رویکردهای نظری در خصوص خودکشی

رویکردهای نظری در خصوص خودکشی

نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از  انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین آن تقسیم بندی دورکیم است.

انواع اجتماعی خودکشی (طبقه بندی دورکیم )

دورکیم استدلال کرد  که هرچه فردخود را  از زندگی اجتماعی منفک سازد ، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد ودرنتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است ، فرد کمتر به آنها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و" تنها  قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوارباشد ،می پذیرد ". و سرانجام درنتیجه این خود فردی دربرابرخود اجتماعی ،فرد به خود خواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید.

دورکیم خودکشی را این گونه تعریف می کند: هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیر مستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی است که می دانسته است می بایست چنان نتیجه ای به بار آورده (دورکم؛18:1378). او بسیاری از تبیین های بدیل و متنوع از خودکشی را که در آن زمان بدان توجه می شد رد کرد. بر پایه ی نتایج تحلیل جامعه شناختی او در خودکشی، تغییرهای در نرخ خودکشی در میان گروه های گوناگون را نمی توان با بیماری ذهنی، زمینه قومی یا نژادی و وراثت یا شرایط آب و هوایی یا تقلید تبیین کرد.(دورکیم،1378: بخش اول). او استدلال کرد که در جامعه و گروه های اجتماعی ، نیروها و فشارهایی وجود دارند که عمل خودکشی را تشویق یا تقبیح می کنند. بنابراین خودکشی از عوامل و نیروهای اجتماعی برمی خیزد. مهم ترین عامل اجتماعی مشخصی که او آن را عامل تبیین کننده خودکشی معرفی میکند هم بستگی و یگانگی اجتماعی است.(دورکم؛1378:فصل 5).

دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم کرده است.

خودکشی خودخواهانه:

دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه وسنت فرد گرایی ،استقلال طلبی افراد،خوداتکایی و خودکفایی می باشند ،می داند .
در چنین جوامعی به واسطه ی میزان کنترل اجتماعی و فشار جمعی بسیار کم ،تضعیف روح جمعی  ،بی طرفی سازمان های اجتماعی در مسئولیت های فردی ، غلبه مناسبات و روابط ثانویه و رسمی بر روابط اولیه ونخستین و عدم تعلق عمیق فرد به گروه ،کمبود یا اختلال شدید همانند سازی با گروه های اجتماعی و عدم پشتیبانی اجتماعی و سرپرستی عاطفی و روانی سازمان ها از فرد سبب افزایش تمایل او به خودکشی در شرایط بحرانی  می گردد. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی اشان تنظیم می کنندو ارزش های حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت ، تغییر می کند .

دورکیم برای توجیه خودکشی خودگرایانه به مسایل روانی توجه نمی کند ، "اگر چه توضیح علل خودگرایانه خود به معنی پذیرش نوعی علل روانی است ولی دورکیم بررسی روانی آسیب های اجتماعی را ازمطالعاتش دورمی کند " . 

خودکشی خودخواهانه ،خود نیز به دو قسم است ؛ نوع مالیخولیایی که با نوعی سستی و احساس فتورهمراه است وحالات افسردگی و انفعال شدید درافراد دیده می شود . نوع اپیکوری که با احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی وغیرخیالی درفرد به شدت راه یافته است ،اورا نسبت به هرچه در پیرامون است بی میل ،بی تفاوت و خونسرد می سازد .
(تنهایی ، 1374 : 142- 141 ) (دورکیم ،1378 :323-161 ) (محسنی تبریزی ،1373 :132-131 )(شیخاوندی ،1373 : 69  )(قائمی ،1364 : 113)

ویتنی پوپ استدلال دورکیم رادرباره ی خودکشی خودگرایانه به اختصار زیر جمع بندی می کند :
" هر چه میزان کنش متقابل اجتماعی کم تر باشد ، احساسات جمعی ضعیف تر است ؛هرچه احساسات جمعی ضعیف تر باشد ،یگانگی اجتماعی ضعیف تر است ؛هر چه یگانگی اجتماعی ضعیف تر باشد ،افراد کمتر به منافع اجتماعی نظر دارند ؛ هر چه افراد کم تر به منافع اجتماعی نظر داشته باشند ،در زندگی معنای کم تری می یابند و میزان خودکشی اجتماعی زیادتر می شود . "  (کیویستو ،1380 : 140 )

