد که سهواً مطلب با نام نویسنده دیگر درج شده بود/ که با توجه به دقت نظر شما کاربر گرامی نویسنده مطلب اصلاح گردید. در پرتال مددکاری قرار نیست مطالب با عنوان نویسنده دیگر مطرح شود/ مطالب با عنوان اصلی نام نویسنده و مرجع آن مطرح می گردند.شایان ذکر است در ذیل مطلب منبع آن ذکر شده بود /امید است زود قضاوت نکنیم ...
Gravatar
دانشجو مددکاری
با سلامدر سایت شما مطلبی با عنوان مهم ترین استراتژی مداخله مددکاران اجتماعی در دوران بازتوانی را با نام آقای دکتر جوادی به اسم نویسنده دیدم و واقعا تعجب کردم. چون این مطلب را مدت ها پیش با نام نویسندگان دیگری در سایت وزارت بهداشت خوانده بودم. اول شک کردم اما با سرچ مجدد آن مطمئن شدم و لینک اش را برای شما هم می گذارمhttp://www.behdasht.gov.ir/?siteid=1&pageid=34482&newsview=32722واقعا متاسفم که ما دانشجوهای افرادی هستیم که مطالب دیگران را به نام خودشان منتشر می کنند. نمی دانم شما چطور قرار است به ما درس مددکاری اجتماعی و اخلاق علمی و .. را بدهید.متاسفم