حمایت های روانی اجتماعی در بلایا و حوادث غیرمترقبه

حمایت های روانی اجتماعی در بلایا و حوادث غیرمترقبه

رویارویی و جدال انسان با پدیده های طبیعی پیشینه ای به بلندی تاریخ حیات انسان دارد. این پدیده-ها بارها انسان را مقهور خود ساخته و چهره جغرافیایی بسیاری از جوامع را تغییر داده است. این سوانح هرساله در جهان منجر به مرگ و معلولیت جسمی و روانی میلیون ها انسان و صدمات مالی بسیار می گردد.

فریبا بامری، کارشناس بهداشت روان شهرستان خاش گفت: کشور ما ایران درطول تاریخ با حوادث غیرمترقبه و بلایای طبیعی فراوانی دست به گریبان بوده و بنا به جایگاه جغرافیایی خاص، جزء ده کشور بلاخیز جهان به  شمارمی رود. بر اثر سوانح و بلایا، افراد بسیاری جان خود را ازدست داده  و تعداد زیادی نیز ازنظر جسمی و روانی آسیب  دیده  اند. آسیب  دیدگان بلایا رنج و فشار زیادی را تجربه  کرده  و نیازمند حمایتهای روانی هستند.

به دنبال نام گذاری دهه 1990 به عنوان دهه بین المللی کاهش بلایا توسط سازمان ملل متحد،...

قانون تشکیل کمیته ملی کاهش اثرات و بلایای طبیعی در مرداد 1370 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. واقعه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 تاثیر بسزایی در آغاز چنین حرکتی داشت. این کمیته از 9 کمیته فرعی تخصصی به مسئولیت وزراء و یا معاونین آنها در سازمانهای ذیربط تشکیل می شد که یکی از آنها کمیته فرعی بهداشت و درمان بود و تامین خدمات بهداشت روان یکی از وظایف این کمیته محسوب می گردید. این کمیته در سال 1376شروع به برنامه ریزی برای تهیه طرح " نحوه ارائه خدمات به آسیب دیدگان ناشی از بلایای طییعی" نمود. ولی از آنجاییکه دانش اندکی در این زمینه در سطح بین المللی وجود داشت و از طرفی کاربرد همان دانش در ایران با توجه به تفاوتهای فرهنگی وبومی امکان پذیر نبود، برنامه ریزی با رویکرد پژوهش نگر آغاز شد. این وظیفه به عهده اداره سلامت روان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و با همکاری تعدادی از اساتید و کارشناسان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشکده پزشکی بیرجند و منطقه قائنات و اردبیل به انجام رسید.
نیازهای اعلام شده مردم آسیب دیده اطلاعات جالبی به همراه داشت. از لحظات بعد از حادثه، نیاز به دریافت اطلاعات بخصوص درمورد وضعیت سلامت خانواده و بستگان اهمیت فوق العاده ای داشت. بیش از 75% از آسیب دیدگان نیاز به دریافت اطلاعات درمورد وضعیت سلامت اعضاء خانواده خود داشتند و این درحالی بود که هیچگونه سیستم منظمی در این رابطه وجود نداشت و حتی در برخی از موارد امدادگران به غلط رفتار می کردند. پس از حادثه اکثر افراد نیاز به مشاوره و درد دل را در سطح بالائی حس می کردند ولی دوستان و آشنایان مهمترین منبع دردسترس آسیب دیدگان بودند.

   براین اساس و با توجه به تجریبات زلزله اردبیل و قائن و بر اساس نیاز سنجی انجام شده توسط آقای دکتر یاسمی و همکاران اولین پیش نویس برنامه آمادگی در بحران در سال 1376 تهیه گردید و همان سال تهیه متون و آموزش نیروی انسانی از طریق آموزش مربیان هلال احمر بوسیله تیم فوق-الذکر و نیز آموزش تعدادی روانپزشکان و روانشناسان آغاز شد. دومین پیش نویس برنامه براساس نتایج مطالعه آزمایشی متعاقب زلزله استان قزوین در سال 1381 تهیه شد. متون آموزشی برای سه سطح متخصصین، امدادگران و مدیران و پمفلتهایی برای مردم عادی تهیه شد. کلیه روانپزشکان و روانشناسان شبکه بهداشت و درمان کشور طی دو کارگاه تخصصی " حمایتهای روانی اجتماعی در شرایط اضطراری " آموزش ویژه دریافت کردند. تا قبل از زلزله بم 60 متخصص بهداشت روان آموزشهای لازم را در ارتباط با مداخلات مذکور دریافت کرده بودند. به منظور ارتقاء کمی و کیفی و سرعت بخشی به ارائه خدمات روانی- اجتماعی ادامه آموزش نیروها و منابع انسانی ضروری می نمود.