خودکشی دگر گرایانه :

خودکشی دگر خواهانه بیشتردرجوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا می کند ؛ مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان درآستانه سالمندی وافراد بیماردرقبایل فیجی ومانگا . خودکشی خوخواهانه عموماً متلعق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی وفرد گرایی ارتباط دارد .(دورکیم ،1378 :254-253)

در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عمیق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود وکه درمجموع می توان گفت که دراین گونه جوامع ،تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند  و احساس  یگانگی به علت همانندی شرکت درآداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ،اختیاری و هوشمندانه است .

در نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود ؛خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید وستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.(محسنی تبریزی،1373 : 134)

خودکشی آنومیک:

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل ،دگرگونی ساختاری ،وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عمیق و سریع سازمان ها ونظام های اجتماعی است که خوداین عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ،ازهم پاشیدگی ارزش های سنتی ، تورم ،تغییر حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن  و قاطع ، تکوین نیابد . چهار شاخص در بوز این نوع خودکشی مؤثر است :تغییرات سریع اجتماعی، آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه ، داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال، طلاق و در نتیجه ی آن اغتشاش در روابط بین هدف ووسیله ی خانواده.(محسنی تبریزی ،1373 :137- 135) ( شیخاوندی ، 1373 : 69 )

خودکشی تقدیرگرایانه :

این خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است ؛زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به " ایجاد نظمی دستوری " می زند و( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قراردارد وهرچیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است ). دراین مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد.( محسنی تبریزی ،1373 :137) (شیخاوندی ، 1373 :70 )

آسیب شناسی جامعه شناسی دورکیم عمدتاً دو حالت دارد : مشکل درنظام اجتماعی ومشکل درگروه های کوچک داخل اجتماع و یا افراد .  به طورکل می توان گفت که " خودکشی دگر گرایانه و خودگرایانه ، ازپیوستگی شدید و پیوستگی ضعیف افراد ناشی می شود در حالی  که خودکشی ناشی ازبی هنجاری (آنومیک) وخودکشی تقدیرگرایانه ،ازدخالت ونظارت بیش ازحد ناشی می شوند ".
(تنهایی ،1374 :142-141 ) (تایلر ،1376 : 16 )

بر اساس دسته بندی و علت یابی بالا در خصوص پدیده خودکشی نرخ های خودکشی در هر جامعه تابع عوامل و نیروهای اجتماعی است. در هر چهار نوع خودکشی رابطه فرد با جامعه مطرح است، اما در دو نوع آخر، تأثیر شدید جامعه بر انواع خودکشی به خوبی مشاهده پذیر است.

رویکرد تفسیری

بر اساس این دیدگاه تبیین جامعه شناختی، با روشن نمودن معانی که افراد به رفتارها و اعمالشان می دهند، شروع می شود. این معانی، در صورت امکان باید در چارچوب شرایط اجتماعی که از آن ها نشأت گرفته اند، مورد مطالعه قرار گیرند.

داگلاس، جامعه شناس آمریکایی (مولف معانی اجتماعی خودکشی 1967) یکی از مدعیان بزرگ رهیافت تفسیری در مطالعه خودکشی است. داگلاس ضمن انتقاد از نگرش دورکیم استدلال می کند که جامعه شناسان باید از منابع اطلاعاتی استفاده کنند که حتی الامکان آن ها را به دنیای درونی شخصی که خود را کشته است، نزدیک کند. این منابع شامل داده هایی است از قبیل یادداشت های مربوط به خودکشی، گزارش های مربوط به زندگی شخصی افرادیکه خود را می کشند، یادداشت های روزانه، شرح حال و مصاحبه های موردی با افرادیکه اقدام به خودکشی کرده اند ولی زنده مانده اند
هدف، جمع آوری گونه هایی از اسرار درونی یا به تعبیر داگلاس تجربیات دنیای واقعی فردی است که خود را کشته است. داگلاس استدلال می کند که این امر تنها زمانی میسر است که ما در موقعیتی باشیم که بتوانیم رفتارهای انتحاری را طبقه بندی کرده و آن ها را با محیط های خاص اجتماعی یا گروه های اجتماعی مرتبط سازیم. .(اس تایلر.علی موسی نزاد.1376.جامعه شناسی خودکشی.انتشارات اصفهان).

