مدل های پیشگیری از وابستگی به مواد اعتیادآور

مدل های پیشگیری از وابستگی به مواد اعتیادآور

در سال های اخیر مصرف مواد در جامعه افزایش یافته است. هرچند چنین روندی می تواند بازتابی از روند جهانی و کلی منطقه ای و جهانی باشد اما بروز آسیب های ناشی از آن می تواند بازتابی از عوامل فرهنگی و اجتماعی در سطح جامعه نیز باشد.

پیشگیری از مصرف مواد به عنوان یک استراتژی تاثیرگذار نقش مهمی در جلوگیری از گرایش افراد به سمت مصرف مواد و سایر آسیب های اجتماعی آن دارد. در این رابطه شناخت برنامه های تاثیرگذاری که هزینه – اثربخشی آن ها اثبات شده است می تواند در صرف منابع انسانی و اجتماعی موثر واقع شود. لذا در این پژوهش با نگاهی آسیب شناسانه به وضعیت موجود در کشور و مشکلات فرا رو سعی در ارائه ی راهکارهای کاربردی به منظور اجرای مدل های موثر استراتژی پیشگیری و برنامه هایی پرداخته شود كه هزینه- اثربخشی آن به به اثبات رسیده است.روش این مقاله اسنادی و با استفاده از منابع معتبر علمی و پژوهش های کاربردی بوده است. یافته های این تحقیق نشان داد که آسیب شناسی وضعیت موجود، بهره گیری از الگوهای موفق سایر کشورها و استفاده از برنامه های موفق آموزشی از جمله مهارت های فرزندپروری، آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی در سطح عموم جامعه، برنامه های پیشگیری از مصرف مواد در محیط های کاری، تفریحی و برنامه های آموزشی و پیشگیری در مدارس از اثرگذارترین برنامه های آموزشی محسوب می شود که می تواند در سیاست گذاری ها و برنامه های اجتماعی مد نظر قرار گیرد.

کلمات کلیدی: پیشگیری، هزینه- اثربخشی، اعتیاد، درمان، توانمندسازی

مقدمه:
طی سال های اخیر مصرف مواد اعتیادآور در بسیاری از کشورهای جهان رشد داشته است. هرچند تولید مواد مخدر کاهش یافته اما تولید مواد صنعتی و داروهای روانگردان افزایش چشمگیری داشته است. قاچاق مواد مخدر و محرك به عنوان یکی از تجارت های پرسود گسترش یافته و بیش از 170 كشور در جهان درگیر قاچاق آن هستند. سود سالیانه قاچاق مواد بیش از 400 میلیارد دلار است. علاوه بر این بیش از 8 میلیون نفر نیز در تجارت مواد مخدر و محرک فعالیت دارند. هم اكنون قاچاق مواد یك پدیده ی ملی و محلی نیست بلكه یك پدیده ی فرا ملی بوده كه بسیاری از دولت ها درگیر آن می باشند. گسترش مصرف مواد و افزایش آن صرفاً یك آسیب اجتماعی نیست بلكه یك پدیده ی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز هست. به نظر می رسد سیستم پویای قاچاق مواد با بهره گیری از استراتژی ها و برنامه های بازاریابی اجتماعی اقدام به عرضه ی انواع مواد نموده است.

طی چند سال اخیر مصرف مواد در کشورمان افزایش یافته است. بر طبق آمارهای موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون مصرف كننده ی مواد در كشور وجود دارد و مصرف محرك شیشه به دومین ماده ی پرمصرف در كشور تبدیل شده است بر طبق پژوهش های موجود میانگین سن شروع مصرف در کشور نیز به 21 سال رسیده است(صرامی،1392). مصرف شیشه در بین بسیاری از گروه های اجتماعی از جمله زنان، جوانان، قشر تحصیل کرده و گروه های پرخطری چون زنان تن فروش و تزریق کنندگان مواد نیز افزایش یافته و آن ها را در معرض خطرات جدی از جمله گسترش ویروس اچ آی وی و بیماری های منتقله ی جنسی قرار داده است( قادری،1389).

گسترش ویروس اچ آی وی از طریق رفتارهای پرخطر از جمله نتایج افزایش مصرف ماده ی محرک شیشه در بین جوانان و گروه های در معرض خطر و پرخطر جامعه است(قادری،1391). این مسئله حاکی از کاهش میانگین سن شروع مصرف مواد و در نتیجه افزایش مصرف مواد در بین جوانان و نوجوانان دارد. مصرف مواد اعتیادآور صنعتی در بین زنان، کودکان و نوجوانان در حال افزایش است و این موضوع از چالش های اساسی كشور طی سال های آینده خواهد بود. همچنین با گسترش مصرف مواد در بین متاهلین، بیم آن می رود كه همسران این افراد نیز در معرض مخاطرات ناشی از آن قرار گیرند. موضوع مهم دیگر عدم برنامه ریزی مناسب برای نوجوانان و نسل چهارم انقلاب است. آنچه که واضح است نسل فعلی یک نسل هنجار شکن و در عین حال منزوی، بی هویت و به دنبال ارضای نیازهای سرکوب شده خویش است. عواملی چون بیکاری، گسترش شبکه های اجتماعی، ماهواره، گوشی های تلفن همراه که مجهز به سیستم آندروید است،

