ویژگی های خانواده‌ی متعادل

ویژگی های خانواده‌ی متعادل

جنبه های ممتاز و برجسته ی خانواده‌ی متعادل کدام است و اصولا بیان آن‌ها چه اثراتی را دربر دارد؟ خصوصیات خانواده‌ی متعادل را می‌توان در ۲ بعد بررسی کرد: 1- در زمینه‌ی ارتباط با همسر 2- در زمینه‌ی ارتباط با فرزند

اولین و مهم‌ترین تاثیر بیان خصوصیات مذکور، ارائه ی ضوابط روشن و متقن به منظور ارزیابی هر خانواده ازحیث میزان تعادل و استحکام روابط درونی خویش است.

مناسبات با همسر، در خانواده‌ی متعادل.

الگوهای حاکم بر مناسبات با همسر، بر چه مبانی و قواعدی استوار است؟ بررسی و تحلیل تجربه های موفق، و کندوکاو در روابط متقابل مرد و زن، عنوان های زیر را پیش روی ما قرار می‌دهد:

۱.بینش تکاپویی در برابر بینش جزمی (دگماتیک).

بینش را اگر به منزله ی طرز تلقی به خصوص، نحوه ی خاص برخورد با مسائل، و نوع ویژه ای از نگریستن به موضوعات در نظر بگیریم، تعیین کننده ی شیوه هل و خط مش های زندگی ماست. بینش هل، روش هل را می آفرینند و تنظیم کننده ی روابط ما با جهان درون و جهان بیرون هستند. در خانواده‌ی متعادل، زن و مرد از بینش تکاملی و تحولی برخوردارند. این ویژگی، فرد را برمی انگیزد تا نقطه نظر ثابت و غیر قابل تغییری نسبت به زندگی و همسر خود اتخاذ کند. برای مثال، نگرش تحولی، روابط زندگی را پدیده ای بسته، جبری و گریز ناپذیر نمی پندارد. بلکه آن را همچون جریان سیال و انعطاف پذیری تلقی می‌کند و برای دگر گونی آن، در خود جسارت و جرات اقدام می بیند.

۲.تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی.

از بهترین و پرشکوه ترین تجلیات زندگی متعادل، سرمایه گذاری انسانی یا دادوستد عاطفی بین هر ۱ از زوج هاست. در هیچ مرحله ای از زندگی، نمی توان از عواطف احساس بی نیازی کرد. دادوستد عاطفی در ۲ زمینه قابل بررسی و مطالعه است:

تبادل عاطفی در ابتدای زندگی
تبادل عاطفی در ادامه ی زندگی

مشی عاطفی در آغاز ازدواج، با شور و حرارت خاصی، حضور وافر و موثری دارد. لیکن پس از مدتی، به لحاظ ناآگاهی و غفلت یکی از زوجها یا هر ۲، نبض زندگی کند می‌شود و عواطف سرشار و با حرارت، فرو کش می‌کند. لحظه های ملال از راه می رسند و گله هل و شکوه هل، هر آن بر پیکره ی زندگی، تازیانه می زنند. در نتیجه، زن و شوهر مستأصل و درمانده، متحیر می‌شوند که چرا زندگی به این مرحله تنزل کرده است. آن‌ها از این حقیقت غافلند که عاطفه به همان اندازه که برای یک شروع خوب ضروری است، برای ادامه ی زندگی خوب نیز لازم است.

۳.مثبت گرایی در برابر منفی گرایی.

مثبت گرایی را می‌توان «هنر خوب دیدن» نامید که خود «هنر چگونه دیدن» است. زمانی قابلیت خوب دیدن را کسب می کنیم که چشم هایمان را اینگونه تربیت کنیم. شخصیت های بزرگوار و کریم النفس، آن چنان بر تمامی اعضا و جوارح خود تسلط دارند که هر طور بخواهند و اراده کنند، می بینند. از این رو، مقدمه ی «مثبت گرایی»، «مثبت نگری» است. ابتدا باید خوبی هل و جنبه های مثبت هل را دید و سپس بدان هل گرایید. اعضای خانواده‌ی متعادل با اتخاذ مثبت نگری و مثبت گرایی، در دو زمینه که شامل توجه به جنبه های خوب و برجسته ی زندگی به ویژه همسر است و نیز خویشتن داری از نگاه به نا محرم و کف نفس، یکی ا ز عوامل موفقیت را احراز می‌کنند.