علل خودكشي

روس به نقل از آندریواف (1381) علل اقدام به خودکشی را در سه حیطه بیماری های روانی، مسایل اجتماعی و مسایل ارگانیک و جسمی مورد بررسی قرار می دهد.(ستوده؛هدایت الله.1383.آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات).تهران.آوای نور)

1) اختلالات روان پزشکی:

دورکیم با توجه به تحقیقات ژوسه و موردوتور انواع خودکشی ناشی از بیماری  روانی را به چهار دسته طبقه بندی می کند :

- خودکشی ناشی از مالیخولیا : این نوع خودکشی یا مربوط به وهم و خیال است یا به تصورات هذیان آمیز بیمار به خاطر فرار از یک خطر تصوری یا شرمساری خیالی  ویا اطاعت از یک دستور مرموز که از بالا دریافت کرده است ،خود را  می کشد.

- خودکشی مالیخولیایی ناشی از حزن واندوه : از حالت کلی افسردگی مفرط و اندوه بی پایان ناشی می شود که به سبب آن بیمار روابطی را که با اشخاص دارد ،افراد و چیزهایی که او را احاطه کرده اند ،نتواند به صورت سالم و به درستی ارزیابی کند و در این حالت توهمات و هذیانها مانند حالت کلی آن ثابت هستند.   

- خودکشی ناشی از وسوسه : هیچ انگیزه ای – نه حقیقی و نه خیالی –موجب خودکشی نمی شود ،بلکه تنها ایده ای ثابت مرگ بدون دلیل قابل بیان ،فکر بیمار را به اعلاء درجه تسخیر می کند گویی این یک نیاز غریزی است که تفکر و استدلال بر آن تأثیر ندارد .

- خودکشی ناشی از انگیزه آنی با غیر ارادی : خودکشی حاصل یک فشار درونی غیر ارادی است وناگهانی که بی مقدمه هر گونه مقاومت را از او سلب می کند و نه در واقعیت و نه در مخیله مریض هیچ علت وجودی پیدا نمی کند .

این طبقه بندی با مطالعه برروی بیماران روانی انجام شده است . اما لومبرزو خودکشی را به چهرنوع مستقیم ، غیر مستقیم، ساختگی  ومضاعف طبقه بندی می کند؛

 نوع مستقیم عبارت است ار ارتکاب عملی که اتمام آن ،مرگ فرد را به دنبال دارد.
نوع غیر مستقیم به عمل فردی اتلاق می شود که ابتدا به دلیل ترس و بیماری های متعدد ، افراد دیگر را می کشد و به اعدام محکوم می شود .
نوع ساختگی به عمل افرادی گفته می شود که تظاهر به داشتن میل شدید به خودکشی دارند ولی بعد از اقدام به خودکشی فقط زخمی می شوند .
ونوع مضاعف که عبارت است از مجموعه ی قتل و خودکشی یا دو خودکشی در یک مکان وزمان

می توان گفت که به دو دلیل شیوع خودکشی دربیمارستان های روانی بیشتر ازعامه مردم است  : اول اینکه استعداد بیمار روانی آشکارا بالاترازحد متوسط است و دوم اینکه تمام بیماران بستری  در بیمارستان شدیداً تحت مراقبت هستند تا اعمال خودکشانه پیدا نشود.

بررسی های متعددی که انجام گرفته نشان می دهد، بیش از 90 درصد انسان هایی که اقدام به خودکشی نموده اند، مبتلا به یک نوع اختلال روانی بوده اند. در 50 تا 70 درصد خودکشی ها یک افسردگی مشخص شده است. 80 درصد کسانی که با خودکشی مرده اند در آخرین ماه های قبل از خودکشی تحت درمان روان پزشکی بوده اند.