نظام آموزشی شکننده و ضعیف در آموزش و پرورش، افزایش سن ازدواج، درگیری خانواده ها با مشکلات اقتصادی،کمبود تفریح، الگوسازی نامناسب در جامعه از مهمترین عوامل خطرآفرین پیرامون نوجوانان فعلی است که بازتولید چنین رویدادی به شکل گرایش به بزهکاری، مصرف مشروبات الکلی و مصرف مواد مخدر و صنعتی در سنین پائین و انزوا از اجتماع پیرامون خود بروز كرده است. علاوه بر این متاسفانه فرصت های موفقیت نیز در جامعه روز به روز کاهش یافته و این مسئله باعث سرخوردگی نوجوانان و جوانان و گرایش آن ها به سمت رفتارهای هنجارشکنانه ای چون سرقت، بزهکاری و یا رفتارهای منزوی گرایانه ای چون مصرف مواد و روابط جنسی پرخطر شده است. واقعیت این است که نوجوانان رها شده و بدون هیچ برنامه ای در انتظار آینده ای نه چندان معلوم هستند و به این دلیل است که از سنین کودکی شروع به مصرف موادی چون سیگار، قلیان، مشروبات الکلی و مواد اعتیادآور صنعتی و مخدر می کنند. در حال حاضر مصرف حشیش و ترکیبات آن مانند گل، علف، ماری جوانا و ... در بین نوجوانان در حال افزایش است و چنین آسیب هایی از پیامدهای سرخوردگی اجتماعی و نا امیدی در بین آنهاست.

شناسایی عوامل تهدید كننده و مخاطره آمیز پیرامون خانواده و جامعه اصلی است که تا در قوانین و برنامه های اجتماعی به آن توجه جدی مبذول گردد. بی توجهی به آسیب ها و عوامل تهدید كننده ی نظام سلامت، باعث بروز پیامدها و مخاطرات جدی شده كه جبران چنین خسارت هایی به آسانی ممكن نیست. در این رابطه یكی از عوامل تهدید كننده ی نظام سلامت در كشور اعتیاد به مواد مخدر، محرك و داروهای روانگردان است. با گسترش حجم تجارت مواد و افزایش آسیب ها و مشکلات اجتماعی، ضرورت اتخاذ رویكرد و برنامه های ساختاری و اجتماعی برای مقابله با عرضه و تقویت برنامه های پیشگیرانه بیش از پیش نمایان است.

مافیای مواد مخدر با بهره گیری از روش های نوین بازاریابی در صدد معرفی و وارد نمودن انواع جدید مواد صنعتی به كشور در قالب اسامی فریبنده است و این موضوع نیز از چالش های موجود در كشور است. هزینه های اجتماعی مصرف مواد اعتیادآور سنتی و صنعتی بسیار بالاست. از دست رفتن هزاران زن، كودك و جوان، آسیب طلاق به دلیل مصرف مواد توسط مصرف کنندگان مواد، كودك آزاری، گرایش به تن فروشی، بی سرپرستی و مرگ بخشی از هزینه های اجتماعی مصرف مواد در جامعه بوده که بر اساس محاسبات ساده ارزش آن به میلیاردها دلار در سال می رسد. اکنون این سوال اساسی مطرح است كه چرا با وجود اقدامات خوبی که تاکنون انجام شده است نه تنها مصرف مواد در جامعه كنترل نشده بلكه شاهد سونامی های متعددی در زمینه ی مصرف مواد هستیم؟ اصولاً چه الگوهای مناسبی برای پیشگیری وجود دارد؟ پاسخ به این سوال نیازمند تحلیل دقیق شرایط موجود، طراحی استراتژی های موثر در حوزه ی پیشگیری، درمان و ارائه ی برنامه های توانمندسازانه ی بیماران مصرف كننده ی مواد است. لذا با توجه به این امر در این تحقیق سعی می شود تا حد امكان به سوال فوق پاسخ داده شده و در نهایت به ارائه راهكارهای كاربردی به منظور اتخاذ سیاست های پیشگیرانه ی موثر جهت پیشگیری و پیشنهاد در برنامه ی ششم توسعه كشور بپردازیم. یکی از مشکلات اساسی این است كه مصرف مواد در جامعه سیستمی و نهادی شده است و اجرای برنامه های كوتاه مدت و مقطعی مسكن موقتی بر دردهای بیشمار جامعه ی خسته ی ماست.

جامعه ای كه شاخص آن رقابت گرایی، مصرف گرایی و تجمل گرایی است. اعتیاد به مواد پدیده ای نیست كه در خلاء ایجاد شود بلكه حاصل روابط ناسالم و كژرفتاری های ما بوده و به نظر می رسد چنین رفتارهایی در جامعه نهادینه شده است. لذا در این بخش نیازمند اتخاذ برنامه ها و سیاست های جامع و سیستمی در همه ی سطوح جامعه، بهره گیری از ظرفیت ها و منابع حمایتی، قانونی و کسب الگوهای موفق در زمینه ی پیشگیری از مصرف مواد می باشیم که در این مقاله بیشتر به آن خواهیم پرداخت. استراتژی درمان نیز در هر كشوری از جمله استراتژی های موفق برای كاهش آسیب و عوارض ناشی از مصرف مواد در بین افراد و حتی خانواده هاست. در كشورمان چالش های اساسی در حوزه ی درمان وجود دارد از جمله گران بودن قیمت آن، آگاهی پائین جامعه در خصوص روش های درمان و درمان های تاثیرگذار، نحوه ی استفاده و ارجاع بیماران، وجود مافیای دارو، سختگیری و نظام بروكراتیك درمان از جمله مشكلات موجود در سطح كشور است.