۴.تفاهم در برابر تخاصم.

اگر بتوانیم خود را در نقطه نظر همسرمان قرار دهیم، به گونه ای که نحوه ی تفکر و بینش او را نسبت به مسائل عینا درک کنیم و از دیدگاه او به مسائل و دنیا بنگریم، به مرز تفاهم با همسر خود رسیده ایم. در چنین موقعیتی، رابطه‌ی حسنه به مفهوم عمیق آن بر زندگی ما سایه می افکند. موقعیت هایی که در آن‌ها، تفاهم به عنوان عاملی تعادل بخش حضور می‌یابد، دو گونه هستند:

تفاهم در خلوت
تفاهم درحضور دیگران

آنچه که در خلوت زندگی و فرصت های شخصی برای هر یک از دو زوج فراهم می‌شود، حائز اهمیت اساسی است. زن و شوهر باید برای لحظه هایی که دور از هیاهوی زندگی در کنار هم هستند، ارزش خاصی قائل شوند و این لحظه هل را «برای هم» و «با هم» باشند. تفاهمی که زاییده ی چنین فرصتی است، رشد می‌کند و در حضور دیگران به بار می نشیند. مبنای تفاهم در خلوت و در حضور یکدیگر، احساس ارزشی است که هر یک برای شخص مقابل قائل است. با این زمینه‌ی مناسب، زوج هل فرصت می‌یابند که درحضور دیگران، تفاهم خود را حفظ، و حتی با جدیت خاصی، حریم یکدیگر را مراعات کنند. به ویژه زمانی که همسرشان به ایراد مطالبی مناسب در حضور جمع می پردازد، هم فکر ی و هم دلی خود را با علامت تصدیق و تائید ابراز دارند و مطالب بی جا و غیر ضروری او را با سکوت و پیشنهاد خویش، به مسیر گفت و گوهای ثمر بخش و سازنده باز گردانند. بدترین همسران، آن هایی هستند که بلافاصله اثر سخن همسرشان را در دیگران خنثا می‌کنند.

۵.هم گرایی در برابر واگرایی.

یکی از عوامل تعیین کننده ی مو فقیت و شکست در زندگی، نحوه ی مدیریت کانون خانواده است. چنانچه خانواده به صورت یک حوزه ی متشکل، وحدت یافته و منظم اداره شود، تصمیمات، اندیشه هل، و کنش هل به سوی یک کانون جهت می‌یابند و مرکزیت مقتدر و متحدی به وجود می‌آید. زن و شوهر در این کانون درکنار یکدیگر قرار می گیرند و به مرور زمان، قطب واحدی در تصمیم گیری و هدایت زندگی شکل می‌گیرد. چنین کیفیتی «هم کنشی» و یا «هم گرایی» نام دارد و از طریق آن، خط مشی خانواده برای حال و آینده، روشن و مشخص می‌شود و الگوی مطلوبی برای تنظیم مناسبات هر کدام از زوج هل فراهم می‌آید. در این جا اصطلاحا هم گرایی را مترادف با هماهنگی را مترادف با هماهنگی و واگرایی را مترادف با ناهماهنگی آورده ایم.

۶.رفاقت در برابر لجاجت.

روح حاکم بر خانواده‌ی «هم گرا» صمیمیت، یکدلی، یکرنگی و در یک کلمه «رفاقت» است؛ و جو غالب بر خانواده‌ی «واگرا» بیگانگی، فاصله ی عاطفی و در یک کلمه «لجاجت» است. هم گرایی در خانواده‌ی متعادل، حوزه ی وحدت یافته ای را می آفریند که بستر مساعدی برای شکوفایی و خلاقیت اعضای خانواده است. واگرایی به نوبه ی خود طرحی از خانواده را در می افکند که همچون دو حوزه ی جداگانه، شاهد به هدر رفتن ارزش هل ی زندگی است که صرف اصطحکاک و تقابل می‌شود. اولین نام برای تحصیل روحیه ی رفاقت در زندگی مشترک، پذیرش همسر است. آن هایی که همسر شان را آن گونه که «هست» می پذیرند، نه آن چنان که «می خواهند باشد»، به این مرحله ی ارزشمند نائل می‌شوند که دوستی و رفاقت در روابط متقابلشان موج می زند.

۷.منطق در برابر زور.

