سرمایه اجتماعی چگونه بوجود می آید

سرمایه اجتماعی چگونه بوجود می آید

در این بحث به دنبال پاسخ این سوال هستیم که سرمایه اجتماعی چگونه بوجود می آید ؟
با توجه به آنچه تاكنون بیان شد، می توان نتیجه گرفت معیار اصلی شناخت سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی افراد و نحوه همزیستی آنها در یك جامعه است . لذا عامل مرتبط با حوزه جامعه شناسی محسوب می شود و علل و عوامل تشكیل آنرا باید در علل و عواملی جستجو كرد كه در ساخت فرهنگ ، آداب و سنن ، معیارها ، هنجارها و ارزشها و حتی قوانین رسمی یك جامعه اثر گذار بوده و شكل كنونی آنرا رقم زده و درجه سرمایه را به ارمغان آورده اند.

هرچند اقتصاددانان عامل اصلی ایجاد همكاری¬ها و همیاری¬های اجتماعی را در تئوری خود به نام "تئوری بازیها " جستجو می كنند، ولی شواهد تجربی به ندرت نشان می دهد .

گردهمایی اعضای یك گروه برای رسیدن به یك هدف معین ابتدا به عنوان یك استراتژی در بازی، آنگونه كه اقتصاددانان معتقد هستند آغاز شده باشد. هنگامی كه انجمن حمایت از محیط زیست شكل می گیرد بطور قطع به تنهایی چیزی كه نمی اندیشند انتخاب یك استراتژی برای بازی در برابر یك رقیب است . بلكه آنچه مهم است اعتقاد مشتركی است كه در بین اعضای این انجمن حاكم بوده و آنان را به سمت حفظ محیط زیست كشانده است. به نظر كلمن عوامل ساخت سرمایه اجتماعی از چهار دسته زیر خارج نیست. (همان، ص24) 1-  عوامل نهادی

2- عوامل خودجوش

3-  عوامل بیرونی 

4- عوامل طبیعی
هریك از این عوامل خود به گروه های كوچكتری قابل تقسیم هستند.
1 .   عوامل نهادی    عقلانی- غیر عقلانی
2 .   عوامل خودجوش    عقلانی- غیر عقلانی
3 .  عوامل بیرونی    دین -ایدئولوژیك- فرهنگ و تجربه تاریخی مشترك
4 .   عوامل طبیعی    خویشاوندی- نژاد وقومیت
1- عوامل نهادی : نهاد به معنای قانون، رسم، عرف، عادت و یا سازمانی است كه در زندگی سیاسی و اجتماعی مردم موثر واقع شده و نظام هدف داری را در جهت رفع نیازهای یك اجتماع سازمان یافته ، ایجاد می كند. مثال بارز آن یك نهاد، دولت است كه به واسطه وضع قوانین و ایجاد نظام هدف دار موجب تشكیل سرمایه اجتماعی می شود. برخی از قوانین به عنوان یك عامل نهادی به صورت عقلانی وضع می گردند تا انسانها را وادار به مشاركت نمایند . دولتهای كمونیستی نظیر اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین دارای چنان خصوصیتی بودند. در نظامهای دموكراسی نیز قوانین به گونه ای وضع می-شوند كه بر پایه آن نهادها و تشكل¬ها رسمیت یافته مسئول ترویج ارزشهای غیررسمی می شوند مانند احزاب رسمی یا تشكل¬های مردمی. فوكویاما معتقد است، هرگاه رفتاری در اثر قدرت طلبی و سلطه یک گروه بر گروه دیگری در جامعه شكل بگیرد، بعنوان یك عامل نهادی غیر عقلانی در تشكیل سرمایه اجتماعی به شمار می رود.  (همان، ص26).

-2 عوامل خودجوش  :هنجارهایی كه بصورت خودجوش بجای قانون و دیگر نهادهای رسمی از كنش-های متقابل اعضای یك اجتماع بوجود می آیند و ناشی از انتخاب¬های تعمدی نیست، به عنوان عوامل خودجوش در ایجاد سرمایه اجتماعی درنظر گرفته می شوند كه به دودسته عوامل خودجوش عقلایی و عوامل خودجوش غیرعقلایی تقسیم می¬شوند. هنگامی كه كنش¬های افراد یك اجتماع در تقابل با یكدیگر هرچند غیر عمد ولی بر اساس تعقل و تفكر صورت می گیرد، هنجارهایی را بوجود می آورد كه زمینه ساز تشكیل سرمایه اجتماعی است.