تیرماه 1381 زلزله 6 ریشتری در روستاهای اطراف قزوین باعث مرگ 235 تن و برجای ماندن هزارن زخمی شد.اداره سلامت روان با همکاری هلال احمر تصمیم به اجرای طرح مداخلات روانی اجتماعی در بلایای طبیعی گرفت. مداخلات آغاز گشت. نتایج ارزیابی قبل و بعد از مداخله نشان دهنده کاهش سایکوپاتولوژی در بالغین و کودکان بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله بود.

   مطالعات پایلوت در زلزله قزوین نشان داد که برنامه کشوری اجرایی می باشد و مداخلات روانی – اجتماعی عملی و موثر است. برنامه پس از زلزله قزوین در سال 1381 بازبینی و تصحیح شد. در زلزله بم نیز با توجه به وسعت حادثه و برجای ماندن تعداد زیادی از آسیب دیدگان روانی این برنامه مورد بهره برداری و اجرا قرار گرفت تا اینکه منطبق بر شرایط موجود در بم برنامه به شیوه عملیاتی نهایی تبدیل شد و مورد بهره برداری و اجرا قرار گرفت.

بازبینی چهارم برنامه در سال 1388 و براساس نیاز مشاهده شده به دنبال حادثه آتش سوزی منطقه بازنه اراک و زلزله بندرعباس از سوی جمعی از صاحب نظران در این زمینه، زیر نظر اداره سلامت روان صورت پذیرفت.

از این رو و براساس نیاز مشاهده شده در دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد، اداره سلامت روان برآن گردید تا به بازبینی متون آموزشی حمایتهای روانی اجتماعی در بلایا و حوادث غیر مترقبه اقدام نماید تا با استفاده ازمطالب و مستندات علمی موجود در سطح دنیا بتوان دانش و مهارت های کافی را در اختیار دانش آموختگان در این حیطه قرار داد . لازم به ذکر است که تهیه و تدوین این مجموعه آموزشی برای اولین بار در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در حالی صورت گرفته است که به عنوان اولین تجربه مستند در زمان بحران اقدامی بسیار بجا و درخور تمجید بوده است،

حمایت های اولیه روانی اجتماعی از آسیب دیدگان

منظور از حمایت های اولیه روانی – اجتماعی برای آسیب دیدگان، چه اقداماتی می باشد؟

•    حمایت های اولیه روانی – اجتماعی برای آسیب دیدگان بلایا

انجام اقدامات و رعایت اصول زیر می تواند پس از بروز بلایا درایجاد آرامش، حفظ سلامت روان و کاهش استرس در آسیب دیدگان کمک کننده باشد.

1)با آسیب دیدگان ارتباط صحیح برقرارکنیم.

نباید با آسیب دیدگان مثل شیء برخورد کرد. باید برای ارتباط با آنها وقت گذاشت و ارتباط باید در حدی باشد که ایجاد وابستگی نکند.

2)در انتقال مصدومین جسمانی به بیمارستان عجله نکنیم.

به غیر از موارد فوریت پزشکی که لازم است بیمار به بیمارستان های تخصصی انتقال داده شود در موارد دیگر باید فهمید علاوه بر مصدومیت جسمی چه چیزی آسیب دیده را رنج می دهد.

3)به افراد اطلاعات صحیح بدهیم.

هنگام وقوع حوادث اخبار ناگواری وجود دارد مثلا از ما ممکن است بپرسند آیا پدر من زنده است؟ آیا از پسر من خبری داری؟‌گاهی وسوسه می شویم به خاطر آنکه طرف مقابل ناراحت نشود به او دروغ بگوییم. این کار درست نیست. زیرا علاوه بر اینکه غیراخلاقی می باشد اعتماد مردم به ما و سایر نیروهای امدادی را کاهش می دهد و نگرانی عمومی را بالا می برد.

در مواردی که اطلاعی نداریم بگوییم چیزی نمی دانم. اگر مرکزی وجود دارد که چنین اطلاعاتی دارد شخص را راهنمایی کنیم. سعی کنیم دقیقا آنچه را می دانیم منتقل کنیم. وقتی خبر بدی داریم آن را به تدریج و حتی الامکان در جمع مطرح کنیم. قرار دادن شخص داغدار در جمع گروهی از افراد داغدار شبیه خودش تحمل درد را آسان تر می کند. روحانی تیم نیز می تواند با حمایت معنوی و اجرای مراسم دینی، رنج داغدیدگی را در آسیب دیدگان کاهش دهد.

4)افراد را از دیدن جنازه عزیزانشان محروم نکنیم.

