آموزش، توانمندسازی، سلامت اجتماعی

آموزش، توانمندسازی، سلامت اجتماعی

شهروندان یک جامعه باید بدانند چگونه سالم باشند، سالم بمانند و سلامتی شان را افزایش دهند و یا در شرایطی زندگی کنند که رعایت شیوه زندگی سالم عملی باشد.آنها باید  قدرت تصمیم گیری در محیطهای مختلف زندگی را داشته باشند.توانمندسازی می تواند سبک زندگی و حتی فراتر از آن، فرهنگ شهروندان را تغییر دهد و بر شرایط اجتماعی ، اقتصادی و محیطی نیز تاثیر مهمی خواهد گذاشت.گرچه برای اینکه افراد جامعه از سلامت اجتماعی برخوردار باشند عوامل زیادی دست در دست هم می دهند اما می توان با کمی ساده سازی موضوع سلامت اجتماعی را حاصل ضرب آموزش، سیاستگذاری ها و اقدامات اجتماع محور دانست. بیانه آلما آتا(1987)  به شدت تاکید دارد که سلامت شهروندان صرفا نمی تواند توسط بخش سلامت محقق گردد و اقدامات ضد فقر ، افزایش امنیت، آب سالم، بهسازی، مسکن، حفاظت از محیط زیست،آموزش و پرورش همگی در سلامت شهروندان سهیم هستند.

منشور اوتاوا (1986) نیز تاکید می کند ارتقای سلامت، فرآیند توانمندسازی شهروندان برای افزایش کنترلشان بر سلامت و نیز قادر سازی آنها به منظور بهبود سلامتشان است.

منشور فوق برای ارتقای سلامت پنج اولویت زیر را تعیین می کند:

1-    ایجاد سیاستهای شهری سالم
2-    خلق محیطهای حمایتی
3-    تقویت اقدامات محلی وشهری
4-    توانمندسازی شهروندان و محلات
5-    بازنگری در خدمات شهری

آموزش و اطلاع رسانی از عناصر اصلی ارتقای سلامت به طور عام و سلامت اجتماعی به صورت خاص تر می باشند. اطلاع رسانی به طور عمده بر سطح دانش افراد تکیه دارد و آموزش سلامت نیز متوجه نگرش و رفتار شهروندان و هر دو در پی افزایش آگاهی شهروندان  درباره ی نیاز به سیاستهای سلامت و اقدام های سیاسی حمایتی می باشد.

توانمند سازی به وسیله آموزش در پی افزایش مشارکت شهروندان به منظور دستیابی به  هدف ارتقای سلامت اجتماعی است. به واقع دانش و مهارت، موجب اتخاذ انتخابهای آگاهانه تر می شود. البته در حیطه سلامت ضرورت آموزش و آگاه سازی از اهمیت دوچندانی برخوردار می شود، چراکه بر اساس بررسی های صوت گرفته بی سوادی در حوزه سلامت گریبان اقشار تحصیل کرده را نیز گرفته است(سازمان بهداشت جهانی،2000: 62).

در هر جامعه تغییر اجتماعی از طریق مهارت آموزی، بسط آگاهی انتقادی و تفویض قدرت و اختیار به افراد و گروهها برای دگرگون ساختن محیط پیرامون امکان پذیر می شود(بابایی، 1386 :31).از آنجا که افراد نقش محوری در این فرآیند دارند، در نتیجه باید از روشهایی برای تغییر استفاده شود که دوسویه و تعاملی باشند.چنین روشی منجر به مقتدرسازی گروه هدف می شود.

در الگوی آموزشی توانمند ساز و تعاملی  در حوزه سلامت بر موارد زیر تاکید می شود.

-    اعتقاد به توانایی افراد برای پذیرش دگرگونی و رهایی از فقر، جهل ، بیماری و مشکل
-    طرد تفاوتهای ماورایی بین آموزش دهنده و آموزش گیرنده و در نظر گرفتن هر دو به عنوان فراگیرنده
-    گفت و شنود آزاد و تعاملی
-    مشارکت در کوشش های رهایی بخش(ایفر ،2002: 62)

برای اینکه آموزش بتواند زمینه سازی برای تغییر و یا تعدیل و یا تعمیق رفتار شود، برخی از اصول آن به ویژه در حوزه سلامت به قرار زیر است:

آموزش باید مبتنی بر نیاز باشد، بنابراین تعصبات و منافع و باورها و گرایش های گروه هدف باید به نحو مناسبی شناخته شود(ایورکی،1373)،آموزش باید از دانسته ها به نادانسته ها باشد(چاندران،1374). تعیین نکات منفی و مثبت و یافتن راه حل مناسب در فضایی آزادانه منجر به تحقق توانمندسازی شده و فرد را قادر می سازد در موارد لازم به استدلال بپردازد و از خود مراقبت کند(مک گرث،2003: 610)، همدلی و  ایجاد روابط حسنه (همان ،42)، ایجاد ارتباط دوسویه(همان،69)، تکرار به همراه تنوع(همان،114)، استفاده از الگوها و رهبران (همان ،117)، استفاده از حمایتهای اجتماعی، استفاده از خرده فرهنگها(ایفر،2002: 109) و ایجاد انگیزه و علاقه نیز  می توانند آمادگی لازم برای کسب دانش و تغییر نگرش را ایجاد نماید و علاوه بر کمک به یادگیری، می توانند در تثبیت و استمرار رفتار سالم نیز موثر باشد.(سازمان بهداشت جهانی،2000: 65).

نظرات