کمبود برنامه های توانمندسازی(Empowerment )  به عنوان یکی از استراتژی های تاثیرگذار نیز یك چالش اساسی در سطح كشور است که اثربخشی اقدامات انجام شده را محدود و در اغلب موارد خنثی می کند. به عنوان مثال فقدان برنامه های موفق توانمندسازی باعث می شود تا درمان از اثرگذاری لازم برخوردار نشود زیرا این دو استراتژی لازم و ملزوم همدیگر هستند. بدون انجام اقدامات توانمندسازانه بعد از بازگیری بیمار از درمان، درمان معنی پیدا نمی کند و اغلب به شکست منجر می شود. فرایند توانمندسازی به معنی وجود مكانیسم و ساز و كارهایی جهت قادرسازی افراد به حضور سالم در زندگی و در پیش گرفتن سبك زندگی سالم اطلاق می شود. علاوه بر این تاكید بر توانمندسازی های بیماران، شناخت نقاط قوت آنها، اجرای برنامه ی مهارت های زندگی، حرفه آموزی، تامین بیمه، حمایت از اعضای خانواده ی سوء مصرف کنندگان مواد و حمایت های اجتماعی می تواند از اجزاء اساسی فرایند توانمندسازی باشد.

در حالیكه این جنبه ی مهم نیز دركشور مغفول مانده و در قوانین و برنامه ریزی ها كمتر به آن توجه می شود. نتیجه ی این امر به افزایش شمار بیمارانی منجر می گردد كه دچار عود می گردند. بر اساس یافته های موجود درصد بالایی از بیماران دچار عود شده و در نتیجه درمان موفقی را تجربه نكرده اند. این مسئله حاكی از اهمیت انجام اقدامات توانمندسازانه به منظور ارتقای شاخص های كیفیت زندگی و ابعاد سلامت روان و اجتماعی در بین بیماران بهبود یافته وسوء مصرف كنندگان مواد است. لذا ما نیازمند اتخاذ رویكردهای جدی در سطح كلان برای ایجاد تغییر، برنامه ریزی، اجرا، ارزشیابی و پایش دقیق برنامه ها، مشخص كردن سهم دستگاه های مختلف در اجرای برنامه های پیشگیری و درمان، تلاش و جدیت مستمر در اجرای این برنامه ها هستیم. مرور برنامه های موجود در قانون برنامه ی پنجم توسعه نشان می دهد كه هرچند به سلامت و بیمه سلامت در ماده ی 32 تا 38 پرداخته شده است اما متاسفانه كمتر به ابعاد سلامت روانی و اجتماعی،  ارتقای شاخص های سلامت، وظایف و مسئولیت های دستگاه ها و نهادهای مختلف، پیشگیری و ابعاد مختلف آن، توانمندسازی گروه های آسیب پذیری چون خانواده ی بیماران و درمان وابستگی به مواد پرداخته شده است و لذا چنین برداشت می شود كه سیاست گذاران از چنین بخش مهمی غافل شده در حالیكه سهم برنامه های درمانی و پیشگیری از مصرف مواد در قانون برنامه ی پنجم توسعه اندك بوده و لذا نیازمند اتخاذ سیاست ها و برنامه های جدی تری در رابطه با پیشگیری از گرایش به سمت مواد اعتیادآور، فراهم کردن درمان ارزان و آسان برای گروه های كم درآمد و آسیب پذیر و توانمندسازی این گروه ها هستیم. علاوه بر موضوع درمان و توانمندسازی بیماران بهبود یافته، پیشگیری به عنوان یك استراتژی مهم، نقش اساسی در جلوگیری گروه های مختلف به سمت مصرف مواد دارد.

اساس استراتژی پیشگیری بر جلوگیری از وقوع یك امر به منظور كاهش و به حداقل رساندن آسیب های احتمالی است. قدمت استراتژی پیشگیری به چند دهه ی قبل است اما در كشور ما به دو دهه ی پیش بر می گردد ولی این استراتژی در كشور بسیار جوان بوده و نیازمند توجه جدی به این حوزه است. پیشگیری از مصرف مواد در برنامه های توسعه قبلی مغفول مانده است در حالیكه از نظر هزینه – اثر بخشی بر اساس پژوهش های موجود به ازای هر یك دلار سرمایه گذاری در برنامه های پیشگیری در حدود 10 دلار در درمان صرفجویی خواهد شد(.......). لذا ضروری است از رویكردها و برنامه های موفق پیشگیری كه هزینه- اثربخشی آن ها سنجیده شده است استفاده نمود كه در این تحقیق به تفصیل به بحث خواهیم پرداخت. عوارض مصرف مواد نه تنها بر فرد بلكه بر خانواده و جامعه نیز هست. لذا انجام هرگونه برنامه ریزی و اجرای برنامه های پیشگیری باید بر اساس دیدگاه كل نگر و با عطف توجه به سطوح فرد، خانواده و جامعه باشد. تحقیقات موجود حاكی از آن است كه استفاده از استراتژی های تك بعدی نه تنها از اثرگذاری لازم برخوردار نیست بلكه در برخی از موارد هزینه های زیادی نیز بابت اجرای آنها پرداخت شده و از اثرگذاری بسیار اندکی برخوردار است.

