مدل های مددکاری جامعه ای

مدل های مددکاری جامعه ای

در کار جامعه ای از سه مدل استفاده می کنیم که این سه مدل عبارتند از:

1) مدل توسعه محلی( locality development)

2) مدل برنامه ریزی (planning)

3) مدل اقدام اجتماعی (social action)

 توسعه محلی:

توسعه محلی از جهت فلسفی و تکنیک به مدل اهداف اجتماعی مددکاری گروهی نزدیک است. در این مدل از گروه برای تغییرات اجتماعی استفاده می شود و ارتقای سطح اگاهی اجتماعی و توسعه روابط بین فردی از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به اینکه در مدل توسعه محلی مداخله عملی بیش از مفهوم سازی در هدف دارای اهمیت می باشد، بنابراین می توان گفت که روش شناسی مدل از فعالیت های جنبش اسکان، الهام گرفته است.

مدل توسعه محلی سعی می کند که تغییر اجتماعی از طریق مشارکت بخش بزرگی از جامعه صورت گیرد. این مدل هنگامی به کار می رود که منابع و امکانات به اندازه موجود نیست و انچه که مردم به دنبال آن هستند، بسیار ناکافی است، بنایراین همه ی اعضای جامعه برای رسیدن به هدفشان با یکدیگر کار و تلاش خواهند کرد و در این هنگام است که درک و احساسشان در مورد جامعه گسترش می یابد و انگیزه و علاقه بیشتری در جهت دستیابی به هدف بدست می آورند. این امر اشاره به دو اصل مهم در مددکار دارد؛ اصل مشارکت و خود تصمیم گیری که در کار جامعه ای به جای انها می توان به اصل دموکراتیک اشاره نمود.

مددکار در این مدل نقش واسطه را ایفا خواهد کرد. او شان فردی هریک از اعضای جامعه را تشخیص و هریک از آنان را مورد پذیرش قرار خواهد داد. دانشش در مورد این جامعه و جوامع دیگر همراه با مهارتش در باز کردن و مطرح ساختن عقاید اعضا، همچنین ارزش هایش در مورد بحث دموکراتیک و رای اکثریت به کمک خواهد امد. وی در جهت یک توافق عمومی در بین تمام اعضا  کار خواهد نمود و برای اعضا مشخص خواهد نمود که انان در صورتی که رای اکثریت را بپذیرند و به ان احترام گذارند، صرف نظر از نتیجه ای که بدست آید، راضی تر بوده و برای جامعه مفید ترند.

قابل توجه است که در مدل توسعه محلی، بدلیل وسعت جامعه، اغلب مددکارن گروه های بانفوذ را به عنوان نمایندگان جامعه مورد نظر انتخاب نموده و از طریق انان با جامعه به صورت غیر مستقیم وارد ارتباطات حرفه ای می شوند.

دکتر سام آرام در کتاب خود، رشد و توسعه محلی را چنین تعریف می کند؛ « جریانی است که رشد اقتصادی و اجتماعی را بوسیله تشریک مساعی فعالانه جامعه و اعتماد به ابتکارات مردم برای تمام افراد جامعه به وجود می آورد.»

به طور کلی می توان گفت: هدف از رشد و توسعه محلی گسترش دموکراسی، مشارکت و اعتماد به نفس در بین مردم منطقه مورد نظر برای توسعه است که معمولا از طریق نمایندگان مورد اعتماد مردم ( رهبران بومی) در جامعه صورت می گیرد.

 برنامه ریزی اجتماعی:

سابقا این روش در مددکاری جامعه ای را می توان در انجمن سازماندهی امور خیریه جستجو نمود. در مجموع اهداف و روشهای آنان بسیار با یکدیگر همپوشانی داشته به طوری که هدف اصلی را در این روش  می توان اصلاح و بهبود شرایط به گونه ای منطقی و کنترل شده دانست . ضمنا مدیریت به عنوان یک تخصص در مددکاری اجتماعی ، مدیون این رویکرد است .

