نگرش چیست !؟ تعاریف و اهمین آن

نگرش چیست !؟ تعاریف و اهمین آن

نگرش عبارت است از ترکیبی از باورها و هیجان هایی که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به دیگران ، اشیا و گروه های مختلف به شیوه ی مثبت یا منفی نگاه کند .

 گفتار اول:1.    نگرش چیست ؟2.     تعریف نگرش 3.    اهمیت نگرش نگرش چیست ؟

 مطالعه ی نگرش  ، از موضوعات دانش روان شناسی اجتماعی است و بخشی مهمی از این علم را به خود اختصاص داده است . به نحوی که برخی از صاحب نظران همچون آلپورت نگرش را همچون هسته اصلی علم روان شناسی اجتماعی تعریف کرده اند .

تعاریف نگرش :

تعاریف متعددی در زمینه مفهوم نگرش مطرح شده است که در زیر به چند مورد اشاره می شود :

نگرش عبارت است از ترکیبی از باورها و هیجان هایی که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به دیگران ، اشیا و گروه های مختلف به شیوه ی مثبت یا منفی نگاه کند . نگرش ها ارزیابی از اشیا را خلاصه میکنند و در نتیجه پیش بینی یا هدایت اعمال یا رفتارهای آینده را بر عهده میگیرند. نگرش را می توان بر حسب نظریه های یادگیری و رویکرد شناختی تعریف کرد.در هر یک از این نظریه ها مفهوم نگرش به گونه ای متفاوت تعریف می شود و هر یک از جنبه های متفاوت نگرش را مورد تأکید قرار می دهد. گوردون آلپورت (۱۹۳۵) نگرش را چنین تعریف کرده است :" نگرش یک حالت آمادگی ذهنی و عصبی است که از طریق تجربه سازمان می یابد و بر واکنش فرد نسبت به تمامی موضوع ها و موقعیت های وابسته به نگرش تأثیر مستقیم و پویا بر جای می گذارد". در این تعریف که عمدتاً بر نظریه یادگیری استوار است تأثیر تجارب گذشته بر سازمان دادن به نگرش ها و همچنین نشان دادن واکنش به یک موقعیت ( آنگونه که در رویکرد رفتارگرایی مطرح است) مورد توجه قرار گرفته است  . از سویی کرچ و کراچفیلد (۱۹۴۸) که عمدتاً دیدگاه شناختی داشتند نگرش را اینگونه تعریف کرده اند:" نگرش عبارت است از سازمان پایدار فرایند های انگیزشی، عاطفی، ادراکی و شناختی که در ارتباط با برخی از جنبه های دنیای فرد است". ملاحظه می شود که در این تعریف به خاستگاه نگرش اشاره ای نشده و در عوض تجربه ذهنی زمان حال مورد تأکید قرار گرفته است . به عبارت دیگر هر نگرش نوعی موضع گیری قبلی برای انجام عمل مثبت یا منفی نسبت به اشخاص ، اشیا ، و حوادث با توجه  به اهداف اجتماعی است و نقش جهت دهنده در تبدیل حالات روانی – عاطفی به حالات حرکتی ایفا می کند .

توماس ، نگرش را حالت پیچیده ای از احساسات ، امیال ، عقاید ، تعصبات یا تمایلاتی می داند که به دلیل تجربیات گوناگون در فرد سبب نوعی آمادگی برای رفتار می شود. او همچنین بر این باور است که نگرش نوعی تمایل به انجام دادن عمل است که در فرد ارزش های مثبت یا منفی ایجاد می کند .

دالش ، معتقد است نگرش ها اکتسابی ، مداوم و دارای اجزای انگیزشی و عاطفی هستند . و در ارتباط بین فرد و موضوع نگرش دلالت دارند .