2) مسائل اجتماعی:

انزوا، از دست دادن عزیز، فقدان فرد مهم زندگی(داغدیگی)، محرومیت، جدایی و نداشتن شغل یا کار می تواند از عوامل مهم ایجاد ایده و اقدام به خودکشی باشد.

3) مسایل ارگانیکی و جسمانی: بیماری های جسمی، تومور بدخیم، اختلالات عصبی، کاهش فعالیت سروتونین مغزی(.(ستوده؛هدایت الله.1383.آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات).تهران.آوای نور)

شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشی

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند .

اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و ... از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است.

رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی – اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو  ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد . 

عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی .

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .

سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است

مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.
وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل " فون" دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

سلامت جسمی وروانی

محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،1371 :87-85) (اشراقی ،مجله جغرافیای ایران)

شیوه های خودکشی

•    شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند:
•    شیوه های رنج آور: سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .
•    شیوه های خفه کننده: غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و حلق آویز کردن.
•    شیوه های مسموم کننده: املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی.
•    و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ،خفگی های مشکوک و غیره .

- راه های پیشگیری از خودکشی

کاملاً پیداست که خودکشی پدیده ای است که ممکن است درهر قشری از جامعه اتفاق بیفتد ،اما تلاش در کاهش عوامل تنش زای محیطی ،خانوادگی ،تحصیلی وسازمان ها و آموزش بهداشت روانی ازطریق رسانه ها ی گروهی می تواند ازراه کارهایی باشد که ازروند رو به رشد نرخ خودکشی در جوامع بکاهند . در این جا نظری اجمالی بر برخی اقدامات پیشگیرانه در مورد خودکشی خواهیم داشت :

1- مشاوره ، راهنمایی و حمایت فرد و روان درمانی فرد
2- همبستگی اجتماعی درحد اعتدال باقی بماند و درتعیین سرنوشت و مسیرزندگی افراد ،هم مصالح فردی و هم مصالح جمعی به یک اندازه درنظرگرفته شوند و فشار و نظم اجتماعی درحد معقول و مطلوب باشد .
3- احساس هویت اجتماعی در افراد تقویت شود زیرا باعث از بین بردن انزوای اجتماعی و غیرهدفمند کردن زندگی فرد می شود و افرادجامعه بر اساس آن ،جایگاه و منزلت واقعی خود را کسب می کنند.
4- اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی و اصلاح الگو های ارتباط بین زن ومرد .
5- تعمیق باورها و نگرش های دینی با به کار گیری شیوه ی تبلیغی مؤثر.
6- مقابله با آداب و رسوم غلط اجتماعی درباره ی زنان.
7- آشنا کردن خانواده با علایم و دگرگونی های رفتاری فرد قبل از خودکشی .
8- ایجاد خانه ی سلامت وخطوط تلفن بحران.
9- پیش بینی واحد درسی "حقوق  و دانش خانواده "در آموزش و پرورش.
10- بررسی محیط زندگی افرادی که در خطرند .
11- تعلیم و تربیت روحانیون ،پرستاران ، پلیس، معلمان و سایر مسئولینی که با افراد زیادی ذر تماس هستند.
12- و همین طور باید تصویر فرد از خود و آینده اش را هموراه با عقاید مذهبی روشن کرد چرا که از موانع بسیار با اهمیت در پیشگیری از خودکشی می باشد.

خودکشی درجهان:

سازمان بهداشت جهانی آمار خودکشی یا نرخ های آن را برحسب سن، جنس و به نسبت هر صد هزار نفر جمعیت جمع آوری و منتشر می کند. چنان که از ارقام مذکور بر می آید نرخ خودکشی در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با نرخ خودکشی در کشورهای توسعه نیافته خیلی بالاتر است. ظاهراً رابطه ی خودکشی با فقر و جهل کمتر ولی با عدم فردیت، همبستگی و آگاهی بیشتر است.
در آمریکا سالیانه 6500000 نفر اقدام به خودکشی می کنند که از میان آنان 30000 نفر، یا قریب 4/6 درصد موفق می شوند. سالانه یک میلیون نفر در سطح جهانی در اثر خودکشی می میرند و خودکشی هشتمین عامل مرگ در جهان است. ژاپن، هند، آمریکا و شرق اروپا بالاترین آمارهای خودکشی و آمریکای لاتین، اسپانیا و ایرلند پایین ترین نرخ خودکشی را دارند.