غنی آبادی در ( 1375 ) ، مبانی مدل برنامه ریزی اجتماعی را بر این فرضیه که تغییر اجتماعی ، یک فرایند عقلانی است ، در نظر می گیرد . سازمان دهنده جامعه یا مدیر در مدل برنامه ریزی اجتماعی به شناسایی مشکلات اجتماعی ، علل آن و راه حلهای احتمالی آن اقدام می کند . نقش حرفه ای او اقداماتی همچون گردآوری اطلاعات ، تحلیل گری ، طراحی برنامه ،اجرای برنامه و ارزیابی را شامل می شود . مدل برنامه ریزی اجتماعی ،سازماندهی جامعه را به عنوان فرآیند تکنیکی حل مشکلات در نظر می گیرد. راه مقابله با مشکلات اجتماعی از طریق برنامه ریزی عقلانی ، تغییر آگاهانه ، برنامه ریزی شده و کنترل شده ممکن می گردد. بنابراین مدل برنامه ریزی اجتماعی نیازمند برنامه ریزان متخصص با مهارتها و توانمندی های حرفه ای است . بر اساس این ضابطه ، در نظر گرفتن اصل مشارکت و تا حدودی فردیت در مدل برنامه ریزی اجتماعی کمرنگ خواهد بود.

بنابراین در مدل برنامه ریزی اجتماعی مددکار به عنوان یک متخصص حرفه ای ایفای نقش می نماید . وی باید در زمینه جمع آوری اطلاعات ، تعریف وضعیت و مشکل ، بررسی و ارزیابی ، تعیین اهداف و راهکارها، شناسایی منابع و موانع ، نظارت و ارزیابی ، دانش و مهارت کافی داشته تا بتواند نیاز های جامعه را در سطوح مختلف بخشهایی که وی را بکار گرفته اند، پاسخگو باشد. بدیهی است این متخصصین می بایست رضایت و دستیابی به نتایجی را که مد نظر سازمان ها و ارگان هایی است که انان را به خدمت گرفته اند، مورد توجه قرار دهند. بدین ترتیب انها کمتر به تضاد یا توافق عمومی در جامعه مددجویی نگاه می کنند. به عقیده انها جامعه( مددجویان)، چون متخصص در زمینه برنامه ریزی و حرفه مددکاری نیستند، نمی توانند نقش اساسی در این زمینه داشته باشند و صرفا به عنوان مصرف کنندگان تخصص و دانش برنامه ریزان در نظر گرفته می شوند. اما بدیهی است که در بخش های نخستین اجرایی در مدل برنامه ریزی که به جمع اوری اطلاعات و نیاز ها بر می گردد و همچنین در مرحله اجرای برنامه، تا حدی می توان به توافق عمومی و نقش مردم(مددجویان) در برنامه ریزی اشاره کرد که ابته در مقایسه با مدل توسعه محلی بسیار محدود می باشد. پیکارد نیز مطرح می کند که برنامه ریزان در قیاس با همکارانش در توسعه جامعه ای کمتر به طرف فلسفه ها و عملکرده های مددکاری اجتماعی روی می آورند و بیشتر به تحقیق و ارزیابی تمایل دارند، اگرچه ممکن است آنها زمینه هایی در مددکاری اجتماعی سنتی نیز داشته باشند.

دکتر سام آرام(1374)، برنامه ریزی اجتماعی را چنین تعریف می کند:« بکارگیری فنون و روش های تنظیم برنامه برای رسیدن به هدف های مشخص جامعه با تاکید بر هدف های اقتصادی و اجتماعی و یا حل یک مشکل آسیب شناختی»

ایشان معتقد هستند که برنامه ریزی اجتماعی معمولا روش های اجرایی برای بهتر شدن کیفیت زندگی را مطرح می کند و در مورد مشکلات و مسایل، راهکار هایی را پیشنهاد می دهد و در نهایت انتخاب با خود جامعه است.