مرور تجربیات كشورهای مختلف در زمینه ی به كارگیری استراتژی ها و برنامه های موثر و موفق می تواند در طرح ریزی برنامه های موثر پیشگیرانه در سطح كشور موثر باشد. علاوه بر این بسیاری از این برنامه ها و استراتژی ها قابلیت اقتباس و اجرا در كشور و در سطح جوامع مختلف را داشته و لذا می توان آنها  را به اجرا درآورد. مرور این تجربیات می تواند در طرح ریزی استراتژی های موثر برای كشورمان موثر باشد. با توجه به اهمیت این موضوع در ذیل به بررسی استراتژی تاثیرگذاری پرداخته شده که سود- هزینه بخشی آن سنجیده شده است.

استراتژی های موثر پیشگیری از مصرف مواد استراتژی به معنی سیاست ها و تدابیری به منظور مقابله با وضعیت خاص اطلاق می شود. هرچند این اصطلاح یك واژه ی نظامی است اما دانشمندان علوم اجتماعی از این واژه برای توصیف موقعیت و شرایط خاصی استفاده نموده اند. استراتژی های پیشگیری از مصرف مواد به مجموعه ای از سیاست ها، اقدامات و طرح هایی به منظور پیشگیری از شروع مصرف مواد، انجام مداخله به منظور كاهش مشكلات و فراهم ساختن زمینه ی توانمندسازی افراد درگیر در مشكل اطلاق می شود. قدمت اجرای برنامه های پیشگیری از مصرف مواد به دهه های قبل بر می گردد اما تاكنون برنامه و استراتژی های متعددی در بین جمعیت های مختلف و در كشورهای متفاوت اجرا شده است اما در خصوص میزان اثرگذاری و هزینه- سود بخشی آن تحقیقات اندكی شده است كه در زیر به اثرگذارترین برنامه هایی كه بر اساس پژوهش های محققان هزینه –اثربخشی آن ها به اثبات رسیده است پرداخته شده است.

برنامه ی پیشگیری در دوران طفولیت و اوایل کودکی

اولین کنش های کودکان قبل از ورود به مدرسه در خانواده اتفاق می افتد در حالیکه خطراتی ممکن است آنها را تهدید کند. از جمله این خطرات در ارتباط با والدین و مراقبت کنندگانی می باشد که کودکان شان از نظر تغذیه دچار مشکلات جدی بوده و یا کودکانی كه در خانواده های آشفته ای زندگی می نمایند که والدین آنها سبک فرزند پروری ناکارآمد داشته و والدینشان دچار مشکلات روانی و مصرف مواد هستند. شواهد مستدل نشان می دهد كه مصرف الکل، نیکوتین و مواد در طول دوران حاملگی بر رشد جنین تاثیر می گذارد. چنین مشکلاتی مانع رسیدن به رشد لازم و کافی در کودک شده، آسیب پذیری کودک را افزایش داده، رفتارهای بعدی او را تحت تاثیر قرار می دهد و کودک از خود رفتارهای منفی نشان خواهد داد.

در 2 یا 3 سالگی کودکان ممکن است آشکارا از خود بدرفتاری نشان دهند، شروع به بد اخلاقی نموده، نافرمانی کرده و رفتارهای مخرب را از خود بروز دهند. اگر به درستی این مشکل مورد توجه قرار نگیرد، این ویژگی های شخصیتی می تواند بعداً در زندگی مشکل آفرین شوند. اهداف کلیدی برای اوایل دوره کودکی شامل گسترش پیوندهای سالم كودك با مراقبت کنندگان، كسب مهارت های زبانی متناسب با سن و دیگر کارکردهای شناختی است. به عنوان مثال مهارت های خود کنترلی و کسب نگرش های مثبت اجتماعی از جمله این مهارت ها می باشد. یادگیری این مهارت، با حمایت های خانوادگی و اجتماعی همراه است. این برنامه جزء برنامه های بسیار اثرگذار در بسیاری از كشورهای دنیا بوده است كه می توان در كشور خودمان نیز از آن استفاده نمود.

برنامه ی آموزش قبل از تولد و دوران کودکی: در این برنامه پرستار آموزش دیده  و یا یک مددکار اجتماعی با مادران صحبت نموده و با آنها در خصوص مهارت های والدینی و  ایجاد حمایت در مسائلی چون بهداشت و سلامتی، مسکن، اشتغال، آموزش قانون و غیره اطلاعات لازم را به آنها ارائه می دهند. گروه هدف این برنامه فقط شامل زنانی است که به شدت در معرض خطر می باشند. برنامه ی فوق نیز جزء برنامه های تاثیرگذار در زمینه ی پیشگیری از مصرف مواد بوده است كه می تواند توسط نهادهای مختلف اجرایی شود.