نکته ی قابل ذکر اینکه آمارهای مربوط به کج رفتاری های اجتماعی به دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی چندان قابل اعتماد نیست و معمولاً چند برابر کمتر از حد واقعی آن است. البته هیچ معیاری هم در دست نیست که حد و اندازه ی کم اعتباری و یا بی اعتباری این آمارها را معین کند. آمارهای مربوط به خودکشی نیز حداقل به دو دلیل همین ضعف را دارد: یکی اینکه مسئولان مناطق مختلف جهان حتی داخل یک کشور، برای تعیین خودکشی و تمییز آن از سایر انواع مرگ، از شیوه های متفاوت استفاده می کنند. از همین رو آنچه در یک جا خودکشی محسوب می شود احتمال دارد در جای دیگر مرگ طبیعی، تصادفی و یا قتل اعلام شود. حتی در یک شهرنیز ممکن است در بین مأموران مربوط بر سر اینکه مورد خاص مرگ مشکوکی خودکشی است یا علت دیگری موجب مرگ شده اختلاف نظر باشد. بنابراین زمانی که مرگی را خودکشی اعلام می کنند احتمال دارد که چنین نباشد و هم چنین زمانی که مرگ کسی را خودکشی اعلام نمی کنند معلوم نیست واقعاً خودکشی نباشد.

دیگر اینکه حتی زمانی که همه مأموران و مسئولان مربوط نرخ خودکشی مشابهی را برای جمعیتی خاص اعلام می کنند، هنوز احتمال دارد که نرخ اعلام شده به دلیل اینکه نزدیکان خودکشی کننده یا خود او می کوشند شواهد و مدارک را پنهان و علل مرگ را کتمان کنند چندان معتبر نباشد. (خانواده ها اغلب از ترس آبروریزی و یا مقصر محسوب شدن و مورد سرزنش قرار گرفتن، خودکشی اعضای خود را تصادف اعلام می کنند). تحقیقات نشان داده است که در امریکا حدود 15 درصد موارد فوت بر اثر تصادف رانندگی در واقع امر خودکشی بوده است ولی تصادف اعلام شده است. .(صدیق سروستانی،رحمت الله.1389.آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات اجتماعی.سمت)

خودکشی در ایران

در مقیاس کشوری داده های متقنی درباره خودکشی بر حسب زنان و مردان بر حسب سن و جمعیت به طور استاندارد وجود ندارد. تقریباً در تمام استان ها تحقیقات موضعی در مورد خودکشی انجام گرفته اند، بدون اینکه حتی در سطح ملی، برحسب جمعیت، استاندارد شده باشد. فرهنگ ایرانی اسلامی، خودکشی را امری ناپسند می داند و فرار از انگ و سرزنش دیگران باعث پنهان کردن خودکشی توسط خانواده و نزدیکان افراد و تهدید اقدام کننده و بازماندگان خودکشی کردگان و در نتیجه اختلال و ابهام در آمارها و اطلاعات مربوط می شود. آمارهای نیروی انتظامی ، وزارت کشور، پزشکی قانونی، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، نرخ خودکشی در کشور در سال 1382، شش مورد برای هر یک صد هزار جمعیت بوده است. (بیش از 3000 مورد خودکشی موفق در کل کشور، 65 درصد مردان و 35 درصد زنان) که ایران را رتبه پنجاه و هشتم جهان از نظر خودکشی قرار می دهد. طبق این آمار، خودکشی فقط علت یک درصد از مرگ و میرهای کشور است. بالاترین میزان خودکشی در استان های ایلام و کرمانشاه (با حدود 70 مورد خودکشی موفق از حدود 340 مورد اقدام) و پس از آن ها با فاصله زیادی در استان های لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی و کرمان روی داده است.