در مجموع برنامه ریزی اجتماعی کوشش همه جانبه و یک رشته از فعالیت های جامعوی است که برای تنظیم سیاست ها و خط مشی ها و چگونگی سرمایه گذاری ها در نظر گرفته می شود که نه تنها بخش اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، رفاه اجتماعی، بهداشت، مسکن، تغذیه و فعالیت های اجتماعی را شامل می گردد، بلکه جنبه های اجتماعی سایر بخش ها نظیر مسکن، صنایع، کشاورزی و عمران منطقه ای را دربر می گیرد.

اقدام اجتماعی:

مدل اقدام اجتماعی با مدل های برنامه ریزی اجتماعی و توسعه محلی تفاوتی اساسی دارد. چرا که آنها از دیدگاه های آزادی خواهانه و محافظه کارانه نشات می گیرند یعنی به دنبال اصلاحات هستند و این در حالی هست که اقدام اجتماعی از اصول رادیکال تبعیت می کند که این خود باعث انتقاد فراوان در جامعه می گردد.
اتفاق نظر رادیکال ها در این است که کارکرد سیستم فعلی به نفع عموم مردم نیست بلکه به نفع طبقه حاکم جامعه می باشد.

از نظریه پردازان مشهور و برجسته اقدام اجتماعی می توان( سائول الینسکی، فرانسس فاکس پیون، ریچارد کوارد و جورج وایلی) را نام برد. این نظریه پردازان اصول اقدامات اجتماعی را با توجه به اصو رادیکا مورد نظر قرار داده اند.

مدل اقدام اجتماعی که به وسیله سائول الینسکی( 1909-1972) پدر روش شناسی رادیکال و بنیاد مناطق صنعتی اش توضیح داده شده است، به فرآیند توسعه جامعه ای و برنامه ریزی به عنوان یک ابزار به کار گرفته شده برای پیشی گرفتن بر اقدام اجتماعی مورد نیاز توجه می کند. تئوری الینسکی سه جز مهم را مطرح می کند : جامعه سازماندهی و قدرت. وی معتقد است که انها چارچوبی اساسی برای تفسیر و ارزیابی سازماندهی جامعه ای مداوم ایجاد می نمایند. الینسکی در واقع جامعه شناسی بود که به صورت کاربردی از یک دیدگاه جامعه شناسانه برای درک ساختار اجتماعی شهری، تعیین مشکلات جامعه ای مشترک و جستجوی راه حل های نهادی و ساختاری از طریق سازمان های کاربردی مردمی که توسط مجلات کنترل می شدند، استفاده نمود.

الینسکی در بحث جامعه مطرح می کند که جوامع محلی، جوامعی خود مختار و مستقل از ساختار اجتماعی نیستند بلکه آنان انعکاس و بازتاب فرآیند های گسترده تر یک جامعه شهری هستند. بنابراین به سازمان دهندگان اجتماعی توصیه می کند که ارتباط بین جوامع محلی و ساختار های اجتماعی وسیع تر را درک کنند. همچنین عنوان می نماید که اکثرا راه حل های بسیاری از مشکلات محلی، نیازمند مداخله، حمایت یا گاهی اوقات انحصار سازمان ها و موسسات خارجی است.

الینسکی معتقد است که ظهور مجدد اقدام اجتماعی ممکن بوده و توزیع مجدد قدرت و درامد از طریق اقدام در سطح جامعه امکان پذیر است. گروه محروم پس از سازماندهی میتواند سهم عادلانه خود را از اجتماعی بزرگتر دریافت دارد و توزیع مجدد قدرت و منابع از طریق ایجاد تغییر در خط مشی های رسمی سازمان ها یا جوامع، ممکن گردد.

به طور کلی می توان گفت که مدل اقدام اجتماعی مربوط به کار مستقیم با افراد است؛ گروه هایی از افراد که براساس علایق مشترک، یا به دلیل وجود نابرابریها و فشار های اجتماعی به یکدیگر می پیوندند. ساختار قدرت خارج از سیستم گروه های فوق می باشد و بنابراین اقدامات نیز باید بر اهداف خارجی متمرکز باشند.

نظرات