توانمند سازی؛ مقدمه و تعاریف

توانمند سازی؛ مقدمه و تعاریف

توانمند سازی ساختار ی مشترک است که توسط حرفه ها و حوزه های بسیاری ایجاد می شود: جامعه شناسی ، روانشناسی، آموزش، اقتصاد و مطالعات  سازمان ها و جنبش های اجتماعی. توانمند سازی در هر یک از این دیدگاه ها متفاوت است و تعریف آن در مورد افراد و موقعیت های مختلف متفاوت است. در تعریف عمومی توانمند سازی یک فرآیند چند جانبه اجتماعی است که به مردم کمک می کند تا کنترل زندگی خودشان را در دست بگیرند.

در دهه های اخیر تأکید زیادی بر توانمند سازی به عنوان وسیله ای برای مبارزه با مشکلات اجتماعی در زمینه های مختلف، مانند سلامت، مسکن، تحصیل و فقرشده است. دست اندر کاران اوقات فراغت، روانشناسان، مددکاران اجتماعی ،دانشمندان علوم سیاسی و برنامه ریزان ومروجان سلامت نیز برای رسیدگی به  نیاز های مردم محروم و طرد شده از جامعه، بر توانمندسازی آنها تآکید می کنند این گروه ها شامل معلولین ، زنان و اقلیت های مختلف و.. می شود. اصطلاح توانمند سازی در محیط های فرهنگی و سیاسی مختلف، معانی و مفاهیم متفاوتی دارد و به همین دلیل نمی توان در تمام زبان ها به راحتی معادل مناسبی برای آن پیدا کرد. از جمله مفاهیم بسیار متعددی که برای بیان اصطلاح توانمند سازی به کار می رود ، خود نیرومندی،  خود اتکايي،. خود انتخابی ، زندگی توأم با عزت در سایه ارزشها، توانایی مبارزه برای احقاق حقوق خود، استقلال عمل، حق تصمیم گیری فردی، آزاد بودن،  بیدار سازی و توانمند با صلاحیت و قابلیت را نام برد.

توانمندسازی هم دارای ارزش درونی و ذاتی و هم دارای ارزش ابزاری است و نه تنها در دو سطح فردی و جمعی معنا  پیدا می کند بلکه دارای باراقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز می باشد. در رویکردی دیگر برای فهم مفهوم توانمند سازی باید سیستم ارایه خدمات را شناخت. دیدگاه سنتی به ارائه خدمات، در قالب نظام وسیعی از مؤسسات دولتی مربوط به اوقات فراغت آموزش بهداشت و سلامت .. قرار می گیرد.

توانمندسازی فرآیند تغییر ناتوانی و افزایش کنترل افراد بر محیط  است و در آن بر کاهش تسلط ودخالت کارشناسان و افزایش قدرت انتخاب فردی و خود مدیریتی تاکید می شود. توانمند سازی با تعریف خود افراد از نیاز ها وآرزوهایشان آغاز می شود وبر ظرفیت های توسعه،امکانات و حمایت های لازم برای دستیابی به اهداف متمرکز است.

پیشگامان مددکاری اجتماعی، توانمندسازی کاربردی را در اوایل دهه1890مطرح کردند. اکثر مطالب تاریخی در خصوص توانمند سازی کاربردی مربوط به توانمند سازی سیاه پوستان است که سولمون در سال 1976مطرح نموده که بر ارتقای توان درون فردی، بین فردی، اقتصادی وسیاسی به عنوان ابزار افزایش ظرفیت آنها جهت تاثیر گذاری بر تصمیمات موثربر زندگی آنان متمرکز است.کارشناسان از دستاورد های سولمون در جهت توانمند سازی گروههای مختلف نظیر معلولین،زنان،سالمندان،جوانان و بی خانمان ها ،ساکنان مراکز عمومی و خانواده ها استفاده می نمایند.