تعادل در زندگی مشترک زمانی بر قرار می‌شود که روابط متقابل بر پایه های عقلانی استوار باشد. آدمی به دلیل حب نفس (خود دوستی)، پیوسته به جانب منا فع شخصی گرایش دارد و سیاست جلب منفعت و دفع ضرر را بر خط مشی های دیگر ترجیح می‌دهد. چنین نگرشی در زندگی دوران تجرد تا حدودی عملی و امکان پذیر است، ولی در زندگی مشترک، به لحاظ پیدایش روابط و مناسبات جدید، سلیقه های شخصی زن و شوهر در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند؛ چون هر یک از دریچه ی منفعت شخصی به زندگی می نگرد و ترجیحات او، از انواع نفسانی است تا عقلانی. ۸ شادکامی در برابر تلخ کامی.

در این جا سخن از مهم‌ترین عامل تعادل در خانواد ه، یعنی مسرت زندگی و خوش رویی است که گویی تمام جنبه های حیات انسانی را در خود متبلور می‌کند. روابط اجتماعی، مشحون از تبادلات روحی و عاطفی میان انسان هاست. باید بپذیریم که در خلأ زندگی نمی کنیم و ناگزیر از زندگی در جمع هستیم. هر نوع حالت روحی ما، اعم از شادی و غم، خواه ناخواه تأثیرات فوری و شخصی بر اطرافیان ما بر جای می گذارد. از این رو، انتخاب نوع تأثیر بر دیگران، بر عهده ی خود ماست. این که علاقه مند باشیم بر دیگران تأثیر مثبتی بگذاریم، یا دیگران خاطره ی نامطلوبی از ما در ذهن داشته باشند، بستگی به نوع گزینش ما دارد. هر نوع عاطفه اعم از شادکامی و یا تلخ کامی ما، بر همسر اثر تعیین کننده و مشخصی بر جای می گذارد. ما خود نیز از تأثیرات مسلم و انکار ناپذیر روحیه ی همسرمان برکنار نیستیم. روحیات زن و شوهر به مثابه ظروف مرتبط عمل می‌کنند.

۹.آگاهی در برابر ناآگاهی.

از آفت هایی که هر خانواده را تهدید می‌کند، رشد خواسته هل و انتظارات زوج هل از یکدیگر است؛ به گونه ای که این قبیل توقعات به مرزی غیر منطقی می رسند و با مطرح شدن آن‌ها، آرامش به زندگی به هم می ریزد. نقطه ی بحران در زندگی زمانی فرا می‌رسد که انتظارات غیرمنطقی و تأمین نشده روی هم انباشته می‌شوند، آستانه ی مقاومت زن و شوهر به تدریج کاهش می‌یابد؛ و در یک لحظه ی غیرقابل پیش بینی، درگیری به جود می‌آید. خانواده‌های متعادل با تنظیم و تدوین انتظارات و توقعات، راه را بر ورود هر عامل تفرقه و تزلزل در زندگی سد می‌کنند، خواسته هل را در قالب بایسته هل می ریزند و روح تفاهم و هم دلی را در زندگی تسری می بخشند. این مهم هنگامی مقدور است که زن و شوهر از حقوق خود و همسرشان به خوبی و وضوح آگاهی یابند. ۱۰.بزرگ منشی در برابر کودک منشی.

زوج هل بیش از هر مجموعه ی انسانی دیگری که تصور شود، باید از بزرگ منشی نسبت به یکدیگر برخوردار باشند. از لوازم بزرگ منشی، گذشت، عفو و تعامل با اطرافیان، به ویژه همسر است. نقطه ی مقابل چنین خصیصه ای، روش مقابله به مثل، شتابزدگی در انتقام و سیاست ضربه در برابر ضربه است که تحت عنوان «کو دک منشی» از آن یاد می کنیم.


منابع : 1- احدي، حسن و جمهري، فرهاد. روان شناسي رشد. انتشارات پرديس. تهران. ۱۳۸۰

تو- اتکينسون و ديگران. زمینه‌ی روان شناسي (ج ۲).ترجمه‌ی دکتر محمد نقي براهني و ديگران. انتشارات رشد. تهران. ۱۳۸۱ 3-کو ئن، بروس. درآمدي به جامعه شناسي. انتشارات توتيا. تهران ۱۳۷۵ چهار-گيدنز، آنتوني. جامعه شناسي. ترجمه‌ی منوچهر صبوري. نشر ني. تهران.۱۳۷۸ 5- مجله‌ی مشاور مدرسه.

نظرات