مفهوم امنیت اجتماعی

مفهوم امنیت اجتماعی

در خصوص مفهوم امنیت می توان سه واژه را از هم جدا کرد: نامنی، احساس ناامنی و تصور از ناامنی؛ وقتی که در یک کشور متغیرهای تشکیل دهنده امنیت وجود نداشته باشد، کشور ناامن است، اما یک وقت برای افرادی که در آن کشور زندگی می کنند، این احساسی به وجود می آید که در امنیت به سر نمی برند، در حالی که مقامات کشور اعلام می کنند که امنیت کاملی برقرار است. زمانی هم هست که جامعه دچار نوعی تصور می شود، یعنی تصور می کند که امنیت وجود ندارد. در اینجا کشور دچار بحران می شود، یعنی مشروعیت سیاسی نظام را نشانه می گیرد که می تواند به بحران براندازی ختم شود.

اگرچه امنیت مسأله مهمی است، اما بسیاری از جامعه شناسان احساس امنیت را مهم تر و ضروری تر از وجود امنیت توصیف می کنند و معتقدند عواملی بسیاری در فقدان یا کمبود این احساسی در جوامع مختلف دخیل اند. هم چنین بسیاری از دانشمندان معتقدند که امنیت یک پدیده احساسی و ادراکی است و بیشتر به احساسی روانی شهروندان از عوامل تهدید کننده جرم برمی گردد و ممکن است میزان احساس ناامنی فرد با واقعیات خارجی میزان عواملی تهدید کننده مطابقت نداشته باشد یا برعکس، متناسب به میزان و اثر عوامل تهدید کننده، میزان احساس ناامنی فرد نیز در نوسان باشد. بنابراین نمی توان بیان کرد در جامعه ای که امنیت وجود دارد، حتماً احساس امنیت نیز وجود دارد، چرا که احساس امنیت از موارد دیگری همانند ذهنیت مردم از جامعه مورد مطالعه نشئات می گیرد، مثلاً ممکن است در جامعه ای امنیت از لحاظ انتظامی و پلیسی وجود داشته باشد، اما افراد احساس امنیت نکنند.

بر این اساس کارشناسان حوزه آسیب های اجتماعی با این سؤال مواجه اند که چرا در بعضی جوامع با ضریب امنیت بالا، احساسی ناامنی وجود دارد؟ دکتر علی اصغر احمدی (روانشناسی) معتقد است: « امنیت به معنای فقدان عوامل تهدید کننده فرد به لحاظ جسمانی و روانی و همچنین بروز عواملی از بین برنده نظام است و احساسی ایمنی زمانی حاصل می شود که فرد در درون خود احساسی کند که تهدید نمی شود. پس احساس امنیت در یک جامعه به احساسی روانی شهروندان از میزان وجود یا عدم وجود جرم در آن جامعه بر می گردد و هرچه میزان فراوانی جرم در جامعه بیشتر باشد، احساس امنیت نیز پایین تر است».

همچنین در تطابق بروز حسی امنیت و وجود امنیت واقعی در جامعه دو بعد متمایز از یکدیگر وجود دارد، یعنی از سویی ممکن است افراد در حالی در یک جامعه احساس امنیت کنند که عوامل تهدیدکننده، ضریب امنیت اجتماعی را پایین آورده است و از سوی دیگر در برخی از جوامع با وجود بالا بودن ضریب امنیت اجتماعی و پایین بودن عوامل تهدید کننده و برهم زننده نظم، مردم با احساس ناامنی مواجه باشند.

مثلاً نرخ قتل در ایران ۳۶ در صد هزار نفر است، اما در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی، نرخ قتل، ۲۰ در صد هزار نفر است یا نرخ سرقت منازل در ایران ۲ در هزار و در انگلیسی ۲۰ در هزار می باشد، یعنی به ازای یک هزار منزل مسکونی، ۲۰ منزل در سال مورد سرقت قرار می گیرد.

این مقایسه نشان می دهد ضریب امنیت در ایران بالاتر از ضریب امنیت در انگلستان است، اما احساس امنیت شهروندان به عقیده سردار علی اصغر جعفری، رئیس پلیس آگاهی کشور، در ایران نا امنی در آن حدی مختلف، احساس ناامنی در مردم بر احساس امنیت غلبه دارد، در صورتی که در اغلب کشورهای به ظاهر امن، جهان موضوع بر عکسی است .به این ترتیب ممکن است در جامعه ای امنیت در واقعیت وجود داشته باشد، اما بنا به دلایلی نداشته باشد، اما بنا به دلایلی احساس امنیت وجودنداشته باشد و یا بالعکس احساس امنیت باشد، اما امنیت واقعی وجود نداشته باشد و فرد در معرضی بسیاری از تهدیدهای ناشناخته باشد.

بوزان در این زمینه اعتقاد دارد که: «احساسی ایمنی ذهنی یا اعتماد به دانستنی های فشرده، به هیچ روی به منزله وجود امنیت واقعی یا درستی دریافت های شخصی نیست، به عنوان مثال: اگر فرد مرفهی را در کشوری مرفه در نظر بگیریم، نمی توان چندان مطمئن بود که امنیت در مفهوم جامع آن برای وی تأمین گردد، چرا که هر یک از افراد جامعه اعم از غنی و فقیر به طور نسبی در معرض تهدیدات مختلفی از جمله تهدیدهای طبیعی (مانند زلزله، قحطی، سیلی)، تهدیدهای فیزیکی یا جسمی (درد، صدمه و مرگ)، تهدیدهای اقتصادی (سرقت یا تخریب اموال، عدم اشتغال)، تهدیدهای حقوقی (زندانی شدن، فقدان آزادی بیان)، تهدیدهای موقعیتی (از دست دادن شغل، تنزلی رتبه)، تهدیدهای اجتماعی (نبود اعتماد، فقدان تعهد، از دست دادن آبرو و ارزش های اخلاقی) و تهدیدهای فرهنگی (عدم دسترسی به دانش و معرفت، تضعیف الگوهای فکری - رفتاری) قرار می گیرند. پس عوامل امنیت یک مفهوم بیرونی و عینی و احساس امنیت یک مفهوم درونی و ذهنی است.

امنیت یعنی فقدان عوامل تهدید کننده فرد، به عبارت دیگر ما در شرایطی امنیت داریم که عوامل تهدید کننده نداشته باشیم. مثل تهدید جسمانی، روانی و از بین برنده نظم، نکته دیگر خودم این احساسی را داشته باشم که امنیت دارم و تهدید نمی شوم، حال ممکن است این به این ترتیب دانش پژوهان مختلف با تأکید بر هر یک از تهدیدهای فوق و نظایر آن، تعاریف اصطلاحی متعددی را در مورد مفهوم امنیت ارائه داده اند، اما در کلی می توان گفت: «امنیت در معنای عینی فقدان تهدید نسبت به ارزش های کسب شده و در معنای ذهنی یعنی فقدان هراس از اینکه ارزش های مزبور، مورد حمله قرار گیرد»

منابع:

1.    کاهه، احمد. (1384)، مجموعه مقالات همایش امنیت، جلد 1 ،تهران: انتشارات گلپونه.
2.    بوزان، باری؛ ویور، الی؛ دوویلد، پاپ ؛ مترجم علیرضا طیب. (1385)، چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

نظرات