نقش سرمایه اجتماعی در بازتوانی بعد از حوادث طبیعی

نقش سرمایه اجتماعی در بازتوانی بعد از حوادث طبیعی

  پوتنام سرمایه اجتماعی را همکاری و ارتباطات متقابل در جوامع و ملت ها تعریف می کند. از خانواده هایی که در یک جامعه با سطح سرمایه اجتماعی بالایی زندگی می کنند انتظار می رود که در هنگام بروز حوادث در برابر شوک های وارده به یکدیگر کمک نمایند.

 در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که اعتماد در سطح جامعه (یکی از شاخص های سرمایه اجتماعی) تأثیر مثبتی بر کاهش اثرات مخاطرات آب و هوایی و نیز وضعیت تغذیه ای کودکان در آفریقای جنوبی گذاشته است. همچنین شبکه های اجتماعی نقش مثبتی را در بازتوانی و رشد سرمایه خانوار ها بعد از شوک های محیطی در اتیوپی داشته اند.

در اینجا لازم است به این موضوع اشاره شود که سرمایه اجتماعی تنها با وسعت شبکه های اجتماعی، همکاری و ارتباطات حمایتی متقابل در یک جامعه سرو کار دارد و با توزیع فرصت ها در یک مکان بی ارتباط است. برای رفع این محدویت، انسجام اجتماعی که اصطلاحی جامع تر از مفهوم سرمایه اجتماعی است مطرح شد. انسجام اجتماعی مرتبط با ساختار ارزش های مشترک جوامع در مورد کاهش نابرابری در درآمد و ثروت بوده و به طور کلی، توانمند ساختن مردم برای رویارویی با چالش ها و القای این موضوع که همه آنها اعضای یک جامعه می باشند را دنبال می کند (8).

 مقاله ای با عنوان قومیت، سیاست ها و نا برابری که در مورد ارائه كمك های انسان دوستانه بعد از سونامی در منطقه ای به نام  Ampara در هند بود، نشان داد كه كمك های انسان دوستانه در زمان حادثه در یك جامعه چند قومیتی ممكن است منجر به كشمكش، تنش و حتی افزایش فاصله بین گروههای مختلف قومیتی شود. زیرا سازمان های امدادرسان اغلب توزیع كمك های بشردوستانه را برای سرعت بخشیدن به فرآیند بازتوانی به طور مستقیم انجام می دهند كه این خود در اغلب موارد موجب هرج و مرج و تشدید احساسات قومی می گردد. این مقاله توصیه نمود كه می توان از شبكه های محلی در راستای بازتوانی بی طرفانه در جوامع چند قومیتی سود جست (126).

   گروه های آسیب پذیر، همواره با مشكلات بیشتری در فاز بازتوانی روبرو می شوند. كمبود امكانات مالی یكی از مهم ترین عوامل بازدارنده بازتوانی است. این امر می تواند به دلیل كمبود سرمایه، نقصان در حمایت های دولتی و یا فرآیند های پیچیده سرمایه گذاری باشد به نحوی كه  روش مورد استفاده در تخصیص كمك ها و منابع به جوامع آسیب دیده  را متأثر سازد. به عنوان مثال مقایسه سه مورد زلزله نشان می دهد كه هر چند فاز امداد رسانی مشابه بود اما تدارك سرپناه های موقت بطور قابل ملاحظه ای تفاوت داشت. در ژاپن خانه های اجاره ای برای فقیران تدارك دیده شد. در تركیه، خانه های عمومی و در تایوان سوبسید های اقتصادی برای دوباره سازی و خرید خانه های جدید تعیین شد.

 هم اكنون مشارکت شهروندان در فرآیند تصمیم گیری در پروسه های بازتوانی ضروری است. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی و سازمان های مردمی همراه با رهبری و هدایتی مناسب، نقشی حیاتی در تسریع بخشیدن فاز بازتوانی و فراهم آوردن حداكثر رضایت برای جامعه برعهده دارند (127) در مطالعه ای با عنوان بستر های اجتماعی و افسردگی بعد از حوادث نیز، نتایج ناشی از وجود نابرابری درآمد در سطح محله و متعاقب آن افسردگی در میان افراد با درآمد پایین گزارش شد. چرا كه این گروه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی بیشتر به حاشیه رانده شده و بیشتر به منابع و كمك های محلی وابسته بودند (128).

