حاشیه نشینی، ویژگی ها و پیامدها

حاشیه نشینی، ویژگی ها و پیامدها

حاشیه نشینی به توسعه شهری اطلاق می شود که بدون برنامه ریزی ، هدایت ، کنترل و بدون رعایت مقررات شهرسازی توسط توده مردم ایجاد می شود . پیامد گسترش شهرنشینی و پیدایش شهرهای بزرگ ایجاد محله های حاشیه نشین با بافت نابسامان است که معمولا ساکنین آن را مهاجرین روستایی یا اقشار کم درآمد شهری تشکیل می دهند که از نظر اشتغال دارای مشاغل کاذب هستند .

به طور کل مهاجرت از مناطق روستایی یا شهرهای سنتی به شهرهای بزرگ موجب از دست دادن خلق و خوی پیشین و کسب خلق و خوی جدید و ضعیف شدن عملکرد فردی ، گروهی و اجتماعی حاشیه نشینان می شود و این افراد در اجرای نقش های محوله دچار شکست و ناکامی می شوند و کارآیی خود را از دست می دهند .
تحرکی که به تغییر محل سکونت ، تغییر مدرسه فرزندان خانواده ، لزوم ایجاد ارتباطات جدید و جز آن می انجامد بحران تعارض های خانوادگی را تشدید می کند . نتیجه چنین تغییری ، افزایش خشونت و بزهکاری در جوانان است . از بین رفتن تدریجی گروه های سنی و از هم پاشیدگی نظام های استقرار یافته پیشین ، اشخاص سالمند را از هرنوع حمایت اجتماعی محروم می کند . تغییرات وابسته به محیط یعنی از یک سو صنعتی شدن ، شهری شدن و تغییر بافت شهری و از یک سو تغییرات بسیار سریع اقتصادی نیز به دگرگونی وضع اجتماعی منتهی می شود و به نظر می رسد که تفاوت های فرهنگی چشمگیر به افزایش تنیدگی در مهاجران می انجامد .
تعریف
حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که با اسکان غیررسمی و بدون مجوّز گروه بزرگی از مردم در مکانی در کنارهٔشهرهاایجادمی‌شود.
امان الله قرایی مقدم، حاشیه نشین ها را این گونه معرفی می کند: «حاشیه نشین ها کسانی هستند که در تمام کشورهای جهان در حاشیه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی می کنند و اکثریت قریب به اتفاق آنها مهاجرند. این جماعت به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، ویژگی های خاص خود را دارند، بافت فرهنگی متجانسی ندارند و نظارت آنها بر خود یا خودکنترلی در آنها ضعیف است. حاشیه نشین ها ابتدا در حلبی آباد یا زاغه زندگی می کنند و بعد آنجا را به صورت حاشیه درمی آورند، شکل آن را عوض می کنند، خانه های خود را مرتب تر و مستحکم تر می کنند و بتدریج آنجا را به شهرک، شهر و شهرستان تبدیل می کنند.»
پیامدها
•    سيماي نامطلوب
•    پايين بودن سطح بهداشت عمومي و سلامتي
•    فقدان شغل رسمي و در آمد كافي
•    وجود خرده فرهنگ هاي خاص مناطق كوچك
•    تراكم جمعيت
•    فقدان يا كم بودن امكانات آموزشي و رفاهي و پايين بودن سطح سواد و تحصيلات
•    اعتياد
•    منبع و مركز انحرافات و كجرويهاي اجتماعي
•    مسكن غير قابل اطمينان در قبال حوادث طبيعي
•    پيامدهایی براي مديريت شهري
•    توسعه آثار منفي زيست محيطي و عقب ماندن از توسعه پايدار
•    بلااستفاده ماندن بخشي از سرمايه گذاري هاي ناشي از ساخت و ساز به دليل عدم وجود امکانات و تاسيسات زيربنايي
•    افزايش روند جذب در حاشيه هاي شهري عليرغم وجود معضلات انباشته قبلي
•    ضرورت ترجيح نظام توزيع متعادل بر رونق اقتصادي
•    انجام رشد اقتصادي به موازات توزيع غير متمرکز آن
•    آشوب هاي اجتماعي:
•    حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد. افراد سنين جوان با توجه به احساس محروميت نسبي و عدم توانايي ارضاي نيازهاي خود به صورت بالقوه به ناراضي هايي تبديل مي شوند كه ممكن است با وقوع هر حادثه اي يا با سازماندهي شدن به وسيله اراذل و اوباش و يا در قالب مب ها به برهم زدن امنيت عمومي و اخلال دست بزنند.
•    پيامدهاي اجتماعي:
•    هويت قومي، پايبندي به سنت ها، فقدان تخصص، بي سوادي و كم سوادي، درآمد پايين و به خصوص فرهنگ مستقل حاشيه نشيني، منشا و محل  تجمع كودكان فراري، كودكان خياباني و كارتن ‌خواب‌ها، گروه گرايي و قوم گرايي شديد و همکاري با هم در فرا از قانون و عدم همکاري با مامورين انتظامي و مامورين دولت
•    پيامدهاي فرهنگي:‏
•    فرهنگ قانون گريزي، ضعف در تعلق به هويت شهري، واگرايي شديد نسبت به قوانين شهري، انزواطلبي، احساس غريبه بودن و بيگانگي، اختلال در هويت
•    پيامدهاي روانشناختي:
 پريشاني، بي هويتي (نداشتن هويت مي‌تواند به نوعي افراد را نسبت به پيرامون خود بي‌توجه كندوبراي كسب آن و دست يابي به يك پايگاه اجتماعي كه از طريق آن خود را به اجتماع شهر نشيني نزديك كند دست به هر كاري كه آنان را از نظر مالي تامين كند، مي‌زنند.)
ویژگی ها
<>    عموماً غیر قانونی.
<>     خلق الساعه هستند از مواد و مصالح مختلف ساخته شده‌اند.
<>    معمولاً بوسیله‌ی خود ساکنان احداث شده‌اند.
<>    فاقد خدمات شهری مانند راه آسفالته، برق و سیستم دفع فاضلاب هستند.
<>    توسعه‌ی اتفاقی و بدون برنامه‌ریزی
<>    مکان  گزینی غالباً در لبه‌های شهری ، حواشی خطوط آهن و بزرگراه ها و یا زمینهای خالی از سکنه ای که در مجاورت مناطق مرکزی شهرها قرار دارند
<>    معمولاً در مناطق نامناسب شهری (مانند زمینهای ناهموار حواشی کارخانجات، در مجاورت زمینهای رها شده و بلا استفاده) تشکیل می‌شوند
<>    جمعیت متراکم دارند که از خانواده‌های پرجمعیت تشکیل شده است.
<>    منطقه ای با واحدهای مسکونی رو به ویرانی ، فرسوده و با تجهیزات ناقص در حاشیه شهرها
<>     تسلط فرهنگ فقر در منطقه
<>    شهرک های چسبیده به شهر با مواد و مصالح کم دوام ساختمانی
<>    گوشه‌گیری مردم منطقه از زندگی شهر
<>    مهاجرت و سکونت بخشی از مردم روستاها در حاشیه شهرها
منبع:پایان نامه، شهرنشینی و زاغه نشینی، غلامرضا یاری، دانشگاه علامه طباطبایی تهران

نظرات