برنامه ی آموزش اوایل دوران کودکی: هدف آموزش اولیه، حمایت از رشد اجتماعی و شناختی کودکان پیش دبستان (  2 تا 5 سال) در مناطق محروم بوده كه از یک مداخله در سطح انتخابی استفاده می شود. پژوهش هایی در رابطه با اثرگذاری این استراتژی انجام شده است. بر طبق این مطالعات، آموزش اوایل دوران کودکی برای کودکانی که در مناطق محروم زندگی می کنند، برنامه های خوبی برای پیشگیری از  مصرف ماری جوانا برای نوجوانان زیر 18 سال فراهم نموده است. اجرای این برنامه ها، مصرف مواد غیر قانونی و سیگار را کاهش داده است. همچنین آموزش اولیه می تواند از بروز رفتارهای پرخطر دیگر پیشگیری نموده و از سلامت روان و موفقیت های اجتماعی در بین نوجوانان حمایت نماید. این برنامه نیز جزء برنامه های پیشگیری از مصرف مواد بوده كه در هزینه – اثربخشی آن در بسیاری از كشورهای جهان به اثبات رسیده است.

برنامه آموزش مهارت های والدینی: برنامه های مهارت های والدینی به پدر و مادر آموزش می دهد تا والدین خوبی باشند. در سبک فرزند پروری مناسب، والدین قواعد رفتاری قابل پذیرشی برای رفتارهای صحیح دارند. نظارت بر اوقات فراغت کودک و روابط دوستانه او کمک می نماید تا مهارت هایی را کسب کنند که تصمیمات آگاهانه تری بگیرند. مدل های نقش، یکی از عوامل محافظتی قدرتمند بر علیه سوء مصرف مواد و دیگری رفتارهای پرخطر است. این برنامه می تواند به والدین نوجوانان ارائه شود. به همین ترتیب این مداخله برای سنین مختلف نیز در نظر گرفته شده و مشترک است. این مداخله می تواند در  سطوح انتخابی و عمومی ارائه گردد. مطالعات موجود در بسیاری از کشورهای اروپایی، خاورمیانه، آمریکای لاتین و غیره حاکی از اثرگذاری برنامه های عمومی مبتنی بر خانواده در پیشگیری از مصرف الکل در نوجوانان دارد.

مهارت های فرزندپروری نیز جزء برنامه های تاثیرگذار پیشگیری از مصرف مواد در بسیاری از كشورهای جهان است. كارشناسان بر این باورند كه استفاده از این برنامه می تواند تاثیر زیادی بر كاهش گرایش به مصرف مواد در بین كودكان و نوجوانان داشته باشد.از نظر هزینه- اثربخشی نیز جزء برنامه هایی است كه اثرگذاری بسیار زیادی دارد.

برنامه ی آموزش مهارت های اجتماعی و فردی: در طول اجرای این برنامه معلمان آموزش دیده، کودکان را تشویق به فعالیت های تعاملی برای ارائه ی فرصتی جهت یادگیری و عمل در فعالیت های فردی و اجتماعی می نمایند. این برنامه ها به همه كودكان از طریق مجموعه ای از جلسات ساختارمند ( به عنوان مثال در سطح عمومی مداخله) ارائه می شود. این برنامه فرصت هایی برای یادگیری مهارت های سازگاری و انطباق با موقعیت های دشوار در زندگی روزانه به شیوه ی سالم و درست فراهم می آورد. این برنامه از رشد شایستگی های عمومی مانند بهبود وضعیت روانی، عاطفی و در نظر گرفتن هنجارها و نگرش های اجتماعی مطلوب حمایت می نماید. این برنامه ها شامل كودكان در معرض خطر نمی شود. در این زمینه، کودکان كم سن، ممکن است نیازمند کسب آگاهی و راهنمایی درباره ی آموزش پیشگیری مبتنی بر مهارت های اجتماعی و فردی و تاثیرات اجتماعی در دوران نوجوانی باشند.

در این برنامه ها از آموزش مهارت های اجتماعی و فردی، در نظر گرفتن عوامل خطر آفرین و عوامل محافظتی از جمله تعهد نسبت به مدرسه، موفقیت تحصیلی، اعتماد به نفس، رفاه روانی، مهارت های امتناع از مصرف مواد و دیگر مهارت های اجتماعی استفاده می شود. همچنین برنامه هایی با تمرکز بر افزایش خود کنترلی در کودکان زیر 10 سال در جهت کاهش مشکلات آنها استفاده شده كه اثربخش می باشد. برنامه ی فوق نیز از برنامه های موفق در زمینه ی پیشگیری از مصرف مواد است كه بر طبق نظر كارشناسان بسیاری از كشورهای جهان هزینه- اثربخشی آن به اثبات رسیده است.

برنامه های بهبود محیط کلاسی: این برنامه ها توانایی مدیریت کلاس توسط معلم را تقویت می کند و دانش آموزان را برای پذیرش نقش شان به عنوان دانش آموز در فرایند اجتماعی نمودن تقویت كرده و  به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و تخریب گرایانه کمک می نماید. این برنامه ها توانایی مدیریت کلاس توسط معلمان را افزایش داده و از کودکان در جامعه پذیری شان به عنوان نقش دانش آموز حمایت می نماید. همزمان به کاهش رفتار پرخاشگرانه و خشن منجر می گردد. به عنوان مثال معلمان از اجرای مجموعه ای از نطق های کلاسی در برنامه روزانه با همه دانش آموزان با هدف آموزش رفتارهای اجتماعی در جهت پیشگیری و کاهش رفتارهای نامناسب است استفاده می نمایند. اجرای این برنامه، یادگیری در مدرسه و مهارت های اجتماعی – عاطفی را تسهیل می نماید. همچنین این برنامه ها عمومی بوده و به همین دلیل همه مقاطع و كلاس ها را در نظر می گیرد.