خودکشی زنان در استان های ایلام، بوشهر، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و کرمان بیش تر از مردان بوده است. معمول ترین شیوه اقدام به خودکشی عبارت اند از: حلق آویز کردن (5/42 درصد)، مسمومیت با قرص و سموم (5/13درصد) و معمول ترین شیوه خودکشی در زنان استفاده از قرص و سموم است.

صرف نظر از شیوه به کار رفته برای خودکشی، بیشترین خودکشی ها در سنین بین 14-25 سال روی داده است. در دنیا زنان معمولا سه برابر مردان اقدام به خودکشی می کنند اما مردان سه برابر زنان در خودکشی موفق می شوند با این حال در ایران میزان موفقیت مردان در خودکشی دو برابر زنان است. آمار خودکشی برای سال 1379 و بهار 1380 نشان می دهد، که بالاترین نرخ خودکشی متعلق به گروه سنی 10-20 سال بوده است.

کمک رسانی در شرایط بحرانی

افرادی که در شرایط حاد و بحرانی قرار دارند مانند: آسیب دیدگان خشونت های خانوادگی(همسران آزار دیده یا کودکان آزار دیده) زنان آسیب دیده اجتماعی، افرادی که قصد خودکشی دارند یا اقدام به خودکشی نموده اند، دختران فراری و ... توسط مرکز اورژانس خدمات اجتماعی سازمان پذیرش می شوند و تحت حمایت های تخصصی و فوری لازم با استفاده از روشهای مناسب قرار می گیرند. با توجه به اینکه افراد در شرایط بحرانی آمادگی بیشتری برای دریافت کمک دارند، به وسیله این خدمات از گرایش آنها به انحراف یا انحراف مجدد جلوگیری می شود.

خدمات مرکز به صورت سرپایی یا نگهداری موقت با توجه به اهداف ذیل صورت می گیرد:

- ارزیابی همه جانبه افرادی که توسط نیروی انتظامی به مرکز معرفی می شوند.
 - مطالعه و علت یابی انواع آسیب های اجتماعی، شناسایی کانونهای بحران زا و اقدامات تخصصی در رفع این بحرانها با مداخله فردی و خانوادگی
 - ارائه راهنمایی ها و آموزشهای لازم به افراد و خانواده های در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی
 - شناسایی استعدادها و هدایت آنها جهت حرفه آموزی و ایجاد اشتغال به منظور کسب استقلال
 - پیگیری جهت بازگرداندن مراجعان به کانون خانواده

در این خدمت افردي كه مشكلي را در زمينه‌هاي خانوادگي، رواني، شغلي، تحصيلي و ... دارند با شماره تلفن 148 تماس مي‌گيرند و مشاوران و روانشناسان آموزش ديده با استفاده از فنون و مهارت‌هاي مشاوره تلفني بدون اينكه اصراري براي شناسايي فرد داشته باشند به فرد خدمات مشاوره ارائه مي‌دهند.

این خدمت توسط دفتر مشاوره و خدمات روانشناختی انجام می شود.

خط تلفن اورژانس اجتماعی

یک خط تلفن 3 رقمی است که بطور 24 ساعته به افرادیکه در معرض آسیب های اجتماعی قرار دارند (نیازمند حمایت های فوری هستند) خدمات تخصصی ارائه می نمایند. ( با اولویت دادن به کودکان و مسئله کودک آزاری)


منابع و مآخذ:

معیدفر،سعید،جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران،انتشارات نورعلم،چاپ سوم،3181
شعاع کاظمی،مهرانگیز،آسیب های اجتماعی نوپدید،انتشارات آوای نور،چاپ اول،3114
مجموعه مقاات آسیب های اجتماعی،انتشارات انجمن جامعه شناسی ایران،چاپ چهارم،3181
محسنی،منوچهر،جامعه شناسی انحرافات اجتماعی،انتشارات طهوری،چاپ دوم،3114
احمدی،حبیب،جامعه شناسی انحرافات،انتشارات سمت،چاپ چهارم،3181
ستوده،هدایت اله،آسیب شناسی اجتماعی،انتشارات آوای نور،چاپ نهم،3183

نظرات