مادیگان ، نگرش را مهم تر از دانش و مهارت فرد می داند و عقیده دارد که نگرش ها رفتار افراد را هدایت می کنند و بر سازگاری های اجتماعی اوتاثیر دارند و وی را به راه سازندگی یا انحراف هدایت می کنند .
اهمیت نگرش :

نگرش ها با توجه به تعاریف مزبور ، در زمینه سازی و شکل دهی به رفتارها ، ایجاد انگیزش  ، ارضای نیازها و جهت دهی به گرایش ها تاثیر جدی دارند . به همین دلیل مطالعه آن ها بخش عمده ای از علم روان شناسی اجتماعی را به خود اختصاص داده است . به طوری که « هیج مفهوم مجردی نتوانسته است همچون مفهوم نگرش موقعیت عمده ای در روان شناسی اجتماعی کسب کند » . در ادامه به برخی از کارکرد ها و آثار مترتب بر شناخت نگرش ها اشاره می شود :

1. امکان پیش بینی رفتار : آگاهی از نگرش ها به طورنسبی فرد را قادر به پیش بینی رفتارها می سازد . البته روشن است که رفتارها از عوامل متعددی ناشی شده و شرایط و موقعیت های گوناگونی در شکل گیری و تعدد آن ها موثر است . اما همه ی این عوامل و شرایط ، رفتار را در بستر همساز با نگرش ها جهت می دهند . و با مرور زمان و استمرار عمل برخی از تعارضات بدوی نیز ، که معمولا میان این دو واقع می شود ، جای خود را به سازگاری و التیام می دهند ، اگرچه از لحاظ نظری ، استبعادی ندارد که در برخی افراد یا گروه ها بر اساس بعضی رفتارها و تحت شرایط و اوضاع و احوال خاص فرهنگی – اجتماعی این تعارض میان رفتار و نگرششان به صورت ریشه ای همواره باقی بماند ( مانند اقلیت های مذهبی در برخی جوامع موجود). در حقیقت امکان پیش بینی درست رفتار بر اساس نگرش ، به میزان همسازی میان این دو بستگی دارد . به عنوان مثال ، در جایی که میان باورها ( عناصر شناختی ) و نگرش ها ( عناصر هیجانی ) ناهمسازی وجود داشته باشد ، از نگرش نمی توان به عنوان یک مبنای مطمئن در پیش بینی رفتار استفاده کرد . به اعتقاد برخی ، بسیاری از عواملی که پیش بینی رفتار را از روی نگرش ها امکان پذیر می سازند در یک چارچوب نظری در هم بافته شده اند و پیش بینی تنها با درک آن مجموعه امکان پذیر خواهد بود . قابل ذکر است که نگرش ها نیز همچون پاسخ های مربوط به محرک های رفتاری باید ارضا کننده باشند و به پاسخ هایی منجر شوند که به طور مستقیم ، در شخص ایجاد خرسندی می کنند . در هر صورت ، اگرچه رابطه ی میان برخی نگرش ها با نظام احتیاجت فرد ، گروه یا جامعه دقیقا مشخص نیست ، اما می توان ارتباطی هرچند مبهم یا با واسطه میان آن ها پیدا کرد .

2 . نقش رفتار در شخصیت افراد : از جمله اموری که در توصیف و تشریح فرد دخالت تام دارد نگرش ها می باشند . اهمیت نگرش ها ، که خود ناشی از به کار بردن نظام  ارزش های فرد هستند ، اگر بیشتر از نظام ارزش های مولد خود نباشد ، دست کم به اندازه ی آن در شناخت فرد موثر است .

3. نقش نگرش در تشخیص پیش داوری ها : نگرش ها به تدریج ، نوعی تجلی کلی غیر قابل فهمی در روش و سیاق زندگی اجتماعی ایجاد می کنند و با کمک ارزش ها و هنجارهای گروه خودی ، به ارزیابی دیگران می پردازد . از همین زمان است که بعضی از نگرش های پیچیده و مبهم و از نظر منطقی توجیه ناپذیر پدیدار می شوند و منبع تغذیه پیش داوری های طبقاتی و گروهی می گردند .

نظرات