تعاریف توانمند سازی:

توانمندسازي يک فرايند از پايين به بالا و مشارکت همه اقشار محروم جامعه درباره سرنوشت خود است و از مفاهيم اساسي توسعه اجتماعي محسوب مي شود. راهبرد اصلي اين مدل ، اعتقاد به مردم است. اعتقاد به اينکه مسائل مي تواند به بهترين شکل ممکن بدست مردمي که با آن مسائل به طور روزانه زندگي مي کنند و به عبارتي گروههاي ذينفع  حل شود. توانمندسازي اشاره به اقشار محروم و گروههاي حاشيه اي دارد و مولفه هايي نظير آموزش،عدالت ، توزيع عادلانه درآمد و امکانات ، زمينه اين توزيع عادلانه ، زير مجموعه آن قرار مي گيرد (انصاري:1384).

  به نظر راپيلي ، توانمندسازي به عنوان يک مفهوم عبارت است ازتسهيم کردن گروههاي خودگردان و افراد در تعيين سرنوشت حرفه اي است . واژه توانمندکردن به اين امر اشاره دارد که يک فرآيند دادن قدرت به کساني است که ناتوان(محروم) هستند . توانمندسازي از مفاهيم توسعه پايدار است که در آن (توسعه پايدار) بر مشارکت همه گروههاي اجتماعي در فرآيند توسعه و پيشرفت تاکيد مي شود.

توانمند سازی در یک تعریف کلی و عام، به معنای بسط و گسترش حق انسان در آزادی عمل و افزایش ظرفیت های انسانی است. این تعریف به معنای افزایش میزان اختیار و اقتدار فرد برای انتخاب منابع و اعمال نظر در تصمیماتی است که زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهند. وقتی افراد از حق انتخاب واقعی برخوردار باشند، تسلط و کنترل بیشتری بر شرایط حاکم برزندگی خود خواهند داشت. از طرفی حق انتخاب فقرا و محرومان جامعه محدود بوده است که عدم برخورداری از مال و مکنت و نیز عجز و ناتوانی در چانه زنی با نهاد های زسمی و غیر رسمی برای تحمیل خواسته ها و شرایط مورد نظر خود، از مهم ترین علل آن به شمار می رود. فقدان قدرت یا ضعف و ناتوانی افراد فقیر ریشه در ماهیت روابط  نهادی یا رسمی است.

تعریفی از توانمند سازی در راستای مبارزه با فقر:

توانمند سازی به معنای بسط داراییها و توانمندی های مردمان فقیر تا حدی  که قادر شوند با حضور در نهاد های پاسخگو و مسئولیت پذیر در زندگی خود و مذاکره و چانه زنی با آنها، ضمن تآثیر گذاری بر این نهادها، نهایتاً مسئولیت اداره و کنترل آنها را به دست بگیرند.
تعریف جامعه شناختی توانمند سازی

توانمند سازی جامعه شناختی برآن دسته از اعضای گروه های جامعه که جریان تبعیض اجتماعی، آنها را از فرآیند تصمیم گیری محروم کرده است. تبعیض هایی بر اساس نژاد، مذهب و جنسیت.

تعریف توانمند سازی روانی

دیدگاه شناختی  به توانمند سازی در تعامل با سه فاکتور روانی قدرت قرار دارد شامل :    

         1. احساس کنترل مورد انتظار یا مطلوب  2  .  پذیرش ظرفیت و قابلیت  3. درونی کردن اهداف.

کنترل ادراک شده بر محیط اطراف یک فرد به عنوان یکی از مفاهیم روانشناختی به حوزه مربوط به قدرت توانایی برآورد کردن مناسب و مقتضی تقاضا هاست. احساس غنی شده و پرورش یافته از خود باوری یا شایستگی مورد انتظار نیز یک بخش از تجربه توانمند سازی است. توانمند سازی یک قرارداد چند وجهی است که منعکس کننده ابعاد مختلف توانایی روانی  است احساس کنترل  و اختیار مورد انتظار شامل باورها درباره قدرت، تصمیم گیری، دسترسی به منابع برای  انجام کاراست.