 در مطالعه موردی با عنوان بررسی موضوع بازتوانی معیشتی بعد از حوادث از طریق بازتوانی اقتصادی و ارتقاء فعالیت های كارآفرین در سطح خرد به منظور اشتغال و ایجاد درآمد برای افراد حادثه دیده در هند (Aceh) و اندونزی (Tamil Nadu)، یافته ها حاكی از این بود كه بازتوانی معیشتی بی نظم و ناهماهنگ است. فقط تعداد كمی از سازمان های توسعه ای و NGO ها در صورت بروز حادثه، قادر به ارائه خدمات سریع بازتوانی در سطح خرد و محلی بودند. در این مقاله به ضرورت تغییر دیدگاه از امداد رسانی فوری به بازتوانی توسعه ای در دو مورد Aceh و Tamil Nadu پرداخته شد و شرایط محلی بازتوانی با حمایت مؤسسات محلی و فعالیت های اقتصادی NGO های سوئیسی و ایتالیایی در سطح خرد، برای افزایش ضمانت بازتوانی شهرهای آسیب دیده ساحلی از سونامی مرور گردید.  مقاله به این مساله مهم اشاره نمود که علیرغم بررسی های انجام گرفته هیچ تعریف استانداردی از بازتوانی معیشتی بعد از حادثه وجود ندارد.

 در مطالعه ای كیفی با عنوان پیامدهای سرمایه اجتماعی مناسب بر بازتوانی بعد از سونامی در جنوب شرقی هند در سال 2004، به این مسئله پرداخته شد كه سطوح بالای سرمایه اجتماعی همزمان منافعی مهم و به همان نسبت پیامد های خارجی منفی ایجاد می كند. مخصوصا در روستاهایی كه در حاشیه جوامع هستند. بازدید و مصاحبه با ساكنان محلی و NGO ها نشان داد روستا هایی كه سرمایه های اجتماعی قوی تری دارند كمك های بیشتر و با سرعت بالاتری نسبت به جامعه هایی كه سرمایه های اجتماعی ضعیف تری دارند دریافت كردند (129).

 سازمان توسعه بریتانیا (DFID) تعریف نسبتا جامعی را از مفهوم Livelihood ارائه می کند: معیشت در برگیرنده ی قابلیت ها، سرمایه (مادی و منابع اجتماعی) و فعالیت های مورد نیاز جهت  تامین معاش زندگی است. معیشت هنگامی پایدار است که بتواند بر شوک ها و استرس های وارده غلبه کند و قابلیت ها و ظرفیت هایش را حفظ و ارتقاء بخشد. مفهوم معیشت طیف وسیعی از مفاهیم اقتصادی و اجتماعی را شامل می شود. اما همواره باید این مهم در نظر گرفته شود که امداد رسانی فوری نقشی حیاتی را در هفته ها و ماه های اول بعد از حادثه خواهد داشت. فراهم ساختن معیشت در مفهوم عام می تواند شامل ارائه حداقل امنیت، ثبات و اطمینان علاوه بر عرضه مواد، تجهیزات و ابزار های مادی باشد.

نقش سازمان های انسان دوستانه باید در فاز بازتوانی متوقف و با کمک های بازسازی و توسعه ای، خدمات حمایتی و انواع کمک هزینه های بین المللی و داخلی موجبات توانمند سازی جمعیت های متأثر برای برگشتن به فعایت های اقتصادی و اجتماعی مشابه قبل از حادثه در کوتاه ترین زمان ممکن، فراهم گردد.

  باید به این مهم نیز توجه داشت که اهدافی چون خود اتکایی و پایداری فعالیت های اقتصادی خرد منفعت بیشتری از تزریق کمک های مالی بین المللی و ملی در بر خواهد داشت. به علاوه تداوم چنین کمک هایی بعد از حادثه نه تنها مطلوب نیست بلکه امکان پذیر نیز نمی باشد. زیرا مانعی در جهت استفاده از تجهیزات و خدمات محلی بوده و علاوه بر آن با محدود کردن اختیارات پیمانکاران خارجی منجر به عقب نشینی آنها می شود. سازمان های بشر دوستانه هیچ تعهدی در قبال توسعه ندارند، و تبدیل کردن مناطق آسیب دیده به منطقه همکاری توسعه ای از اولویت های آن ها نیست (130).

  سرمایه اجتماعی هم پیامد های مثبت در بخش بهداشت عمومی دارد و هم در سازگاری تغییرات آب و هوایی مؤثر است. شبكه های اجتماعی قوی از خلاقیت های فردی و گروهی از سازگاری و افزایش تاب آوری افراد حمایت کرده و موجب كاهش آسیب پذیری ناشی از مخاطرات آب و هوایی در بخش بهداشت می گردد. علاوه بر آن، عوامل بهداشتی كه در آسیب پذیری ناشی از اثرات گرما نقش دارند، توسط شرایط اجتماعی تعدیل می شوند. این عوامل شامل: سن بالای 75 سال، بیماری های مزمن قلبی و ریوی و مصرف دیورتیك ها است. به عنوان مثال انزوای اجتماعی به عنوان عاملی مهم در آسیب پذیری ناشی از استرس گرما در میان سالمندان شمال امریكا شناسایی شد (131).