دیدن جنازه عزیزان می تواند موجب شود تا فرد داغدار واقعیت مرگ عزیزان خود را بهتر بپذیرد. اگر اطلاعاتی راجع به چگونگی فوت و علت مرگ عزیزشان داریم می توانیم آنرا با بازماندگانشان در میان گذاریم. فقط در مواردی که جنازه یا صحنه مرگ وحشتناک است. بخش آسیب دیده جنازه را محدود کرده، صحنه های مناسب را به آنها نشان دهیم.

5) مانع ابراز احساسات افراد نشویم.

بگذاریم افراد گریه و زاری و شیون کنند. به آنها نگوییم «گریه نکن» تخلیه احساسات، آنها را راحت تر خواهد کرد.

6) استراحت شبانه ضروری است.

مردم را تشویق کنیم سروصدای شبانه را کم کنند.

7) برای آرامش بخشیدن به افراد از باورهای دینی آنها کمک بگیریم.

ولی اگر به علت تحریک پذیری واکنش نامناسبی از خود نشان دادند وارد بحث های فلسفی با آنها نشویم.

8)افراد را تشویق کنیم در مراسم تشییع جنازه و بخصوص نماز میت شرکت کنند.

اگر نماز میت گروهی و وسیع برگزار شود اثر روانی مثبت تری خواهد داشت.

9)سعی نکنیم افراد را به زور از محل سکونت خود دورکنیم.

ولی در صورتی که خطراتی در مورد ادامه اقامت آنها وجود دارد بطور جدی گوشزد کنیم و سعی نماییم در موارد ضروری از طریق افراد محلی آنها را قانع کنیم.

10)مانع تجمع داغدیدگان نشویم.

عزاداری گروهی به آرامش روانی آسیب دیدگان کمک می کند. از طرف دیگر در صورتی که افراد به دلایل شرعی و غیره مایل به سکونت زیر یک سقف نیستند به آنها حق بدهیم و با آنها همکاری کنیم.

11)داغدیدگان را به شرکت در فعالیتهای اجتماعی، ورزشی و بازسازی تشویق کنیم.

به خصوص سعی کنیم افراد منزوی را در کارهای اردوگاه یا محلی که در آن به صورت موقت زندگی می کنند، شرکت دهیم اما راهنمایی در این مورد نباید به صورتی باشد که افراد حس کنند به زور وادار به انجام کار شده اند. تا مجبور نشده اند نباید بجای آنها تصمیم بگیریم.

12) در صورت وقوع درگیری، جلوگیری از دعوا و جر و بحث و جدا نمودن افراد آسیب دیده مفید است.

در موارد ضروری از افراد با نفوذ محلی کمک بگیریم و به کمک آنها از طرفین دعوا بخواهیم به جای دعوا برنامه ریزی مشترک برای حل مشکل داشته باشند.

13)درصورتی که متوجه شویم فردی به علت فشار روانی به مواد مخدر پناه آورده او را از این کار منع نموده و به تیم حمایت روانی – اجتماعی معرفی نماییم.

14)درصورتی که علایم اختلالات روانی در افراد مشاهده کردیم در حدی که امکان دارد باعث آسیب به خود یا دیگران شوند یا تحمل رنج برایشان دشوار شده باشد یا نتواند اعمال روزمره طبیعی را انجام دهند حتما باید آسیب دیده را به تیم حمایت روانی – اجتماعی معرفی کنیم ولی صراحتا عنوان نکنیم که او روانی شده است. مردم از اینکه برچسب بیماری روانی روی آنها بخورد راضی نیستند. می توانند از اصطلاحات «اعصابت تحت فشار است» و یا اینکه «ناراحتی عصبی پیدا کرده ای» استفاده کنیم.

15 ) کودکان را از والدینشان جدا نکنیم.

•    اگر مادر کودک مجروح است، سعی کنیم کودک را همراه او یا پدرش برای درمان اعزام کنیم.

•    اگر کودک مجروح است، الزاما باید مادر یا پدر یا یکی از بستگان نزدیک او همراهش اعزام شوند.

•    اگر کودک شیرخوار است و مادر فوت کرده است، ابتدا سعی کنیم مادر رضاعی یعنی کسی که بتواند به او شیر بدهد پیدا کنیم. سپس بچه را به شخصی از بستگان نزدیک مانند خاله، عمه، مادربزرگ یا پدربزرگ بسپاریم و سفارش کنیم تاحدامکان با او باشد و او را در آغوش بگیرد و نوازش کند.

•    اگر مادر کودک فوت کرده است حتما پدر و یا سایر بستگان نزدیک باید بطور دایم همراه بچه باشد.

16 ) در صورتی که اشیا یا لباسی از پدر یا مادری که فوت کرده باقی مانده است (مثلا تسبیح یا روسری) آن را در اختیار فرزندش قرار دهیم.