بعد دوم لیاقت و شایستگی مورد انتظار، منعکس کننده مهارت در نقش که در شکوفایی ماهرانه در یک یا چند کار مشخص می شود.توانمندی سازی درصدد کمک به مددجویان است تا توان تصمیم گیری و عمل در زندگی خود را از طریق کاهش اثرات موانع شخصی و اجتماعی با تمرین توانمندی موجود، افزایش ظرفیت و خود باوری به دست آورند.

توانمند سازی دیدگاهی همه جانبه است و عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و اقتصادی در آن به هم ارتباط دارند و سلامت کلی و رفاه فرد رادر بر می گیرد.توانمند سازی تغییر فردی و توسعه ظرفیت ها برای درک نیاز برای تغییرات وسیعتر در گروه ها و جوامع را نیز شامل می شود. رسیدن به توانمند سازی اهداف چندگانه ای دارد از قبیل توانمند سازی فردی، توسعه گروه های کوچک، سازماندهی جامعه برای مشکلات محلی، جلب حمایت و اقدام سیاسی.

اگر چه تعریف تئوری توانمند سازی چالش برانگیز است ، اما در خصوص فرض های آن ( ارتقای ظرفیت افراد در بهبود زندگی و توانایی کنترل بر محیط خود)اتفاق نظر وجود دارد.


فهرست منابع

1-    آزادارمكی، تقی؛ نظریه‌های جامعه‌شناسی، تهران، سروش، چاپ اول، 1376.
2-    ارل رابینگتن و مارتین واینبرگ. رویکردهای نظری هفتگانه در بررسی مسایل اجتماعی، ترجمه رحمت اله صدیق سروستانی. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم. 1383.
3-    ادیبی، حسین و عبدالمعبود انصاری، نظریات جامعه شناسی، انتشارات جامعه تهران.1382
4-    ازکيا، مصطفي ، مقدمه‌اي‌ بر جامعه‌شناسي‌ توسعه‌ روستايي، انتشارات دانشگاه‌ تهران،‌1374.
5-     ‌ انصاري، حميد، جامعه‌شناسي‌ رفاه‌ اجتماعي، انتشارات دانشگاه‌ تهران ،1384.
6-    توسلي، غلامعباس، نظريه هاي جامعه شناسي. انتشارات سمت، 1382.
7-    ريتزر، جورج. نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثي، نشر علمي. 1383.    
8-       سام آرام ، عزت اله، مددکاری اجتماعی کار با جامعه ،تهران ، انتشارات نقش هستی ، چاپ اول 1374.  
9-    کليتون، اندرو / اوکلي، پيتر/ و پرات، برايان، توانمندسازي‌ مردم، ترجمه‌ پيروز ايزدي، سلسله‌ انتشارات‌ روستا و توسعه، شماره‌55     .
10-    گرب ادوارد، جامعه شناسی قشرها و نابرابری های اجتماعی ترجمه سیاهپوش و غروی زاد، نشر معاصر تهران.1373.
11-    گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، نشر نی، تهران. 1373.
12-    گیدنز، آنتونی؛ جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران نی، چاپ پنجم، 1378، 753تا 754.
13-    ملك حسن، جامعه شناسی قشرها و نابرابری های اجتماعی، انتشارات دانشگاه پیام نور، تهران. 1381. -Psychological Empowerment: definition, measurement, and validation       
    Canadian Journal of Behavioral Science, Jul 1999 by Menon, Sanjay T.
-Empowerment: From the Theoretical to the Personal , Susan M. : Journal of Leisurability Volume 24 Nuber 1 Winter 1997. -Adams, R. (2003) Social work and Empowerment ,3rd edn (Basingstoke: Palgrave-now Palgrave Macmillan).
-Lee,j.A.B(2001)The Empowerment Approach to Social Work Practice:Building the Beloved Community ,2nd end (New York :Columbia University press).
Payne,Malcolm (2005) Modern social work theory
-Maton, K. I., & Salem, D. (1995). Organizational characteristics of empowering community settings:A multiple case study approach. American Journal of Community Psychology, 23, 631-656.

نظرات