از این رو تئوری بازی اقتصاددانان جزء این دسته عوامل جای دارد.  ولی هنگامی كه این كنش¬های متقابل، غیر منطقی و تصادفی باشند مانند همیاری و همكاری زنبورهای عسل در ساخت كندو كه بدون هیچ تعقل و تفكر و بصورت غریزی صورت می گیرد، با نام عوامل خودجوش غیر عقلانی دسته بندی می گردند.

-3  عوامل بیرونی :منظور از این دسته عوامل، هنجارهایی است كه از جایی غیر از همان اجتماعی كه در آن بكار رفته سرچشمه می گیرند .عواملی همچون دین و مذهب، ایدئولوژی و فرهنگ یا تجربه مشترك تاریخی جزء این گروه طبقه بندی می گردند .

كلمن می گوید:  وبر به دین نه تنها به دلیل عامل ایجاد كننده اخلاق در كار، بلكه به دلیل عامل ایجاد كننده شبكه های اعتماد در روابط تجاری و مبادلات اقتصادی توجه می كند .
در دنیای امروز، تمامی بخش غیر دولتی كه آن را جامعه مدنی می نامند، میل به سازمان یافتن پیرامون ایدئولوژی ها دارد، از طرف دیگر بخش اعظم هنجارها از فرهنگ ها ناشی می شوند بدون آنكه بتوان ارتباطی بین آنها و مذهب یافت.
-4  عوامل طبیعی : در این گروه دو دسته از عوامل بصورت روابط خویشاوندی و همبستگی های قومی و نژادی قرار می گیرند. اهمیت خویشاوندی در مقایسه با دیگر ساختارهای اجتماعی از یك جامعه با جامعه دیگر به میزان زیادی فرق می كند.  اما درهیچ جامعه ای خویشاوندی بطور كامل محو نشده است. شواهد قابل ملاحظه ای از علوم طبیعی وجود دارد كه می گوید اجتماعی بودن نه تنها در انسان بلكه در دیگر موجودات نیز امری ذاتی است .از سوی دیگردر عین حال كه اجتماعی بودن در انسانها تا حدی ریشه در فرهنگ ها دارد ولی با گرایش های بنیانی به سمت اجتماعی بودن و با مسائل ژنتیكی بسیار مرتبط است.
قومیت و نژاد از مقولاتی هستند كه مردم اعتقاد دارند هر دوی آنها از منابع مهم هویت هستند، بنابراین بدون در نظر گرفتن مسائل زیست شناسی و طبیعی و حتی كنش¬های اجتماعی در شناخت قومیت و نژاد همبستگی های قومی و نژادی از عوامل طبیعی ساخت سرمایه اجتماعی بشمار می آیند.
 هرچند ممكن است این دسته بندی نتواند منابع ساخت سرمایه اجتماعی را در برگیرند . اما دست كم تصویری از وسعت و پیچیدگی مساله به دست می¬دهد. بسیاری از این منابع نه تنها منافاتی با یكدیگرندارند بلكه دارای هم پوشانی نیز هستند. مثلا هنجارهایی كه از عوامل طبیعی منشا یافته اند در عین حال به وسیله قانون، مذهب و با فشارهای اجتماعی خودجوش تقویت شوند . آنچه كه حائز اهمیت است اینست كه طیف وسیعی از منابع ایجاد كننده سرمایه اجتماعی را بشناسیم و امكانات و محدودیتهای هر یک را تشخیص دهیم.  بنابراین انتخاب منبع ایجاد كننده سرمایه اجتماعی دارای اهمیت است، بطور قطع ابزارهای نهادی نمی توانند كاملاَ جایگزین عوامل خودجوش یا بیرونی گردند و این عوامل نیز نمی¬تواند جایگزین ابزارهای نهادی شوند .در مجموع می توان گفت در حالی كه فرآیند شكل گیری و انباشت سرمایه، طولانی است و بنحوی تدریجی و ناآشكار رخ می دهد.  دوره های بكارگیری و فعال سازی آن كوتاه، شتابان و تاحدی آشكار است، لذا به مدیریتی قوی، كارآمد و فوق العاده نیاز دارد، در غیر این صورت سالها سرمایه یك ملت به تباهی و هرز و هدر خواهد رفت.  ممیزه و شاخص تشخیص جوامع پویا وسالم همین است كه یا در كار انباشت سرمایه اجتماعی خویش اند و یا سرگرم به كار اندازی آن در مقابل در جوامع ناسالم یا جوامع نیمه سالم، در آن یا هیچ تولیدی صورت نمی گیرد و یا ذخیره¬های اجتماعی مردم در مسیرهای انحرافی هدر می رود. (همان، ص 32)

نظرات