17 ) حتی الامکان از تغییر مکان مداوم کودک خودداری کنیم.

18 ) به نیازهای تغذیه ای و بهداشتی کودکان در تمام سنین توجه کنیم.

19 )برای کودکان امکانات بازی و سرگرمی را فراهم کنیم. بازی باعث انحراف توجه کودک از استرس می شود. وسائل بازی را هر چه زودتر در اختیار کودکان بگذاریم بهتر است. می توانیم پس از طی مراحل حاد حادثه، یک مرکز بازی برای کودکان در منطقه تاسیس کنیم ولی شرکت کودکان در این مراکز باید با رضایت خاطر آنان توام باشد و والدین یا سایر نزدیکانشان باید در همان نزدیکی ها باشند.

20 ) نقاشی کردن کودکان علاوه بر کمک به تخلیه هیجانی و تسکین روانی می تواند نشان دهنده مکنونات ذهنی آنان نیز باشد.

کمکهای اولیه روانشناختی :

به دنبال بلایا اغلب افراد هیجانها و تجارب ناخوشایندی را تجربه می کنند.واکنشها ممکن است ترکیبی از سردرگمی، ترس، ناامیدی،درماندگی،بیخوابی،دردهای جسمی،اضطراب و خشم،سوگ،شوک، خشونت و بی اعتمادی، احساس گناه و شرم،ازدست دادن اعتماد و اطمینان از خود باشد.

کمکهای اولیه روانشناختی می تواند یک محیط امن ،آسوده، مرتبط با دیگران، خودکارآمد، توانمند و پرامید رابرای بازماندگان فراهم نماید.

بایدها:

      به افراد کمک کنید تا نیازهای پایه و اولیه خود مانند غذا، سرپناه و خدمات پزشکی را تامین کنند.اطلاعات درست به افراد درمورد چگونگی رفع این نیازها بدهید.( فراهم کردن امنیت و حمایت )

      افرادی که تمایل دارند درمورد حادثه اتفاق افتاده و احساسات مرتبط با آن با شما صجبت کنند، گوش دهید.   ( فراهم کردن آسودگی و آرامش)

      با افراد مهربان و دوستانه رفتارکنید، حتی اگر که آنها شما را نپذیرند.( فراهم کردن آسودگی )

      اطلاعات درست و دقیقی درمورد حادثه وضربه واقداماتی که درحال انجام است ارائه دهید. این کار می تواند به دیگران کمک کند که شرایط را بهتر بفهمند( کمک به آسودگی)

      به افراد کمک کنید تا با دوستان و آشنایانشان ارتباط برقرار کنند.( ارتباط با دیگران)

      افراد خانواده را دور هم جمع کنید.درصورت امکان شرایطی فراهم نمایید تاکودکان به والدین و یا عضو نزدیکی از اعضائ خانواده شان بازگردند.(ارتباط با دیگران)

      پیشنهادات عملی برای اجرای کارهایی که بتواند خودکارآمدی را افزایش دهد ارائه دهید. ( افزایش خودکارآمدی)

      به افراد کمک کنید تا نیازهاشان را تامین کنند.(افزایش خودکارآمدی)

      مکانهای ارائه دهنده انواع خدمات دولتی و غیردولتی را به مردم آسیب دیده معرفی کنید. ( امیدواری)

نبایدها:

      بازماندگان رامجبورنکنید که درمورد داستان خود و اتفاقاتی که پیش آمده صحبت کنند . بخصوص درمورد جزئیات ماجرا چراکه این کار ممکن است سبب کاهش خونسردی و آرامش افرادی گردد که تمایل ندارند جزئیات زندگی خود را برای دیگران بازگوکنند.

      به افراد اطمینان بی مورد ندهید مثلا نگویید "همه چیز خوب خو.اهد شد" و یا "حداقل شما زنده ماندید". بیان این جملات سبب کاهش آرامش افراد می گردد.
      به افراد نگویید که درحال حاضر چه کاری باید انجام دهند، یا چگونه فکر کنند، یاچه احساسی داشته باشند ویا اینکه قبلاچه کار باید انجام می دادند. این کار باعث کاهش خودکارآمدی و افزایش احساس گناه می شود.

      به افراد نگویید که شما به علت رفتارها و باورهایتان دچار رنج و عذاب شده اید. این موضوع باعث کاهش خودکارآمدی افراد میشود.

      قولی ندهید که قابل اجرا نیست. قول هایی که اجرا نشوند منجر به کاهش امیدواری در فرد می-شود.

      از خدمات موجود و فعالیتهای انجام شده انتقاد نکنید چرا که منجر به کاهش امیدواری و آرامش افراد می شود.

نظرات