در روستاها، سطوح بالای سرمایه اجتماعی، موانع  شوراهای روستایی و محله را به منظور سرعت بخشیدن به بازتوانی و دستیابی به سازمان های ارائه دهنده خدمات محدود می نماید، اما در عین حال بازتوانی گروههای خاص مانند زنان، مهاجران و اقلیت های مذهبی را با مشکل مواجه می سازد. انواع سرمایه اجتماعی

تحقیقات سه نوع سرمایه اجتماعی را از هم متمایز می كند:

•    Bonding یا پیوستگی اجتماعی

•    Bridging یا اتصالات اجتماعی

•    Linking یا ارتباطات اجتماعی

  پیوستگی اجتماعی ( bonding ) از سازمانها و فعالیت های افرادی كه اغلب در مجاورت یكدیگر زندگی می كنند به وجود می آید. در تعریفی دیگر، سرمایه اجتماعی، به ارتباط بین اعضاء خانواده ها، دوستان نزدیك و همسایگان اطلاق می گردد. این نوع ارتباط اجتماعی، افراد مشابه از نظر نژاد، قوم یا مذهب را به هم پیوند می دهد. دانشمندان علوم اجتماعی این شرایط را در اصطلاح hemophily (شباهت خانوادگی، فامیلی) می نامند و از آن در توجیه این كه چرا شبكه های اجتماعی غیر رسمی در زمینه تفریح و اوقات فراغت اغلب شبیه هم اند استفاده می كنند. علاوه بر آن، تحقیقات در زمینه ارتباطات اجتماعی به تایید این موضوع پرداخته است كه همگنی (hemophily) با سطوح بالای سرمایه اجتماعی همراه بوده اما تنوع قومیتی عكس آن عمل می كند. به عنوان مثال، مطالعه ای بزرگ بر 41 جامعه مختلف در امریكا، نشان داد كه اعتماد در بین همسایگان، جایی كه همگنی قومیتی بالاتر بود میزان بیشتر بود، همچنین سطوح بالای تنوع قومیتی سطوح پایین تر سرمایه اجتماعی را باعث می شد. محلات هر چه همگن تر باشند احتمال این كه مشاركت مدنی، اعتماد و پیوستگی  اجتماعی در آن ها زیادتر باشد، بیشتر است.

در حالیكه پیوستگی یا bonding قرابت های آشكار میان ساكنان را تقویت می كند،اتصالات یا bridging می تواند افراد متفاوت با موقعیت اجتماعی متفاوت را به هم پیوند دهد و ارتباطات یا linking  سرمایه اجتماعی افراد با موقعیت های نابرابر را به هم مرتبط می سازد. در مطالعه ای که Dynes بر اساس تجربیات نجات یافتگان از حادثه انجام داد، مشاهده نمود سرمایه اجتماعی پایه فراهم نمودن اطلاعات و منابع در راستای تاب آوری در شرایط بحرانی است.

محله ها و روستاها به دلایل زیر با تشکیل شبکه های اجتماعی وسیع، بازسازی سریع تری را به دنبال یک حادثه به همراه داشتند (129):

•    روابط اجتماعی قوی می تواند به عنوان بیمه ای غیر رسمی عمل نماید به گونه ای که به حادثه دیدگان امکان آمادگی و ایجاد شبکه های حمایتی مالی، فیزیکی و لجستیک را می دهد.

•     جوامع سازمان یافته بهتر می توانند از طریق کار گروهی بر موانع پیش رو فائق آیند. به عبارت دیگر اعتماد بین همسایگان باعث می شود تا اطلاعاتی را در ارتباط با پروسه های معمول فاز بازتوانی در اختیار یکدیگر بگذارند. شهروندانی که روابط اجتماعی کمتری با همسایگان خود دارند به احتمال کمتری درگیر اقدامات غیرقانونی و مخرب، می گردند. پارادوكس سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی در سطوح خیلی بالا می تواند به شکل پارادوکس عمل کرده محققانی که فکر می کنند سرمایه اجتماعی به تنهایی منبع مثبتی در جهت تأمین منابع همگانی است، ممکن است دچار اشتباه شوند. چرا که این منبع می تواند غیرخودی ها را از ارائه خدمات محروم نماید، و علاوه بر آن، مناسبات مستحکم بین اعضاء یک گروه منجر به بیگانه ستیزی، نفرت و تسهیل اقدامات مخرب خواهد شد. ماهیت دو گانه سرمایه اجتماعی مرتبط با شرایط بعد از حادثه می بایست در پژوهشهای آتی  مد نظر قرار بگیرد.

برگرفته ازطرح جامع ملی بازتوانی حوادث طبیعی در جمهوری اسلامی ایران 1391

نظرات