آموزش پیشگیری مبتنی بر مهارت های اجتماعی، فردی و  تاثیر اجتماعی:مهارت های مبتنی بر برنامه های پیشگیری و معلمان آموزش دیده، دانش آموزان را درگیر فعالیت های تعاملی در هدایت فرصتی برای یادگیری و عمل در سطوح فردی و اجتماعی می نماید. این برنامه ها متمرکز بر تقویت توانایی امتناع از مصرف مواد در مقابل فشار همسالان است که به نوجوانان آموزش می دهد در برابر فشارهای اجتماعی استفاده از مواد مقابله نمایند و خود را با تغییر موقعیت های زندگی به یک شیوه سالم سازگار کنند. همچنین فرصتی برای گفتگو به شیوه ای متناسب با سن و هنجارهای اجتماعی، نگرش و انتظارات منفی و مثبت مرتبط با سوء مصرف مواد شامل پیامدهای ناشی از سوء مصرف مواد فراهم می آورد. هدف این برنامه ها، تغییر باورهای نادرست درباره مصرف مواد با هدف پیشگیری از مصرف مواد و پذیرش اجتماعی در میان گروه های همسال است. برنامه های پیشگیری مبتنی بر افزایش مهارت ها و تاثیرات اجتماعی با نوجوانان مرتبط است.

مداخله کوتاه مدت: مداخله کوتاه مدت یک جلسه مشاوره و جلسات پیگیری یا اطلاعات بیشتر در خانه بوده و شامل مجموعه ای از افراد آموزش دیده و مددکاران اجتماعی در ارتباط با افرادی است که به دلیل مصرف مواد در معرض خطر قرار داشته ولی الزاماً در جستجوی درمان نیستند. جلسه اول به شناسایی مشکل مصرف مواد و فراهم نمودن مشاوره های فوری مناسب و ارجاع به مکان های درمانی دیگر مرتبط می باشد. جلسات ساختارمند است  و حدود 5 تا 15 دقیقه طول می کشد. مداخلات کوتاه مدت در سیستم های بهداشت مراقبت اولیه یا مکان های اورژانسی ارائه می شود و همچنین منجر به نتایج مثبت به عنوان بخشی از برنامه های مبتنی بر مدرسه و محیط های کاری شده و از طریق کامپیوتر و پاورپوینت ارائه می شود. در جلسات کوتاه مدت از مصاحبه های انگیزشی استفاده می شود در حالیکه مداخلات روانی- اجتماعی در خصوص سوء مصرف مواد یک فرد انجام شده و بیماران با تکنیک های تصمیم گیری و هدف گذاری در درمان سوء مصرف مواد مورد حمایت قرار می گیرند. در این مورد، مداخلات مختصر بیشتر از 4 جلسه یک ساعته به طول می انجامد. شواهد پژوهشی در خصوص مصاحبه های انگیزشی و مداخلات كوتاه مدت برای نوجوانان و بزرگسالان حاکی از اثرگذاری آن دارد. در حالیکه شواهد موجود نشان می دهد اثرگذاری درمان زنان سوء مصرف کننده الکل نسبت به مردان بیشتر است. یک جلسه مداخله کوتاه مدت و مصاحبه انگیزشی دارای نتایج مهم و پایداری است. مداخلات کوتاه مدت مقرون به صرفه تر است.

برنامه های پیشگیری در محیط کار: بیشتر مشکلات ناشی از سوء مصرف مواد در میان افراد بزرگسال کارگر اتفاق می افتد. بر اساس پژوهش های موجود بیش از 40 درصد مصرف کنندگان مواد،مصرف خود را از محیط های کاری شروع کرده اند (قادری،1392). اختلالات سوء مصرف مواد خطرات زیادی برای سلامتی کارکنان در پی داشته مخصوصاً در محیط های کاری سلامتی آنها را در معرض خطر قرار می دهد. اغلب جوانان در معرض خطرند و فشارهای کاری، خطر وابستگی به مواد را در بین آنها برای استفاده از مواد افزایش می دهد. کارفرمایان نیز هزینه های زیادی به دلیل مصرف مواد كاركنان شان متحمل می شوند. کارکنانی که مشکل سوء مصرف مواد دارند میزان غیبت بیشتری داشته و  بازدهی کمتری دارد و همچنین ممکن است باعث تصادف شده و هزینه های مراقبت بهداشتی را افزایش دهد. کارفرمایان موظف به فراهم نمودن مکان کار سالم و بی خطر بر طبق قوانین و مقررات کار می باشند. برنامه های پیشگیری در محیط های کاری چند عنصری بوده و شامل پیشگیری، سیاست گذاری، مشاوره و ارجاع برای درمان است.

خط مشی های پیشگیری از مصرف تنباكو و الکل: استفاده از تنباکو و الکل و اختلالات مرتبط با آن شایع تر از سایر اختلالات مصرف مواد می باشد. استفاده از این برنامه ها در اوایل دوره نوجوانی و هنگامی که مغز در حال رشد است شروع شده و این موضوع احتمال گسترش اختلالات مصرف مواد و وابستگی به مواد را بعداً در زندگی افزایش می دهد. علاوه بر این نوجوانانی که از مواد استفاده می نمایند اغلب به مقدار بیشتری از الکل و یا ترکیبی از سایر مواد استفاده می کنند. به این دلیل تلاش برای پیشگیری و کاهش استفاده از تنباکو و الکل توسط جوانان اهمیت بیشتری دارد و شامل الگوهای خطرناک مصرف مواد و اجرای برنامه ها و استراتژی های پیشگیری در کنار سیاست های بهداشت عمومی است. بر طبق تحقیقات انجام شده رشد قیمت مواد با کاهش مصرف و استفاده از آن در جمعیت عمومی ارتباط دارد. همچنین قیمت بالای الکل با کاهش خشونت نیز مرتبط است.

مبارزات رسانه ای:  مبارزات رسانه ای اغلب اولین و تنها مداخله ارائه شده توسط سیاست گذاران در زمینه پیشگیری از مصرف مواد در جامعه بوده که قابل مشاهده است و تعداد زیادی از اعضای جامعه به راحتی به این برنامه دسترسی دارند. هرچند شواهد پژوهشی در خصوص تاثیرگذاری این برنامه در پیشگیری از استفاده از تنباکو وجود دارد اما شواهد موجود در این رابطه ضعیف هستند یعنی اجرای این برنامه نسبت به برنامه های فوق از تاثیرگذاری كمتری برخوردار است.

مکان های تفریحی:مکان های تفریحی شامل مشروب فروشی ها، کلوپ ها، رستوران و یا مکان های دیگر است. این مکان ها می تواند تاثیرات مثبت و منفی بر سلامت و رفاه شهروندان داشته باشد. علاوه بر این فضای اجتماعی و حمایت از اقتصاد محلی را نیز تقویت كرده و به عنوان یك موقعیت دشوار و خطرناك، ممكن است در بروز بسیاری از رفتارهای پرخطر از جمله مصرف الکل، سوء مصرف مواد، رفتارهای پرخاشگرانه و مصرف مواد هنگام رانندگی به عنوان یك رفتار خطرناك همراه باشد. روش کار در این مکان ها می تواند یک موضوع پژوهش باشد. بسیاری از برنامه های پیشگیری در مکان های تفریحی شامل چندین عنصر است که ترکیبی از آموزش کارکنان و مدیرانی که مسئول خدمات مشروب فروشی ها هستند، تغییر در قوانین و خط مشی ها به عنوان مثال ممنوعیت فروش مشروب به افرادی که زیر سن قانونی هستند یا مصرف مشروبات الکلی هنگام رانندگی، افزایش آگاهی و بینش در خصوص اجرای قوانین و خط مشی ها، افزایش آگاهی، پذیرش برنامه ها، تغییر نگرش، هنجارها و پیشنهاد درمان برای کارمندان و مدیران است. بر طبق مطالعاتی که انجام شده است آموزش کارکنان، مداخلات راهبردی و  تقویت، ممکن است به کاهش مصرف الکل و مستی منجر شود.  شواهد زیادی مبنی بر تاثیر این مداخلات بر سلامتی و پیامدهای اجتماعی ( به عنوان مثال در تصادفات رانندگی و خشونت) دارد.

بحث و نتیجه گیری:

گسترش مصرف مواد در جامعه خطری جدی است که ضرورت اتخاذ برنامه و سیاست های اثرگذار را بیش از پیش نمایان می سازد. کاهش سن شروع مصرف مواد، افزایش مصرف مواد صنعتی در بین زنان، کودکان و نوجوانان، افزایش عوامل خطرآفرین پیرامون جوانان و نوجوانان، کمبود بودجه ی برنامه های پیشگیری، گران بودن درمان و دسترسی دشوار به آن، ضعف قوانین، عدم مسئولیت پذیری سازمان های مختلف در اجرای دقیق برنامه های پیشگیری و درمان، آگاهی پائین خانواده ها، مشکلات فرهنگی و موانع سیستمی از جمله چالش های فراروی جوانان و خانواده ها طی سال های آینده خواهد بود. بی توجهی به این امر باعث تشدید مشکلات، افزایش مصرف مواد در بین کودکان، نوجوانان و زنان، افزایش فقر و بزهکاری، گسترش رفتارها و خشونت های اجتماعی و تضعیف نهادهای اجتماعی مانند خانواده خواهد شد. لذا با عطف توجه به این مهم ضرورت اتخاذ استراتژی های چندبعدی و با در نظر گرفتن سطوح مختلف جامعه، تقویت قوانین اجتماعی به منظور حمایت از گروه های آسیب پذیر، تقویت برنامه های توانمندسازانه بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

موضوع مهم دیگر اجرای استراتژی پیشگیری است. پیشگیری از مصرف مواد استراتژی مهمی است که نقش اساسی در جلوگیری از گرایش افراد به مصرف مواد دارد. هرچند طی چند سال های اخیر برنامه های بسیار خوبی توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر در زمینه ی گسترش برنامه های پیشگیری و تدوین سند جامع پیشگیری اولیه از اعتیاد اجرا شده است اما یکی از حوزه هایی که ضروری است نگاه ویژه ای به آن شود بهره گیری از برنامه های پیشگیری از مصرف موادی است که هزینه – اثربخشی آن بر اساس پژوهش های متعدد در كشورهای مختلف به اثبات رسیده است. استفاده از چنین برنامه هایی کمک خواهد نمود تا از صرف انرژی و منابع انسانی در سرمایه گذاری بر برنامه هایی که از کارامدی لازم برخوردار نیستند جلوگیری شده و در نتیجه از برنامه هایی استفاده شود که کارامد بوده و اثربخشی آن نیز ثابت شده است.

  آموزش مهارت های فرزندپروری، پیشگیری از مصرف الکل و مواد در بین عموم جامعه، آموزش مهارت های اجتماعی و زندگی، اجرای برنامه های پیشگیری در محل های کاری و تفریحی، مداخلات کوتاه مدت و برنامه های تقویت کلاسی و آموزش اوایل دوران کودکی از مهمترین برنامه های موثر پیشگیری از مصرف مواد بوده که اثربخشی آن به اثبات رسیده است و لذا طرح و سرمایه گذاری بر اجرای این برنامه ها در سطوح مختلف جامعه به نتایج مثبت و موثری خواهد رسید. با عطف توجه به این موضوع پیشنهاد می گردد تا در قانون برنامه ی ششم توسعه به موضوع پیشگیری از مصرف مواد با تاکید بر استفاده از تجربیات موفق کشورهای دیگر و استفاده از برنامه های موثر پیشگیری توجه ویژه شده و به عنوان یکی از مکانسیم های ارتقای سلامت به آن توجه گردد. علاوه بر آن با توجه به مشکلات عمده ای که در زمینه ی درمان و توانمندسازی بیماران وجود دارد لزوم توجه به این حوزه نیز اهمیت زیاد دارد. از جمله پیشنهادات مورد نظر تقویت بیمه های حمایتی و اجتماعی از بیماران بهبود یافته و خانواده های آنها، گسترش آموزش های پیشگیری در متن و بطن جامعه و در بین عموم، لزوم توجه جدی رسانه ی جمعی به موضوعاتی نظیر آموزش فرزندپروری، مهارت های زندگی و اجتماعی و پیشگیری از مصرف مواد از طریق افزایش تولیدات رادیویی و تلویزیونی، تشکیل کمیته ی واحد کشوری در زمینه ی پیشگیری از مصرف مواد و ارزشیابی اقدامات انجام شده و پرهیز از موازی کاری در حوزه ی برنامه های پیشگیری، افزایش منابع برای اجرای برنامه های پیشگیرانه و تدوین ساز و کارهای مناسب برای سنجش میزان اثرگذاری اجرای برنامه ها و پایش و ارزشیابی آن ها، توجه جدی به سلامت اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی اقشار محروم جامعه از طریق تسهیل دسترسی آن ها به خدمات درمانی و بهداشتی، تقویت سازمان های غیر دولتی ( (NGOs،تقویت حمایت های اجتماعی از گروههای پرخطری چون معتادین تزریق کننده ی مواد، زنان تن فروش، کودکان و خانواده های آن ها، تدوین مکانیسم مرور و بررسی و سازگاری سیستم پیشگیری ملی در فواصل منظم، ارائه مداخلات مبتنی بر شواهد و سیاست های طراحی شده و منابع فعال شده در میان مدت، جمع آوری منظم اطلاعات از طریق سیستم اطلاعاتی شامل بازخورد در فرایند برنامه ریزی و مرور برنامه ها، حمایت مداوم از پژوهش برای ارزشیابی دقیق مداخلات و خط مشی ها، حمایت مداوم از آموزش دست اندرکاران و خط مشی گذارانی که درگیر برنامه ریزی، اجرا، پایش و ارزشیابی استراتژی های پیشگیری از مواد از جمله پیشنهاداتی است كه می تواند به افزایش كارایی و بهره وری برنامه ها، جلوگیری از اتلاف منابع انسانی و مادی و استفاده در سیاست گذاری های حوزه ی سلامت منجر گردد.


منابع:
-صرامی، حمید(1392)، آخرین وضعیت نرخ شیوع اعتیاد و مصرف مواد در سطح كشور، سایت ستاد مبارزه با مواد مخدر به www.dchqآدرس :‌
-قادری، سلمان(1389)، بررسی وضعیت رفتار پرخطر جنسی زنان تن فروش معتاد مراجعه كننده به مراكز درمان و كاهش آسیب شهر تهران،سازمان بهزیستی استان تهران
- قادری، سلمان، شاه محمدی، بهنام( 1393)؛ اعتیاد در زنان ( راهنمای جامع و کاربردی پیشگیری و درمان زنان سوء مصرف کننده ی مواد)؛ نشر آرون
-قادری، سلمان و قربانی غلامعلی(1391)؛ بررسی وضعیت مصرف مواد در بین زنان مراجعه كننده به مراكز درمان اعتیاد شهر تهران، پنجمین كنگره ........

نظرات